«هوو یوانجیا» بدون اینکه پدرش متوجه شود هنرهای رزمی را یاد گرفته است. او فکر میکند کونگفو ورزشی خشن است که باید از آن برای اعمال خشن و در برابر افراد زورگو استفاده کرد. اما زمانی که با یک داروساز مخالف با ظلم و ستم حکومت روبهرو میشود متوجه میشود که از این هنرهای رزمی میتواند استفادههای بهتر و والاتری نیز بکند چنانکه به مردم شهر و کشورش کمک نماید.
از متولدین دههی پنجاه و شصت کمتر کسی است که فیلمهای رزمی جکیجان و بروسلی را به لطف نمایش تلویزیون ندیده باشد. تا آنجا که یادمان میآید جز این فیلمهای رزمی و چند فیلم پلیسیای که درواقع سریال بودند و تلویزیون لطف میکرد و برای ما به صورت فیلم، عصرهای جمعه نمایششان میداد ما انتخاب دیگری برای دیدن نداشتیم، از این رو همهمان با این فیلمها بزرگ شده و البته بهترینشان را هم دیدهایم. از فیلم «شمشیرزن یک دست» گرفته تا کارتون «پسر رعدآبی» که همگی جزو داستانهای رزمی گذشتهاند. حال دیدن یک فیلم آن هم در سال ۲۰۲۰ با همان سبک و سیاق و با همان نوع قهرمانها حداقل برای نسل ما چندان جذاب نیست.
دیگر کسی با دیدن یک قهرمان کنگفوکاری که با دستاناش و بدون شمشیر در برابر تمام مبارزان شهر میجنگد تا بعد از نبرد با آنها و پیروزی در برابر آنها بتواند باشگاه هنرهای رزمی خود را ایجاد کند، به وجد نمیآید. حتی زمانی که این قهرمان تنها خواهان مبارزه با بدنامترین افراد شهر است هم دیگر اتفاق خاصی برای رخ دادن وجود ندارد. سکانسهای نبردی که همگی تداعیکنندهی همان فیلمهای گذشته است به طوری که لباسهای این افراد نیز ما را به همان زمانها و آن داستانهای قدیمی میبرد. اما این فیلم تفاوت عمدهای با آن فیلمهای قدیمی دارد و آن هم اصالتی است که در قهرمانهای قدیمی شاهد بودیم و در داستانهای امروزی دیگر خبری از آن نیست. قهرمانهای قدیمی هم از لحاظ حرکات رزمیای که انجام میدادند و هم از لحاظ شخصیتهایی که داشتند از ابهت و حتی غرور بیشتری برخوردار بودند. آنها وجههی قهرمان بودن را داشتند اما قهرمانهای جدید و البته قهرمان این فیلم هرگز از لحاظ شخصیتی آن ذات قهرمان بودن را در خود ندارد از این روست که باور شخصیت او نیز چندان قابل قبول نیست.
اما مزیتی که فیلم «پادشاه کونگفوی بیباک» نسبت به بسیاری از آثار چینیای که تا به حال مرور کردهایم دارد آن است که از لحاظ داستانی قابل اتکا بوده و مسیر روایت آن دارای یک پیرنگ و طرح قابل ردیابی است. یعنی میتوان برای این فیلم داستانی را تعریف کرد. درصورتی که فیلمهای ارائه شدهی امروزی از سینمای تجاری چین حتی این المان ساده را هم در خود ندارد. استفاده از پردهی سبز و نمایش هنرهای رزمیای که بیشتر در آسمان رخ میدهد تا بر زمین با داستانهایی آشفته المان اصلی این فیلمها شدهاند.
مزیت دیگر این فیلم را میتوان در فیلمبرداری آن و توجه کارگردان به استفاده از کلوزآپ در هنگام انجام نبردهای تن به تن دانست. کلوزآپهایی که از دستان و پاها و صورت شخصیتهای فیلم در حین مبارزات گرفته شده است. این فیلمبرداری باعث رخ دادن دو اتفاق شده است؛ هم ایرادات نبردها را کمتر کرده و به نوعی به اعمال بازیگران جنبهی حرفهای داده است و هم توانسته است منجر به تعلیق بیشتر این سکانسها بر مخاطب خود شود. از این رو هم این فیلم چنانکه ما را به یاد فیلمهای قدیمی میاندازد میتواند نبردهای رزمی خوبی را برای دیدن در اختیار مخاطب خود قرار دهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.