پوستر فیلم زندانیان سرزمین شبح

فانتزی-احمقانه‌ی از کار درنیامده‌ی آقای سونو

زندانیان سرزمین شبح
Prisoners of the Ghostland
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۰.۵
نویسنده کایزر

کارگردان این فیلم آقای سیون سونو است که او را با آثاری چون «ماهی گرمسیری سرد» (۲۰۱۰) و «در معرض عشق» (۲۰۰۸) می‌شناسیم. او یکی از کارگردانان موج نوی سینمای ژاپن و بسیار خلاق و پرکار است. فیلمنامه‌ی این فیلم توسط «رضا صفایی» و «آرون هندری» به رشته‌ی تحریر در آمده است که هر دو ریشه‌ای آسیایی دارند و اما بازیگر نقش اصلی این اثر «نیکلاس کیج» است. همانطور که از کستینگ این فیلم بر می‌آید با ملقمه‌ای آسیایی-آمریکایی رو‌به‌رو هستیم و باید در همین ابتدا و پیش از هر حرفی، بدون هیچ تعارفی بگوییم این فیلم به هیچ یک از ژانرهایی که در آن غالب‌ها ساخته و ارائه شده است تعلق نمی‌گیرد و این بدان معناست که این فیلم در تمامی ابعاد ایرادات اساسی دارد. این فیلم نه یک وسترن خوب است، نه اکشن گیرایی را به نمایش می‌گذارد، نه قصه‌ی جذاب و پر کششی دارد، نه شعارها و زیر متن‌های‌اش به دل می‌نشیند، نه به ژانر دلهره تعلق می‌گیرد و نه سورئالیسم درستی در آن تعریف شده است. با آن فضاسازی و استفاده از پالت رنگی متنوعی که دارد همان بیست دقیقه‌ی ابتدایی خود، بیننده را سیر می‌کند. و البته که هدف فنی و دراماتیک خاصی هم در استفاده از این تنوع رنگی دیده نمی‌شود.
از سوی دیگر بر اساس تم داستان و روایت آن و نیز نام آن قرار است با یک فیلم سورئال در هاله‌ای از خیال و وهم روبه‌رو شویم. کارگردان تلاش زیادی در ورود به این حوزه انجام داده است، غافل از آن‌که سورئالیسم صرفاً نشان دادن شخصیت‌هایی بی‌هدف و پرت‌شده در یک لوکیشن شلخته و عجیب و غریب و پر از ماشین‌های اوراق و عروسک‌های مخدوش و دست‌و‌پا کنده‌شده و ساعتی که از آن بخار در می‌آید، نیست. سورئالیسم در بستری از واقعیت می‌تواند حتی قوی‌تر و عمیق‌تر جلوه کند. هیچ‌گونه پرداختی بر روی شخصیت‌های این داستان صورت نگرفته است. درون مایه‌های فیلم نیز شلخته و شعاری‌ست که اشاراتی به تجاوز اتمی آمریکا به ژاپن و به طور کلی استثمارگری آمریکا و نظام سرمایه‌داری دارد. حال اینها را با سامورایی‌ها، گیشاها و فرماندار بدجنس آمریکایی با کلاه کابویی و کارتن‌خواب‌های بی‌خانمان در جایی به نام شهر اشباح در نظر بگیرید، ببینید چه از آب در می‌آید.
از کارگردانی مثل سونو انتظار می‌رفت یک اکشن جذاب با این کاراکترها و بستر فانتزیی که برای روایت خود در نظر گرفته است، بسازد اما در نهایت با یک فیلم بی‌هدف و سرگردان و بی‌پرداخت بر روی داستان و شخصیت‌ها رو‌به‌رو هستیم. داستان در فضایی وسترن-سامورایی با شخصیت‌هایی استعاری و نمادین که نیمی از آنها ژاپنی و نیمی دیگر آمریکایی هستند روایت می‌شود. و البته داستان آنچنانی هم در کار نیست؛ برنیس دختر خوانده‌ی یکی از اربابان جنگ، که آمریکایی‌ست در یکی از شهرهای ژاپن گم شده یا فرار کرده. پس زندانی خطرناکی را مامور می‌شود که در ازای آزادی‌اش این دختر را پیدا کرده و برگرداند. پلات یک خطی که در اصل گویی آنچنان برای سازنده مهم نبوده و فقط مستمسکی است برای بیانیه‌هایی که می‌خواسته به خورد مخاطب دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟