پوستر فیلم هارلی کویین: پرندگان شکاری.

رنگارنگی خشن

هارلی کویین: پرندگان شکاری.
Harley Quinn: Birds of Prey
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲
نویسنده سارا

زمانی سینما یک تفریح و سرگرمی محسوب می‌شد. هنری جادویی که افراد را متحیر زیبایی‌های خود می‌کرد و همین تحیر و علاقه باعث شد افراد زیادی پا به این عرصه بگذارند و سینما تبدیل به هنری شود که نام صنعت سرگرمی را یدک بکشد. به‌طوری‌که گاه حتی از هنر فاصله گرفته و تنها صنعتی سودآور شود. در این میان فیلم های سودآور که تنها برای دیده شدن توسط مخاطبین ساخته می‌شوند رواج یافته و از اهمیت هنری آن کاسته شده است. فیلم‌های خشن، پر از جنگ‌ها و کشمکش‌های بی‌معنی، یا پر از زرق‌وبرق‌های سینمایی رواج یافت و بیننده‌ی خواهان هیجان و ماجراجویی را در دام خود انداخت. حتی فیلم‌های ابرقهرمانی نیز که در ابتدا خلاقیت و داستان آنها بیننده را مجذوب خود کرده بود رفته‌رفته دچار سکون شده و خستگی را به بینندگان خود پیشکش کردند. در این میان داستان دختری با شکل و شمایل «هارلی» پر از رنگ و هنجارشکن می‌توانست چراغ روشنی باشد. اگرچه قسمت اول آن مورد پسند بسیاری از منتقدان قرار نگرفت، اما قسمت دوم توانست هم منتقدان و هم مخاطبان را به رضایتی نسبی برساند. «هارلی کویین» که خود از ابتدای داستان روایت‌گر داستان خود است، به خوبی توانست داستان را از وجه خود جلو برده و هم هیجان و هم طنز و سرگرمی را به مخاطبش انتقال دهد. شیوه‌ی روایت داستان از دو سوی متفاوت نیز جالب توجه بود. سکانس‌های درگیری هارلی، به ویژه سکانس درگیری او در اداره‌ی پلیس، با گلوله‌های رنگی هم از لحاظ زیبایی بصری و هم از لحاظ خلاقیت درگیری‌ها قابل ستایش بود. سکانس درگیری او با زندانیان زندان با وجود روشن شدن آلارم آتش، ریختن آب روی زمین و سرخوردن‌های پی‌در‌پی هارلی و زندانیان نیز از سکانس‌های خوب فیلم محسوب می‌شود. علاوه بر درگیری‌هایی که هارلی با دیگران دارد، درگیری دیگر اعضا و شخصیت‌های فیلم نیز با خلاقیت و طنز خوبی همراه است. «رنه» پلیس زنی که به دنبال دست‌یابی به حقیقت کشته شدن چندین تبهکار است به خوبی در داستان جاگرفته و سیرش برای رسیدن به انتهای داستان و هارلی، بدون ایراد است. دو شخصیت زن دیگر فیلم – «داینا» و «هانتر» – نیز پرداختی نسبتاً خوب دارند، اگرچه می‌توانست بهتر هم باشد. تقابل این زن‌ها در برابر تبهکارانِ مرد شهر شاید از سوی بسیاری از افراد شعارگونه و فمینیستی بیاید ( شاید حتی این تفکر درست هم باشد)، اما باید به یاد بیاوریم این فیلم‌ها بیشتر از آنکه خواهان حرفی برای گفتن باشند، جنبه‌ی سرگرمی و حتی سودآوری دارند و این فیلم از پس این مهم برآمده است. هارلی کویین این بار با روایتی متفاوت و با شجاعت در پرداختی متفاوت توانست دیده شود و البته که آن را مدیون بازیگر نقش خود «مارگو رابی» نیز است. رابی که نشان داده به‌خوبی می‌تواند نقش یک زن و دختر سرکش را بازی کند، این جا هم با بازی خوب خود توانسته نقش را با خود عجین کند و لذت دیدن فیلم را با بازیگری خود بیشتر کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟