دوستداشتنی، زیبا و لذتبخش
«بئاتریکس» در روزهای آخر سال برای نوشتن کتاب جدید خود تلاش میکند اما به نظر میرسد هنوز به آن نتیجهی دلخواهاش نرسیده است. همسر او نیز مدام به او گوشزد میکند که باید پیش از سال نو این کتاب را به ناشر خود ارائه دهد. از سوی دیگر اما ما شاهد «روآلد» پسری شش ساله هستیم که برای فرار از دیدن پدرش که حالا بیجان در اتاقی بر تخت است به یکی از کتابهای بئاتریکس پناه برده است. مادر روآلد برای کمک به او با او همراه میشود تا بتواند مرگ پدر را هضم کند، اما در مراسم سوگواری پدر اتفاقی رخ میدهد که روآلد را مصمم میکند به دیدن نویسندهی مورد علاقهی خود برد.
«بئاتریکس پاتر» نویسندهی بزرگ بریتانیاییِ داستانهایی مانند «پیتر خرگوشه» و «بچه گربه تام» حق زیادی بر گردن ادبیات بریتانیا و البته جهان دارد چراکه با داستانهای زیبا و جذاب خود توانست دنیای کودکان را متحول کند. داستانهایی که در آنها همانقدر که رویا و خیال وجود دارد واقعیتهای غیرقابل انکاری است که میتواند دید کودکان را به همهچیز تغییر دهد. او یکی از اثرگذارترین نویسندگان عرصهی کتاب کودکان است به طوری که «رولد داهل» یکی دیگر از معروفترین نویسندگان بریتانیا و جهان به شدت متأثر از کتابهای او توانست نامی برای خود بیابد. او که کتابهایی مانند «چارلی و کارخانهی شکلاتسازی»، «متیلدا» و «آقای روباه شگفتانگیز» را نوشته است در این فیلم در داستانی که به نظر میرسد ریشهای واقعی دارد به دیدار بئاتریکس میرود. دیداری که اگرچه کوتاه است اما عمیق و قابلدرک است.
فیلم «روآلد و بئاتریکس: دم موش کنجکاو» داستانی لذتبخش و زیباست که در روایتی ساده اما عمیق میتواند ما را به عمق ماجراهای کمی واقعی، کمی خیالی خود ببرد. در این داستان شخصیتها آنقدر عمیق و واقعی نشان داده میشوند که در تمام لحظات ما از دیدن آنها و شنیدن کلماتشان نه تنها لذت میبریم که میآموزیم. هر کلامی که از زبان هر کدام از این شخصیتها بیان میشود با دلایلی محکم قرار است روند داستان را پیش ببرد. فیلمی که علیرغم زمان هفتاد دقیقهای خود به اندازهی تمام هفتاد دقیقهی خود حرف برای گفتن دارد. یکی از شخصیتهای مهم و اثرگذار داستان که در لحظات کمی در آن نشان داده میشود، مادر روآلد است. او زنی محکم است که با اینکه غصههای فراوانی را بر دوش میکشد همواره به پسر کوچک خود توجه میکند و هرگز از او غافل نمیشود. او نمونهی بارز یک مادر دلسوز است که میتواند نمادی مقدس نیز دیده شود. روآلد پسر کوچک داستان نیز با دیدن تخیلات خود مدام ما را با چالشهای زیبای کودکانه همراه میکند و با افکار خود به ما تعالیمی را گوشزد میکند که شاید در راه دیگری نمیتوانست اینچنین عمیق دیده شوند. به مانند زمانی که روآلد شالگردن پوستِ روباهِ زن ثروتمندی را میبیند و آن روباه ناگاه زنده شده و احوالات خود را با او درمیان میگذارد. بئاتریکس اما در این میان با شخصیت درونی مهربان اما در ظاهر عصبانی و ناراحت خود توانسته است مسیر داستان را از هیجان پر کند.
فیلم «روآلد و بئاتریکس: دم موش کنجکاو» داستانی نوجوانپسند و کودکانه دارد که قطعاً بینندهی بزرگسالاش را هم راضی خواهد کرد. اینکه در زمانی کوتاه، داستانی ساده روایت شود که در آن حتی کوچکترین نقشها هم اهمیت داشته باشند یکی از تبحراتی است که هر کارگردانی توانایی داشتن آن را ندارد و اما «دیوید کِر» با آن سابقهی داستانسرایی در فیلمها و سریالهای خود به راحتی از پس آن برآمده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.