«لکس» به همراه پسرِ همسر خود -جورج- در یکی از املاک بزرگ پدر خانواده -مارسلو- زندگی میکنند. شبی آنها برای تفریح به باری میروند و در آنجا با مردی جوان بهنام «جو» آشنا میشوند. این مرد خود را قاتلی اجارهای معرفی میکند و پیشنهاد کشتن مارسلو را به آنها میدهد. درنتیجه لکس که از همسر ثروتمند اما هوسباز خود خسته شده با جورج، پسر دگرباشی که از ملامتها و تحقیرهای پدر ناراحت و افسرده است به کمک این مرد جوان نقشهای میکشند تا مارسلو را بکشند و املاک او را تصاحب کنند.
فیلم «املاک» طبق ژانر نوشته شده در خلاصهی آن باید داستانی ترسناک و کمدی باشد اما این فیلم نه ترسناک است و حتی یک سکانس قابل ترسیدن دارد و نه کمدی است و سکانس یا شخصیتهایی دارد که طنز باشند. این فیلم طرح کلی خوبی برای پرورش دارد. اگرچه این طرح چندان جدید نیست و بارها به اشکال مختلف در فیلمهای جدی یا کمدی مورد استفاده قرار گرفته شده است اما آنقدر پتانسیل پرورش دارد که میتواند بارها به اشکال دیگری نیز از آن استفاده کرد. مثلاً در فیلم «دو روز در دره» (۱۹۹۶) دو قاتل حرفهای و اجارهای سعی میکنند همسر یک ورزشکار المپیکی را بکشند. در این میان اتفاقات جنایی و خندهدار زیادی رخ میدهد که میتواند بیننده را با آن همراه کند. اما در فیلم «املاک» آنقدر همهچیز سریع و احمقانه پیش میرود که مجال ارائهی یک مسیر منطقی در آن نیست. اتفاقات تنها رخ میدهند تا داستان بدون اینکه دلایل کافی داشته باشد در یک مسیر باریبههرجهت ادامه پیدا کند و به پایان رسد.
از سوی دیگر شخصیتهای این فیلم به دلیل پرداختهای ناموفقی که دارند کاریزمای یک شخصیت به یادمادنی شدن را هم ندارند. فیلم توضیحی دربارهی عقبهی این شخصیتها ارائه نمیکند و احساسات چندانی را هم برای درک شدن آنها به تصویر نمیکشد. جذابیت فردیای که به آنها شخصیت کاریزماتیک دهد و بتواند آنها را سمبل کسی یا چیزی در داستان کند نیز در درون آنها وجود ندارد. مثلاً شخصیت جو که قرار است قاتلی اجارهای باشد که همواره استخدام میشود تا سفارشات قتل دیگران را انجام دهد، هیچ المان مشخصی را در خود ندارد تا بتواند به عنوان یک قاتل حرفهای پذیرفته شود. او در کدام روش خبرهتر است و چه برنامهریزیهای مشخصی برای قتلهای خود دارد؟ عملاً هیچ چیز. این فیلم هیچ شانسی برای ماهر بودن به این قاتل نمیدهد. شخصیت لکس نیز جز رفتارهایی که در ابتدا شاید جذاب باشند اما رفتهرفته سخیف و حتی ادا دیده میشوند کار خاصی نمیکند. در این میان شاید کمی شخصیت جورج بتواند آن هم با بازی خوب بازیگر آن کمی قابلقبول باشد.
با تمام ایرادات فیلم «املاک» اما نباید از فضای شیک و لوکس و استفادهی درست از این فضا غافل بود. فضایی که توانسته است برخلاف داستان آن دیدن تصاویر را کمی قابلتحمل کند. لباسهای شخصیتها و حتی گریم آنها به خوبی هارمونی لازم را برای داستان این فیلم ایجاد کرده است و اگر شخصیتهای آن پرداخت بیشتری داشتند ما با فیلمی سرگرمکننده و لذتبخش روبهرو میشدیم که متاسفانه این اتفاق رخ نداده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.