پوستر فیلم مجاورت

موجودات فرازمینی و مسیح در چنگال اثری ضعیف

مجاورت
Proximity
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده اردیبهشت

بیگانگان از دیرباز که بشر توسط علم و فن‌آوری به حقایقی در باب آنها رسیده و با اینکه حضور و وجودشان هنوز هم برای برخی مبرهن است و برای بعضی دیگر در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، از جمله موضوعات جذاب و شیرین در عالم ادبیات، سینما و حتی موسیقی هستند. آثار شاخص گذشته و مخاطبان بی‌شمار آنان مصداقی‌ست بر این کلام. «مجاورت» نیز اثری علمی-تخیلی با ته‌مایه‌ای درام در تلاش است در قرن ۲۱ خود را به نزدیکی فیلم‌های گذشته برساند و باید دید آیا اینگونه بوده یا خیر.
«اریک دموسی» اولین اثر بلند خود را در مقام نویسنده و کارگردان به سینما پیشکش کرده‌است. نام او بیش از هرچیز با سریال موفق «چیزهای عجیب» همراه شده است. وی با پیاده‌ کردن موفقیت‌آمیز جلوه‌های ویژه‌، این اثر را در اذهان مانا کرد. البته از سریال «بازی تاج و تخت» را هم نمی‌توان یاد نکرد. حال باید به تماشا نشست تا دید چه اندازه توانسته این تبحر را درکنار سایر عناصر فیلم بکار ببرد.
داستان درباره‌ی متخصصی است که در ناسا مشغول به‌کار است. آیزاک -رایان میسن- برای دوچرخه‌سورای و گرفتن ویدئوی شخصی از خود طبق عادت به طبیعت رفته که شاهد سقوط شهاب‌سنگی از آسمان می‌شود. در همین حین سفینه‌ای فضایی را می‌بیند که نزدیک شده و از-آن تصویر می‌گیرد. برای فرار از مأموران به میان درختان رفته و ناگهان متوجه جسمی شده و وقتی بر می‌گردد با موجودی فضایی مواجه می‌شود. می‌خواهد از او فیلم بگیرد که تیره‌وتار شدن فضا باعث اختلال فیلم‌برداری می‌شود. بخشی را در حافظه‌ی دوربین خود ثبت‌وضبط کرده است و درصدد فرار بر می‌آید. زمانی می‌گذرد و او بالای تپه از خواب برخاسته و به محل کار خود می‌رود. همان موقع متوجه می‌شود که سه روز از آن ماجرا گذشته و تصمیم به کشف حقایقی از ماجرای سفینه فضایی می‌گیرد. فیلم ثبت شده را در فضای مجازی به اشتراک می‌گذارد، اما فردی که بتواند حرف‌هایش را جدی بگیرد یافت نمی‌شود. او همچنان دست از تلاش بر نداشته و قصد دارد تحقیقات خود را ادامه دهد تا به نشانه‌هایی برسد. به تدریج درمی‌یابد که توسط موجودات فضایی ربوده شده بوده و تصمیم می‌گیرد افرادی را مثل خود پیدا کند. به دختری برمی‌خورد و خواهان کسب اطلاعات و مصاحبت با او می‌شود. سارا -هایدی کان- که او را پسری پیگیر و کاربلد می‌داند و به او اعتماد کرده و همراه ایزاک معماها را می‌خواهد حل کند. هکری زبده در تیم‌شان وجود دارد – کریستین پرِنتیس- که پی به وجود فردی به نام کارل می‌برد. کارل- دان اسکرایبنر- در سال ۱۹۷۹ ناپدید شده است و دانشمندی متخصص در علوم فضا به‌شمار می‌رفته است. تعقیب و گریزهایی میان آن‌ها و ماموری متمرد و طاغی- شاو جونز- صورت می‌گیرد و این گروه را به مخاطره می‌اندازد.
بی‌شک با مشاهده‌ی صحنه‌های آغازین فیلم به‌یاد فیلم‌های اسپیلبرگ و لوکاس می‌افتید. سال‌ها قبل آثاری همچون: ئی.تی موجود فرازمینی، برخورد نزدیک از نوع سوم، جنگ ستارگان و تی‌اچ‌اکس ۱۱۳۸ و مردان سیاه‌پوش خلق شد که دموسی با الهام گرفتن از این آثار تمایل به آفرینش فیلمی به همان سبک و سیاق داشته است. هر نما از این اثر یادآور هرکدام از آثار مذکور بود. پیداکردن سیگنال و ردیابی آن در محل کار و در مکالمه‌ای میان او و همکارش که از ئی‌تی نام به میان می‌آورد، تا صحنه‌ای سفید رنگ که سارا و ایزاک توسط مأمورانی دستگیر شده‌اند تا آزمایشاتی روی آنها صورت بگیرد و …، نشان از اراجاعات دموسی به آثار قبلی این ژانر دارند.
بازیگران نا آشنا را می‌توان از نقاط قوت این اثر دانست. بازی در خور میسن و کان برجسته بود. میسن، دانشمندی پرشور و حرارت در حرفه‌ی خود و درعین حال خجالتی، را خلق کرد که با چشمان درشت و برخی اوقات خیرگی‌های حاکی از بهت و کشف حقیقت، به‌درستی توانست این نقش را ایفا کند. در کنار این عنصر باید به جلوه‌های ویژه اشاره کرد که طبعاً به‌سبب وجود دموسی می‌بایست به طرز خارق‌العاده‌ای درست از کار درآیند. اما متأسفانه فیلم‌نامه‌ی اثر نقاط قوت را تحت‌الشعاع قرار داده و منتج به اثری ضعیف گردانیده است. داستانی که بی‌جهت به حضور مسیح اشاره می‌کند که بیگانگان اذعان می‌دارند که وی را پیشتر ربوده‌اند. این اثر هرچند ملهم از آثار یادشده بود، اما به نحو تأسف‌باری فاصله‌ی زیادی با آنها دارد. صد البته به درخشش آثار اسپیلبرگ و لوکاس نیست. پیچیدگی و ابهام در اثر تسلط پیدا کرده و نقطه‌ضعف محسوب می‌شوند، که در خلال عناصری همچون طراحی صحنه و فیلم‌برداری آشکار شده‌است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟