پوستر فیلم بی‌عدالتی

سرگردانی ابرقهرمان‌هایی که زمانی ابهت داشتند

بی‌عدالتی
Injustice
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

جوکر به همراه هارلی به گاتهام آمده است. بتمن نیز به دنبال آنها به آنجا آمده تا ببیند چرا جوکر بار دیگر سروکله‌اش پیدا شده است. سوپرمن به ملاقات بتمن می‌رود و خبر حامله بودن عشق‌اش را با خوشحالی اعلام می‌کند اما این خبر چندان طول نمی‌کشد. جوکر، لوئیس را می‌گیرد و به زودی او را به همراه تمام شهر قربانی نقشه‌های پلید خود می‌کند. سوپرمن که از مرگ همسر و فرزندش بسیار ناراحت و عصبانی است در ابتدا جوکر را می‌کشد و سپس از تمام مردم جهان می‌خواهد که جنگ‌ها را تمام کنند و قوانین او را رعایت کنند. در ادامه اما این رخداد باعث مخالفت بتمن و جنگ میان افراد لیگ عدالت می‌شود.
سری بازی‌های ویدئویی «بی‌عدالتی» اولین بار در سال ۲۰۱۳ ابرقهرمان‌ها را موجوداتی فاسد نشان داد تا تصور مخاطبان این ژانر را نسبت به آنها تغییر دهد. این اتفاق در سال ۲۰۲۰ باعث شد «مت پیترز» انیمیشن «لیگ عدالت تاریکی: جنگ آپوکالیپس» را بسازد. در این انیمیشن ابرقهرمانان در دنیایی سراسر تاریکی و خشونت سعی می‌کردند صلح و آرامش را دوباره بیابند. فیلمی که حداقل در آن تکلیف شخصیت‌ها و اهداف کلی‌شان مشخص بود. حال در سال ۲۰۲۱ بار دیگر پیترز از همان داستان اولیه استفاده کرده است تا این بار خودِ قهرمانان را پلید و فاسد نشان دهد. با این تفاوت که در این انیمیشن نه تنها هیچ کدام از شخصیت‌های ابرقهرمان آن پرداخت نمی‌شوند بلکه اتفاقات آشفته‌ی آن هدف کلی داستان را هم زیر سؤال می‌برد.
انیمیشن «بی‌عدالتی» شخصیت‌های متعدد خود را یکی پس از دیگری وارد داستان می‌کند و سپس بدون اینکه باور و هدف‌های آنها را مشخص کند کمی بعد از داستان خارج می‌کند. فیلم با کشتن عشقِ سوپرمن در همان ابتدا با دلیلی آبکی و تکراری او را وارد بازی انتقام می‌کند. اینکه چشمان ابرقهرمانی با باورهای عمیق چگونه به آسانی تاریک می‌شود اولین اتفاقی است که بیننده را درگیر خود می‌کند چراکه فیلم زحمتی برای نشان دادن عمق عشق سوپرمن نمی‌کشد. مخاطب تنها باید با اتکا به داستان‌های گذشته به باور این عشق برسد! سپس بتمن نشان داده می‌شود که در مقابل سوپرمن و باور او قرار می‌گیرد. اما باور بتمن چیست و چرا باید با سوپرمن به دشمنی برخیزد؟ هرگز دلیل این اتفاق هم نشان داده نمی‌شود. حتی دلیل همراهی واندروومن با سوپرمن در این مسیر نیز با سکانسی که واندروومن می‌خواهد سوپرمن را ببوسد تبدیل به اتفاقی احمقانه می‌شود، انگار که واندروومن هم برای به دست آوردن سوپرمن پا در این مسیر گذاشته است و او نیز هیچ هدف والایی را دنبال نمی‌کند. حال و روز مابقی شخصیت‌های داستان نیز همین است و سرگردانی شخصیت‌های داستان و اهدافی که هیچ‌کدام ندارند باعث می‌شود این انیمیشن تبدیل به یکی دیگر از آن داستان‌های ابرقهرمانی‌ای شود که تنها ساخته می‌شوند تا مخاطب را برای ساعاتی سرگرم کند. اما من حتی اسم‌اش را سرگرم کردن هم نمی‌گذارم؛ این انیمیشن بیشتر برای گیج کردن مخاطب است تا سرگرم کردن آن. بیننده در هنگام تماشای آن تنها از سکانس‌های اکشن آن می‌تواند بهره ببرد و به آنها دلخوش کند. اگرچه این سکانس‌ها هم تکراری و بی‌رمق‌اند و با موسیقی مداومی که در تمام سکانس‌ها شنیده می‌شود می‌تواند حتی آزاردهنده نیز باشند. این اصرار سینمای ابرقهرمانی برای ادغام موسیقی‌های پرتنش با سکانس‌های جنگی و نبردهای تن به تنِ شخصیت‌ها برای ایجاد تعلیق گاه آنقدر بیش از اندازه می‌شود که مانند این فیلم به جای ایجاد این تعلیق، باعث آزار مخاطب خواهد شد.