سال ۱۹۹۸ است و روزنامهنگاری جوان -ایزابل- به شهر ساحلی گالیسیا میرود تا دوران کارآموزی خود را در آنجا بگذراند. او در همان ابتدا نامههایی را مییابد که هر ساله در ستون آگهی روزنامه نوشته میشوند. نامههایی که از عشق و خیانت زن و مردی سخن میگویند که در سال ۱۹۵۸ رخ داده است.
داستانهای عاشقانهای که از عشقها و حسرتهای قدیمی سخن میگویند در سینما بسیار پرداخت شدهاند. از داستان «مالنا» گرفته تا «سینما پارادیزو» همگی روایت داستانها و عشقهایی هستند که برای زمانی گذرا در روح و روان شخصیتهای آن وارد شده و دیگر هرگز از آن خارج نشدهاند. عشقهای فراموشنشدنیای که سالهای حسرتی را هم به دنبال داشتهاند. عشق «گنزالو» و «لوسیا» در این فیلم هم اگرچه سعی کرده است تابع همین روند عشقهای فراموشنشده باشد اما آن اصالت و هویت داستانهای قدیمی را ندارد و به نوعی روایت داستاناش عقیم مانده و باورپذیری چندانی را برای تحتتاثیر قرار دادن بیننده در درون خود ایجاد نکرده است.
فیلم «تابستانی که ما زندگی کردیم» روایت مثلثی عشقی است که در آن لوسیا نامزد هرنان است اما عاشق گنزالو میشود. فیلمی غیرخطی که در میان اتفاقات زمان حال و روزنامهنگاری که به دنبال یافتن این داستان قدیمی است، با ایجاد فلشبکهایی به گذشته رفته و روایت این عشق را بیان میکند. داستانی قابلپیشبینی که تنها مسیر روایت آن میتواند بیننده را جذب خود کند. اما این مسیر آنچنان که باید توانایی نشان دادن آن عشق خاص را در خود ندارد. رابطهی ایجاد شده میان گونزالو و لوسیا پرداخت چندانی ندارد و اشتیاق ناگهانی میان این دو بیشتر به یک هوس زودگذر شبیه است تا عشق ناب. درواقع چیزی که این فیلم در سکانسهای خود نشان میدهد نگاههای دو طرفهی این اشخاص به هم است، بدون اینکه این دو در کنار هم قرار بگیرند و مکالمه یا دیالوگ عمیقی میان آنها شکل پیدا کند. از این روست که این عشق عمق چندانی ندارد، اگرچه اشتیاق لازم را برای با هم بودن در خود دارد. داستان این فیلم، عشق گونزالو را بیشتر یک هوس زیبا نشان میدهد و نمیتواند بیننده را به این باور برساند که این عشق برای نزدیک به چهل سال دوام داشته باشد.
فیلم «تابستانی که ما زندگی کردیم» علیرغم داستان بیرمق خود تصاویر زیبا و کاملی را در خود جای داده است. لانگشاتهای بسیار از تاکستانهای انگور، انبارهای بزرگ شراب با بشکههای بسیار و محیط زیبای پیرامون خانهی هرنان همگی اثر وجود این شخصیتها را در مکانی رویایی بیشتر کرده است. حتی خانهای که هرنان در آن از گونزالو پذیرایی میکند زیباییهای جذابی دارد که میتواند بیننده را متوجه خود کند. بازیگران حرفهای این فیلم نیز یکی دیگر از مزیتهای آن محسوب میشوند که توانستهاند اثر شخصیتهای خود را بیش از پیش نیز نمایند.