«یوشیتو» با مادرش زندگی میکند. یکی از لذتهای او خوردن غذاهای مادرش است که یک رستوران کوچک و محلی را اداره میکند. غذاهای مادرش آنقدر خوشمزه و پرطرفدار هستند که مشتریان او حاضراند ساعتها برای خوردن آنها در صف بایستند. اما با رخ دادن اتفاقی ناگهانی مادر غذاخوری خود را میبندد. هجده سال بعد یوشیتو درحالی که به تنهایی زندگی میکند به عنوان نویسندهی مستقل دربارهی غذاهای مختلف در رستورانهای متفاوت نظر میدهد. تا اینکه یک نفر او را به همراه دختری جوان بهنام «شیزوکی» استخدام میکند تا برای سایت تازهکارِ پیشنهاد غذایاش به نویسندگی بپردازند.
اغراق نیست اگر بگوییم «غذا خوردن» یکی از لذتبخشترین اتفاقاتیست که برای آدمی رخ میدهد. در این میان طرفداران «گوشت» نیز کم نیستند. فیلم «خوشغذا» با نشان دادن یوشیتو و شیزوکی که مدام از این رستوران به رستوران دیگر میروند و انواع و اقسام غذاهای گوشتی را میخورند احتمالاً بتواند به راحتی این افراد را عصبی کند چراکه هر بار آنها با نوعی از گوشتی که با آداب خاصی مزهدار شده است روبهرو هستند. خوردن این گوشتها توسط این دو نفر و لذتی که در چهرهی آنها نمایان میشود نیز میتواند این اشتیاق برای خوردن را در آنها زیادتر هم کند. به همین دلیل است که باید گفت: «این فیلم را با شکم خالی نبینید» چراکه قطعاً شما را گرسنه میکند حتی اگر طرفدار گوشت نباشید.
سریال «جواهری در قصر» شاید اولین داستانی بود که در کشور ما توانست توجه افراد زیادی را به آشپزی در کشورهای جنوبشرقی و شرقی آسیا مثل کره و چین و ژاپن جلب کند. در این سریال طولانی که بیشتر بر محور غذا و درست کردن آنها بود، جنگ اصلی هم برای غذا بود و چنانکه یک سریال زمان و منابع مالی بسیاری برای ساخته شدن دارد پس توانسته بود در یک پروسهی طولانی هم به سرگذشت شخصیتهای خود بپردازد و هم سکانسهای طولانیای از درست کردن غذاها را در درون خود جای دهد.
فیلم «خوشغذا» از همان ابتدا تمرکز خود را بر روی یوشیتو قرار داده است و قرار است سرگذشت او را نشان دهد که چگونه و چرا تبدیل به کسی شده است که اینچنین برای انتخاب غذا حتی با بو کشیدن مهارت پیدا کرده است. در این میان فیلم با فلشبکهایی به گذشته نیز میرود و دلیل بسته شدن غذاخوری مادر و سپس تلاش دوبارهی او برای سراپانگه داشتن آن و رابطهاش با پسرش را هم بیان میکند. درواقع مسیر داستان کاملاً ساده و پرداخت شده است. اتفاق خاص و هیجانانگیزی قرار نیست در آن رخ بدهد یا یوشیتو یک تستر فوقالعاده و خاص شود. همهچیز در بستری از داستانی ساده و درام رخ میدهد و بیشتر سکانسهای آن را امتحان کردن غذا و خوردن آنها توسط یوشیتو و شیزوکی تشکیل میدهد. حتی داستان زندگی شخصی یوشیتو نسبت به روند اصلی فیلم که نشان دادن غذاخوردنهای مختلف است، در حاشیه قرار گرفته است.
فیلم «خوشغذا» از آن دست از فیلمهایی است که تنها میتواند برای سرگرمی در زمان اضافی شما دیده شود. چراکه درست است که مدام در حال نشان دادن انواع غذاهای مختلف است اما هرگز نه قرار است دستورالعمل و رسپی آنها را ذکر کند و نه قرار است اتفاق مهیج و ماجراجویانهای را در درون خود نشان دهد. حتی سرگذشت شخصیتهای اصلی داستان هم حرف خاصی برای گفتن ندارند و آنقدر ساده هستند که نمیتوان برای طرح و داستان آن هم ایرادی گرفت.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.