ناتوان در فرار از دام کلیشه
در طی سالی که گذشت با چند اثر خوب و مستحکم در ژانر دلهره و زیرژانر اسلشر-تینیجری برخورد داشتیم. یکی از آنها فیلم «عجیبوغریب» و دیگری هم سهگانهی «خیابان ترس» بود که توقع مخاطب این ژانر را از فیلمهای امسال بسیار بالا بردند. آقای «پیتر کاک برایس» هرچند تجربههای موفقی با سهگانهی «رخنه» داشته است، اما در فیلم جدید خود نتوانسته فرم این ژانرِ بهخصوص و پرطرفدار سینمایی را بهدست آورد. اولین گام غلط او در انتخاب عنوان و پوستری است که گویی بهسبک کلاسیکهای ژانر دلهره قرار است رویارویی یک خانواده را در مزرعهای دور از شهر با موجودات شیطانی یا قاتلین سادیست مشاهده کنیم. کارگردان حتی در افتتاحیهی خود نیز سعی دارد ذهن مخاطب را در همان فرم و کادر نگاه دارد. اما با شروع روایت و مدرسه و تینیجرهایی که همان کاراکترهای کلیشهای آثار گذشته هستند، وارد فضای رخوتبار و کلیشهای خود میشود. مدرسه همان است و چینش دانشآموزانی که قرار است درگیر ماجرای اصلی شوند نیز با دیگر فیلمهای میانمایهی جریان اصلی تفاوتی ندارد.
کارگردان در آثار قبلی خود حداقل یک استاندارد مشخصی را در سینمای تجاری و عامهپسند در نظر گرفته بود. اما در این اثر او حتی به افتتاحیهی خود نیز وفادار نمیماند. همانطور که در بالا اشاره شد عنوان فیلم و پوستری که برای آن طراحی شده است ذهن مخاطب را بهسوی یک اثر کلاسیک در این ژانر میبرد اما وقوع قتل اول و دوم مخاطب را وارد مسیر اسلشر میکند. با کمال تعجب کارگردان در همین مسیر هم پایاش میلغزد. روایت تا پردهی اول به گونهای پیش میرود که هر کدام از مقتولین بهسبک فیلم «هفت» بر اساس برخی گناهان و اشتباهات به قتل میرسند. اما کارگردان این روند را بهیکباره قطع میکند و حال لایهی کمدی-تینیجری اثر است که پررنگ میشود. این تغییر موضع کارگردان برای من حداقل قابل درک نیست چون اثری که میتوانست با همان فضای سیاه لایهی کمدی را نیز حفظ کند در نهایت تعادل خود را در پردهی دوم از دست میدهد.
پاتریک کاک برایس کارگردان خوبی است و این را در تمام پنج فیلمی که روی پرده برده نشان داده است. اتفاقاً نقطهقوت او در پرداخت آثار کمدی-دلهره است و همین پیشزمینهی قدرتمند است که پس از دیدن این اثر جدید باعث تعجب مخاطب میشود. او حتی در انتخاب بازیگران نوجوان خود نیز چندان سختگیری نکرده است. یکی از عوامل به بار نشستن یک اثر کمدی-دلهره نحوهی اغراق کاراکترها و کنش و واکنش آنها در نقاط تعلیق روایت است. اما هیچکدام از بازیگران این اثر حتی نزدیک به کاراکتر خود نیز نمیشوند و بیشتر شبیه نابازیگران فیلمهای گروه ب هستند که در میانهی قاب فقط در حال ادای دیالوگ هستند و گاهی هم حرکتی انجام میدهند. موسیقی نیز بهسبکوسیاق ملودرامهای باسمهای در تمام سکانسها نقش مزاحم را دارد و لحظهای به مخاطب امان نمیدهد. این فیلم آن اثری نیست که بتوان ادامهی مسیر موفق کارگرداناش نامیده شود و با ارفاق اثری کلیشهای با همکاری نتفلیکس است که امکان دیده شدن توسط گسترهی بزرگتری از مخاطبان را دارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.