پنج قاتل که در سکانسهایی متمادی در هنگام ارتکاب جرم به دست فردی ناشناس گیر افتادهاند، ناگاه خود را در اتاقی تاریک و بسته شده به صندلیهایی که به جریان برق متصل است، میبینند. میزبان آنها کمی بعد با کتوشلواری مشکی و ظاهری آراسته در برابر آنها ظاهر میشود و با اعتماد به نفس از آنها میخواهد اولین تجربهی قتل خود را بازگو کنند. او همچنین از آنها میخواهد به داستانهای هم خوب گوش کنند چراکه قرار است در نهایت هر کدام از آنها برای آزادی دیگری رأی دهند.
فیلم «قاتلان گمنام» در ابتدا با برشهایی سریع پنج قاتل را نشان میدهد که چگونه با خونسردی در حال کشتن دیگری یا ارتکاب جرم خود هستند. داستان هر یک از این سکانسها آنقدر ابتدایی و تکراری است که در همان ابتدا ممکن است بیننده را ناامید کند چراکه اتفاق خاص و هیجانانگیزی در آنها دیده نمیشود و ما تمام این سکانسها را بارها در فیلمهای مختلف دیدهایم و تنها این بار در حال دیدن یکبارهشان در چند لحظه و در یک فیلم هستیم. سپس این پنج قاتل در درون اتاقی بسته شده به صندلی دیده میشوند که سیمهای خاردار اطراف بدنشان خونهایی مصنوعی را ایجاد کرده است. این سکانس بلافاصله ما را به یاد سری فیلمهای «اره» خواهد انداخت. هر مخاطبی که این سریهای خلاق و جذاب را دیده باشد احتمالاً از دیدن فیلمهایی با همان سبک و سیاق دیگر لذت نخواهد برد، چراکه در این سری فیلمها آنقدر خلاقیت در طرح داستانی وجود داشت که حتماً کارگردانهای تازهکاری مانند کارگردان تازهکار این فیلم نمیتواند بدون درنظر گرفتن این خلاقیتها داستان خود را روایت کند. سپس میزبان یا شخصیت برتر داستان خود را بیپروا نشان میدهد و اینجاست که مخاطب پی خواهد برد به احتمال زیاد این پنج قاتل قرار نیست به همین راحتی جان سالم به در ببرند. از سوی دیگر خواهناخواه شخصیت جان کرامر در فیلم اره در برابر دیدگان مخاطب قرار خواهد گرفت و مدام به قیاس میزبان این فیلم و شخصیت پختهی کرامر خواهد پرداخت. از این روست که باز هم این فیلم شانس خود را برای برتر بودن از دست میدهد چراکه همیشه اولین ابتکارها در داستانها در ذهن مخاطب بیشتر باقی خواهند ماند. در ادامه هر قاتل شروع به گفتن داستان خود میکند و اگرچه فیلم تلاش کرده است برای تمام شخصیتها پرداختیهایی قابلقبول و منطقی انجام دهد اما این فلشبکهای رفته شده به گذشته هرگز آن اصالت و خلاقیت داستانی را ندارند پس هرگز چنان که باید مخاطب را درگیر نمیکنند. این درگیر نشدن مخاطب با کلمات قصاری که هرازگاهی قاتلان یا میزبان در میان این رفتوبرگشتها به گذشته میگویند نیز از سوی دیگر باعث میشوند بیننده احساس کند در حال دیدن داستانی غلو شده است که برای دیده شدن دستوپا میزند و البته که این طور هم است.
فیلم «قاتلان گمنام» سعی دارد مخاطب خود را عمیقاً تحتتأثیر قرار دهد چراکه داستانهای روایت شده برای هر یک از قاتلان آنقدر دردناک است که اگر پرداختهای بهتری برای آنها صورت گرفته شده بود و البته بازی بازیگران کمی اثرگذارتر بود میتوانست به این مهم هم دست یابد اما در نهایت آنچه این فیلم به خورد مخاطب میدهد یک سری داستان تکراری است که تنها برای توجیه اعمال شخصیتهای آن، روایت میشود. میزبان این قاتلان نیز بدون اینکه پرداخت شود و دلیل کارش مشخص شود مانند عروسک خیمهشببازی تنها کارهایی که کارگردان و نویسنده به او گفته است را انجام میدهد -البته دیگر شخصیتهای داستان نیز در این امر بهتر از میزبان نیستند- و هر گونه ارتباط با خود را برای بیننده غیرممکن میکند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.