«کریستینا» خبرنگار است. او از مکانهایی گزارش تهیه میکند که هیچکس توانایی رفتن به آنجا را ندارد. درواقع آن مکانها به دلایلی خاص ممنوعه خوانده میشوند. در این میان او در جدیدترین مأموریت خود بعد از سالها به زادگاهاش برمیگردد تا این بار وارد غاری شود که رفتن به آن نیز ممنوع است. کمی بعد اما او خود را بسته شده به تختی در اتاقی کاهگلی میبیند که مردی دربارهی شیطان وارد شده به بدن او حرف میزند. حال قرار است این مرد علیرغم مخالفت کریستینا، شیطان را از بدن او خارج کند.
فیلمهای جنگیری اساساً به تقابل انسان و شیطان میپردازند. این فیلمها با تأکید بر واژهی انسانیت سعی میکنند با قرار دادن انسان در برابر شیطان و البته پیروزی او بر شیطان، به قدرت والای او تأکید کرده و نشان دهند اگر کسی بخواهد خوب زندگی کند باید تلاشی بسیار زیاد را برای پیروزی بر شیاطین مختلف پیرامون خود داشته باشد. از همین رو هم است که این فیلمها خواهناخواه به سمتوسوی فیلمهای ترسناک کشیده میشوند. چراکه همواره ایستادگی انسان در برابر مشکلات -که به نوعی همان شیطانهای پیرامونی او هستند- میتواند ترسناک باشد و حتی نیازمند نیروی مافوقطبیعی.
فیلم «راههای قدیمی» نیز با همین ایده، داستان خود را آغاز میکند. در ابتدا زمانی که کریستینا کودک است او مادر خود را میبیند که درحال مبارزه با شیطانی است که او هیچ تصوری دربارهی آن ندارد. مادر اما نمیتواند در مقابل این شیطان ایستادگی کند و کریستینا از این مکان برده میشود. سالها بعد اما او بازمیگردد. بازگشتنی که نه برای تجدید خاطرات که درواقع برای نابودی آنهاست. کریستینا معتاد است و در زندگی خود سختیهای بسیاری را تحمل کرده است. او با مشکلات فراوان به -مکزیک- زادگاهاش برگشته است و شیطان نیز به راحتی بر او چیره شده است. اما در ادامه با دیدن خانوادهی قدیمیاش بار دیگر امیدی برای مبارزه با شیطان در خود میبیند. یک پیرزن عجیب و پسرش نیز او را کمک میکنند.
فیلم «راههای قدیمی» با هوشمندی در همان سکانسهای ابتدایی خود فضای داستاناش را به ما نشان میدهد. اتاقی در میان جنگل که بر دیوارهای آن اشکال متفاوتی کشیده شده است. سپس فیلم با فلشبکهای سریع، داستان کریستینا و دلیل ظاهری آمدناش به اینجا را بازگو میکند. درواقع سکانسهای ابتدایی به خوبی و به سرعت مسیر اصلی داستان خود را به ما نشان میدهد و ما تکلیفمان را میدانیم. نیم ساعت ابتدایی به سرعت و با موسیقیای ترسناک ما را متوجه داستان میکند. در ادامه اما این روند کمی کند میشود و شاید بیننده را از خود خسته کند. سکانسهای تکراری از کریستینا و تلاش او برای مقابله با افکار مردمان سنتی و بومی این محله و ارائه ندادن اطلاعات مفید باعث میشود ملال بر چهرهی داستان بنشیند. اما در نیمههای آن دوباره داستان جذابیت خود را پیدا میکند و سرعت نشان دادن موجودات عجیبوغریب و اتفاقات ترسناک میتواند بیننده را با خود همراه کند.
فیلم «راههای قدیمی» اگرچه بر روایت داستان خود وفادار مانده است و سیر منطقی خود را تا پایان ادامه میدهد اما پایان آن قابلپیشبینی و حتی سکانس پایانی آن کلیشهای است از این روست که درنهایت این فیلم پا را فراتر از یک داستان سرگرمکنندهی ترسناک نمیگذارد و به اهداف بالاتر خود نمیتواند بیشتر بپردازد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.