کاش تقلیدها شخصیتهای مستقلی داشتند
«دادا» در حال گشت و گذار در جنگل است که نوزادی را در کنار رودخانه مییابد. او نوزاد را به منطقهی اسرارآمیز «زارودها» میبرد و با رئیس خود به مشورت میپردازد که آیا باید با این نوزاد انسان چه کند. اما تمام زارودها و البته رئیس مانع ورود آنها به آن منطقه میشوند چرا که آنها انسانها را دشمن خود میدانند. پس دادا این نوزاد را «کوکو» مینامد و با ساختن خانهای در سوی دیگر جنگل او را بزرگ میکند.
سالهاست کودکان با داستان پسری که در جنگل بزرگ میشود و میتواند با حیوانات مختلف حرف بزند و با آنها رابطه برقرار کند بزرگ شدهاند. دیگر کسی نیست این داستان جذاب و ماجراجویانه را نشنیده باشد. داستان پسری شجاع که سعی میکند حتی رابطهی انسانها با حیوانات را بهتر هم کند. اولین فیلمی که تارزان این پسر جنگلی را به تصویر درآورد یک انیمیشن در سال ۱۹۹۹ بود و بعد از آن بود که به عنوان سوژهای خاص در بسیاری از انیمیشنها و فیلمها به صورت شخصیت اصلی یا فرعی قرار گرفت و منبع الهامات بسیاری هم شد. انیمیشن «پوکمون: اسرار جنگل» نیز با همین رویکرد و داستان آغاز و پایان مییابد. تنها تفاوتی که این داستان با داستانهای گذشته دارد آن است که حیوانات این جنگل حیواناتی خیالی و عجیب هستند.
انیمه «پوکمون: اسرار جنگل» برگرفته از یک بازی انیمیشنی است. بازیای که طرفداران بسیاری را هم دارد. اما اصرار کمپانیهای ساخت این بازیهای ویدئویی برای تبدیل کردن آنها به فیلم و انیمیشن باعث شده است دیگر اثری از آن خلاقیتهای جذاب داستانی در این گونه انیمیشنها وجود نداشته باشد و همگی به صورت داستانهایی تکراری رخ دهند که تنها میخواهند به مدد تصاویر خود به روایتهاشان شکل دهند. انیمیشنهایی که در آنها به جای دادن شخصیتهای غنی به کاراکترهایاش، شمایلی عجیبوغریب برای آنها ایجاد میکنند تا دیده شوند و البته که دیده هم میشوند. کودکان امروزی با اینگونه بازیها بزرگ شده و شمایلهای آنها را میپذیرند اما نکته اینجاست که چرا نباید به این کاراکترها شخصیتهای پرمعنا و غنی داده شود تا درک آنها برای کودکان منجر به درکی عمیقتر از زندگی گردد. بیشتر داستانهای انیمیشنهای امروزی تبدیل شدهاند به ماجراجوییهای سطحی شخصیتهایی که میخواهند با دوستی با حیوانات در برابر انسانهای بدجنس بایستند و در نهایت هم در روایتی سطحیتر به راحتی همهشان پیروز میشوند و همهچیز به خوبی تمام میشود. این روایتها شاید برای یک بار یا دو بار شنیدنشان برای کودکان جذاب باشد اما کمی بعد تکرار آنها کودکان را هم خسته میکند.
در انیمیشن «پوکمون: اسرار جنگل» دقیقاً کودک از سکانسهایی خوشاش میآید که در اولین فیلم تارزان هم میتوان آنها را دید حتی به شکل بهتری. سکانسهایی که تارزان بر فراز آسمان جنگل میدود و بازی میکند و در دریاچههای آن شنا میکند پس شاید بهتر باشد به جای نشان دادن این نسخهی ضعیف از یک داستان زیبای قدیمی و یک تقلید کورکورانه همان انیمیشن نسخهی اصلی را به کودکانمان نشان دهیم تا بتوانند روایت یک داستان را در فیلمی اصیل ببینند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.