فیلمهایی در باب ازدواج و بهخصوص مراسم ازدواج همیشه میتوانند مورد استقبال تماشاچیان قرار بگیرند، چرا که فضای آرام و نشاط و شادی ایجاد شده در این مراسم همواره میتواند انتقال دهندهی این نشاط به مخاطباناش باشد. بسیاری از خانوادهها بعد از یک روز طولانی و خستگی از کار روزمره با پناه بردن به این فیلمها سرگرمیای دلنشین را در جمع خود میخواهند. بسیاری از فیلمها در این مسیر موفق شدهاند و تعدادی دیگر از این قاعده جدا شده و با شکست مواجه شدند. فیلم «مامامیا» که یکی از فیلمهای موزیکال و ستودنی این ژانر است مورد ستایش بسیاری قرار گرفته است. «عروسی بهترین دوست من» با بازی جولیا رابرتز «مقصد عروسی» با بازی ویونا رایدر و کیانو ریوز و یا «بعد از عروسی» با بازی جولیانا مور و میشل ویلیامز همه و همه در همین حال و هوا بوده و تا حدودی مورد پسند واقع شدهاند.
این فیلم نیز روایت یک عروسی را دارد که این بار سعی کرده به قسمت اتفاقی بودن همه چیز توجه کند؛ اینکه نشستن در یک مهمانی و عروسی در کنار چه شخصی، میتواند باعث چه تغییری در روند عروسی و یا حتی زندگی افراد شود.
«جک» که سه سال پیش با دوست خواهر خود «دینا» در رم چند روز معاشرت کرده است و از بودن در کنار او لذت برده است، حالا در مراسم عروسی خواهرش «هیلی» این موقعیت را بهدست آورده تا با پیشنهاد دوستی با او بیشتر آشنا شود. اما در این مسیر یک اشتباه ساده میتواند مسیر رسیدن او به دینا را تغییر دهد. دوست قدیمی و عاشق دلباختهی هیلی ناخودآگاه وارد عروسی شده و هیلی بهخاطر اینکه این عاشقِ موادمصرفکرده، عروسی او را خراب نکند از جک میخواهد که هر طور شده، حتی با خوراندن دارو، به این شخص اجازه ندهد او وارد مراسم ازدواجش شود. جک هم قبل از شروع ناهار دارویی خوابآور را در لیوان روی میز جلوی آن مرد میریزد و اتاق را ترک میکند. اما بچههایی بازیگوش با جابهجا کردن اسمهای روی میز که نشاندهندهی جایگاه هر مهمان بودند احتمال خوردن این دارو را برای هر شخص دیگری که دور آن میز باید مینشست ایجاد کردند. و داستان با همین احتمالات پیش میرود.
پایه و اساس داستانی که قرار بود روایت شود جذاب و خلاقانه است، اما پرداخت بد به اشخاص و محدود کردن احتمالات پیشرونده در داستان، فیلم را به کلی تخریب و خستهکننده کرده است. کارگردان میتوانست با کوتاه کردن روایتهای هر احتمال خلاقیت را به داستان تزریق کند و جذابیت آن را بیشتر نماید. اما متأسفانه با اینکه فیلم صد دقیقه است و پتانسیل تغییر را دارد، تنها دو چرخهی تکراری را با سکانسهایی اضافی و تکراری روایت میکند که در نهایت هم به طرزی شاید سادهلوحانه گره داستان باز میشود.
داستان از طنز و زیبایی بصری برخوردار است. موسیقی ایتالیاییِ زیبایی هم گهگاهی به تصاویر جلوه میدهد. اما در نوع فیلمبرداری، نور و صدا کاملاً عادی رفتار کرده و در مقام شاهکاری جدید و عجیب قرار نمیگیرد. ما با فیلمی تا حدودی سرگرمکننده روبهرو هستیم که میتوان آن را با خانواده و در جمع دوستان تماشا کرد و از اینکه گاهی سکانس و یا صحنهای از دست برود هم نگران نشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.