درامهای روانشناختی همیشه طرفداران ثابتی در میان مخاطبان سینما دارند. فیلمسازان مختلف سعی دارند با ورود به دنیای رازآلود این نوع درامها توجه آن گسترهی بزرگ مخاطب را به اثر خود جلب کنند. آثار بسیار کمی در بین فیلمهای تولیدشده تاکنون توانستهاند ذهن مخاطبان را درگیر کنند. بهطور مثال «داستان دو خواهر» نسخهی کرهای و محصول ۲۰۰۳ یکی از آثاری است که هر ساله در این ژانر به مخاطبان سینما معرفی میشود. در این نوع درامها معمولاً یکی از کاراکترها درگیر نوعی اختلال روانی میشود و کل روایت و کاراکترهای دیگر را نیز درگیر میکند.
«آدام سالکی» در سال ۲۰۱۵ با درام «با لبخند پاسخ میدهم» تجربهی نسبتاً موفقی را در بهتصویر کشیدن خودتخریبی کاراکتر «لینی» داشت. حداقل این پیام را به مخاطب رساند که اثر بعدی او حتی میتواند پیچیدگی بیشتری داشته باشد. مطمئناً مخاطبی که اثر قبلی آقای سالکی را دیده باشد، پس از پایان این فیلم بعید است نام او را بهعنوان کارگردان اثر باور کند.
«میرا» روانشناسی است که بههمراه همسر معمار خود در خانهای سوپرلوکس و پستمدرن در میانهی یک دشت و دور از شهر زندگی میکند. این خانه را همسر میرا طراحی کرده و ساخته است. از همان سکانس افتتاحیه چیزی که بیش از هر چیزی خود را به ما مینمایاند، همین خانه و طراحی آن است. کارگردان در برخی لحظات حتی کاراکترها را فراموش و مخاطب را محو تماشای این بنای پستمدرن میکند. اینکه یک بنا تبدیل به کاراکتر فیلم شود اصلاً بد نیست و اتفاقاً کارگردانی که بتواند یک بنا را به درون اثر بیاورد و آن را تبدیل به یک کاراکتر کند نبوغ بسیار بالایی دارد. اما در فیلم جدید آدام سالکی چیزی از هویتبخشی یا شخصیتبخشی به این بنای سوپرلوکس را شاهد نیستیم. گویا کارگردان برای ساخت یک رپرتاژ آگهی اقدام به ساخت چنین فیلمی کرده است وگرنه نداشتن روایتی واحد و گم بودن تمام کاراکترها در فیلم دلیل دیگری نمیتواند داشته باشد.
این فیلم یکی از ناموفقترین آثار در میان درامهای راونشناسانه است. نه با پلاتی واحد مواجه هستیم که از طریق آن بتوانیم کاراکترها و شخصیتهایشان را بشناسیم و نه توالی سکانسها قرار است ما را به درون تعلیقی عمیق فرو ببرند. دائم با تغییر لوکیشن از یک نقطهی خانه به نقطهی دیگر آن مواجه هستیم و هر دو کاراکتر از این سو به آن سو شلنگتخته میاندازند. کارگردانی همچون «آدام سالکی» با فیلم محصول ۲۰۱۵ خود نشان داد که در انتخاب بازیگر کارگردان متبحری است اما پس از دیدن این فیلم بهراحتی میتوان جملهی قبلی را پس گرفت. بازیگری چون «فریدا پینتو» بههیچعنوان از عهدهی نقش میرا برنمیآید. چهرهی دائمالمضطرب او آنقدر واکنشهای این کاراکتر به اتفاقات پیرامون را غلوشده نشان میدهد که در برخی موارد فراموش میکنیم که چنین کاراکتری در این فیلم یک روانشناس حرفهای است. از سویی دیگر گنگ بودن روایت خود کارگردان را نیز سردرگم میکند و از پارهی دوم فیلم تا به انتها از این سردرگمی بیرون نمیآید. شاید تنها بخش فیلم که نسوخته و توانسته آن را یک فیلم نگاه دارد همان سکانس افتتاحیه باشد. این فیلم حتی برای یک عصر جمعه هم کافی نیست و بیشتر باعث هدر رفتن اوقات مخاطب خود میشود؛ بهخصوص مخاطبی که فقط عصر همان روز تعطیل را برای تماشای فیلم وقت دارد.
دانلود از آپتیویز