پوستر فیلم بازاجاره

زمانی که تفاوت دو نسل به تفاهم می‌رسد

بازاجاره
Sublet
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

مردی آمریکایی و میان‌سال به‌نام «مایکل» با چمدانی در دست در فرودگاه تل‌آویو از هواپیما پیاده می‌شود. او برای یک سفر پنج روزه به اینجا آمده است تا برای روزنامه‌ی تایمز بنویسد. او نویسنده‌ی یکی از ستون‌های این روزنامه است که در آن هر بار درباره‌ی یکی از شهرهای مختلف جهان می‌نویسد اما متنی که در آن به این شهرها با دیدی محلی نگاه شده باشد. به همین دلیل هم است که به جای گرفتن هتل، خانه‌ای کوچک را در میان یکی از محله‌های این شهر اجاره کرده است. اما زمانی که مقابل این خانه‌ی اجاره‌ای قرار می‌گیرد با پسری جوان -تامر- مواجه می‌شود که به دلیل اشتباه گرفتن روزهای هفته برای ورود او آماده نیست، درنتیجه مایکل با خانه‌ای شلوغ و کثیف مواجه می‌شود. در ادامه اما مواجهه‌ی این دو مرد باعث رخداد حوادثی عاشقانه-عاقلانه می‌گردد.
فیلم «بازاجاره» یک درام دوست‌داشتنی، هیجان‌انگیز و حتی خنده‌دار و بامزه است که می‌خواهد با قرار دادن دو مرد متفاوت از دو نسل متفاوت که هر دو به گونه‌ای در این گوشه‌ی جهان کاملاً اتفاقی با هم مواجه شده‌اند، دنیای این دو را با هم مقایسه کند. دنیای پسری جوان که هیچ‌چیز برای‌اش غیرممکن نیست و جز لذت بردن از آن هدف دیگری ندارد، در برابر مردی میان‌سال که حوادث زندگی او را محتاط‌تر از همیشه کرده است و تنها می‌خواهد در سکوت و آرامش کاری برای زندگی انجام دهد. دیدار این دو و مسیری که این دو طی می‌کنند تا به هم نزدیک شوند مسیری قابل‌درک و پذیرفتنی‌ست. مسیری که در آن کارگردان این فیلم «ایتان فاکس» با توجه به سابقه‌اش در ساخت چندین و چند فیلم درام توانسته است به زیبایی و با روندی واقع‌گرایانه به تصویر کشد.
فاکس اولین بار در سال ۲۰۰۲ با فیلم «یوسی و جاگر» شناخته شد. این فیلم درامی زیبا بود درباره‌ی رابطه‌ی دو مرد جوان دگرباش که علی‌رغم تمام محدودیت‌هایی که در پیرامون آنها وجود داشت، توانسته بودند راهی برای عاشق شدن بیابند. فاکس در ادامه فیلم‌های دیگری را نیز درباره‌ی افراد دگرباش ساخت -«یوسی» و «حباب»- که آنها هم همگی در نوع خود خاص و به یادماندنی بودند. و همین تجربه برای او کافی بود تا این بار هم بتواند مواجهه‌ی دو مرد دگرباش را از دو نسل متفاوت به خوبی به تصویر کشد. درواقع فیلم جدید فاکس از روحی تازه برخوردار است که می‌توان آن را نشأت گرفته از همین تجربه و البته افزایش سن او و دیدن روابط از دیدگاه دیگر دانست.
فیلم «بازاجاره» با تمرکز بر روی این دو شخصیت با نشان دادن نسبی شهر تل‌آویو سعی کرده است نه ماهیت شهر را از داستان جدا کند و نه آنچنان وارد آن شود که مسائل سیاسی و اتفاقات روز بر داستان این دو مرد اثر گذارد. ما در این فیلم قرار نیست هیچ حرف سیاسی یا نژادپرستانه یا مظلومانه یا حتی خصمانه‌ای را بشنویم و ببینیم. در این فیلم، تل‌آویو مانند تمام شهرهای دیگر جهان با همان محدودیت‌ها و همان مسائل همیشگی دیده می‌شود و تنها این دو مرد هستند که با افکار خود منجر به تغییر در آن می‌شوند. تامر به همان اندازه شیفته‌ی هوش و ذکاوت و عقل مایکل می‌شود که مایکل عاشق نشاط و جوانی و امید تامر. سکانسی که مایکل به خانه‌ی مادر تامر برده می‌شود و دور میز شام، مایکل از خاطرات تلخ خود می‌گوید یکی از هوشمندانه‌ترین سکانس‌های فیلم و درواقع نقطه‌ی عطف آن است که می‌تواند دیدگاه هر دو شخصیت داستان را تغییر دهد. علی‌رغم اینکه مایکل از حادثه‌ی تلخ مرگ معشوقه‌ی ابتدایی خود گفته بود اما تامر در این سکانس است که می‌تواند به کل مایکل را درک کند و ما را نیز هرچه بیشتر با آنها همراه کند.
فیلم «بازاجاره» با تصاویری شفاف و قاب‌بندی‌ای با نورهایی که همیشه تمام فضا را روشن کرده‌اند از همان ابتدا نوید داستانی آرام و عاشقانه را می‌دهد که با مدیوم‌شات‌های خود همواره شخصیت‌های خود را جزئی از این محیط و با هم نشان می‌دهد و در عین اینکه نمی‌خواهد آنها را با محیط یکی کند اما تصمیم هم ندارد آنها را جدا از ریشه‌ها و فرهنگ‌شان قرار دهد. و در نهایت همین امر است که باعث می‌شود شخصیت‌های این فیلم و فضای آن هم‌چنان که دور از ما هستند، نزدیک حس شوند و بتوانند ما را به بطن داستان خود وارد کنند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟