پوستر فیلم آیا و ساحره

هیچ‌کس نمی‌تواند میازاکی پدر شود

آیا و ساحره
Earwig and the Witch
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱.۵
نویسنده سارا

زنی جوان نوزادی کوچک را به همراه یک یادداشت پشت در نوانخانه‌ای می‌گذارد. دو مسئول نوانخانه این نوزاد دختر را پشت در می‌یابند و با توجه به نوشته‌ی داخل یادداشت نام او را «آیاتسوروئه» می‌گذارند. آیا چندین سال در این نوانخانه زندگی می‌کند تا اینکه یک زن و مرد جادوگر او را به فرزندخواندگی خود می‌پذیرند. آیا اما بعد از مدتی رازهای عجیبی را درباره‌ی این خانواده کشف می‌کند.
اولین اتفاقی که حتی پیش از آغاز این انیمیشن می‌تواند توجه ما را به خود جلب کند نام کارگردان آن است. کارگردان این انیمیشن «گورو میازاکی» است؛ فرزند میازاکی بزرگ؛ کسی که نه‌تنها پدر گورو که پدر تمام کودکان گذشته‌های دور تا کنون بوده است. نام «هایائو میازاکی» را تمام سینمادوستان حتی اگر شده برای یک بار هم شنیده‌اند. کسی که با انیمه‌های فوق‌العاده‌ی خود راهی نو را در سینما برای رهروان خود باز کرد. کسی که احتمالاً دیگر مانند او در دنیای سینما و انیمیشن یافت نشود. میازاکی از آن دست کارگردانان، نه بهتر است بگوییم خالقانی بود که همواره سعی می‌کرد همچنان که روایت‌های داستان‌های‌اش جادویی و خاص باشند، تصاویری که ارائه می‌دهد نیز هرچه بیشتر خاص و ملموس باشند. به همین دلیل هم بود که او به شدت به روش ساخت انیمیشن به سبک قدیمی و با دست اهمیت می‌داد و تکنولوژی جدید -سی‌جی‌آی- را قبول نداشت و حتی از آن انتقاد هم می‌کرد. زیرا او معتقد بود این تکنولوژی ایجاد تصاویر واقعی را غیرممکن می‌کند. اینکه پسر او حال برای ساخت انیمیشنی دقیقاً با همین تکنولوژی پیش‌قدم شود شاید عده‌ای را خشمگین یا ناراحت کند. اما شاید باید پسر میازاکی بزرگ باشی تا جرات کنی و پا در راهی بگذاری که نمی‌دانی قرار است چه اتفاقی در آن روی دهد. از سوی دیگر کسانی مانند گورو که قرار است نام پدر را همیشه با خود داشته باشند باید برای دیده شدن بیشتر از دیگران تلاش هم کنند، اگرچه تجربه‌ی همکاری آنها با پدران‌شان همیشه شجاعت بزرگ شدن را هم به آنها می‌دهد.
انیمیشن «آیا و ساحره» در بطن داستان خود و در توجه به نکات ریز داستانی خود کاملاً ما را به یاد آثار میازاکی پدر می‌اندازد. همین امر نشان می‌دهد که گورو در حال تلاش است تا تجربیات خود را در جایی دیگر و به نوعی دیگر استفاده کند. این انیمیشن در طرح کلی و نیز در جزئیات می‌تواند ما را حتی با دیدن انیمیشن‌های پدر، راضی کند اما در نهایت به پای آثار میازاکی بزرگ نمی‌رسد و البته که مهم‌ترین دلیل آن هم تصاویر آن است. استودیوی «جیبلی» در اولین تلاش خود برای ساخت یک انیمیشن دوبعدی هم می‌تواند موفق شده باشد و هم ناموفق. موفق از آن جهت که در این انیمیشن به جزئیات تصویری توجه بسیاری شده و سعی شده است تصاویر شفاف باشند تا این جزئیات به راحتی از هم تمیز داده شوند. ناموفق از آن جهت که چهره‌های شخصیت‌ها دور از واقعیت شده و حتی می‌تواند بیننده‌ی کودک خود را بترساند. از سوی دیگر این تصاویر برای منی که با انیمه‌های قدیمی خو گرفته‌ام و همه‌چیز در آن‌ها برای‌ام زنده و قابل لمس بوده است، مرده و مصنوعی دیده می‌شود، هرچند که سعی شده است به زیبایی‌های بصری نیز در آن توجه شود. در عین حال مسیر روایت داستان و توجه کارگردان به شخصیت‌های خود و ایجاد سحر و جادو در آن باعث می‌شود بیننده‌ی کودک‌اش برای دیدن اتفاقات آن تا پایان مشتاق بمانیم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟