زمانی که در باب «ارادهی آزاد» صحبت میکنیم ناخودآگاه بهسوی اگزیستانسیالیسم یا همان مکتب اصالت بشر میرویم. انسان موجودی آزاد در انتخاب بین چندراهیهاست. او دائم در حال مکالمههای نهانی با آن «دیگری»ست تا بهترین مسیر را در زمان حال خود بیابد. هر چه در تاریخ فلسفه غور میکنیم در نهایت به غار افلاطون میرسیم و بازی آتش و سایهها و آنکس که مسیر خود را به درون شهر مییابد. اثر جدید «شاون آدام لوی» در زیر پوستهی هالیوودی و کمدی و پر زرقوبرق خود در حال صحبت از همین ارادهی آزاد است.
«گای» کاراکتری در یک بازی با نام «شهر آزاد» است که بخشی از کاراکترهای پسزمینهی بازی بهحساب میآید. این بازی سبکی مانند «جیتیاِی» دارد که در آن کاراکترهای اصلی هر کاری که بخواهند در شهری فرضی انجام میدهند. کاراکترهایی مانند گای در این شهر یا کشته میشوند، یا گروگان گرفته میشوند و یا وسیلهای برای لذت بردن بیشتر کاراکترهای اصلیای هستند که گیمرها آنها را کنترل میکنند. این شهر درست همانند همان غار افلاطون میماند و گای همان شخصیتی است که روی از دیوارهی غار برمیدارد و بهسوی دهانهی آن رهنمون میشود.
آقای «لِوی» در فیلم جدید خود با روایتی ساده یکی از حفرههای فکری بشر امروز را مورد هدف قرار داده است؛ ارادهی آزاد. این فیلم و کاراکترهای آن تلنگری به بشر امروزی است که در میان حصاری بلند و تنگ از ساختههای مدیا و تبلیغات و فشن گیر افتاده است. این بشر دیگر فرصت مطالعه ندارد و حتی قادر نیست برای لحظهای خود را تنها و بدون انتخابهایی که برایاش در نظر گرفتهاند تصور کند. اما آیا آنسوی این انتخابها هم چیز دیگری وجود دارد؟ پاسخ آن جز «آری» چیز دیگری نیست. شاید به کمی از همان ارادهی آزاد نیاز داریم و بس؛ همان کاری که گای انجام داد و اینبار بهجای گامهای تعریفشدهای که برایاش در نظر گرفته بودند، خود را کمی آن سوی مرزهای تعیینشده برد.
فیلم «گای آزاد» در کنار تمام هرجومرجی که درون قاب خود دارد، مخاطب را دچار فراخی میکند و او را وادار میکند در تخیلاش تصویر را بازتر کند. این فیلم شاید بهاندازهی فیلمی چون «ترومن شو» از فاکتور ابزوردیسم استفاده نکرده باشد اما بهسادگی هرچهتمامتر مخاطب عام سینما را برای لحظهای به فکر فرو میبرد. مخاطب این فیلم، حتی اگر مخاطبی باشد که ادعای تماشای سینما بهخاطر سرگرمی لحظهای را داشته باشد، لاجرم به درون دالان تفکر و تخیل پرتاب میشود. هنر جز این نیست که مخاطب را با خود درگیر کند؛ گاهی نقاشیهای «نائیو» هنری روسو و گاه «گای آزاد» لِوی. این درگیری گاه ممکن است در ابتدا سطح ذهن مخاطب را با خود همراه کند، گاه به اعماق ذهن او رسوخ میکند و بخشی از زندگیاش را تحت تأثیر قرار میدهد. فیلم «گای آزاد» مانیفستی ساده و راحتالحلقوم برای درک بیشتر ارادهی آزاد است؛ ارادهای که چند دهه است رخت از ذهن بشر بربسته است. شاید بشر امروزی هم مانند کاراکتر گای نیاز به توقفی چند لحظهای دارد بلکه بداند کجای دنیا ایستاده است. شاید باورش شد که مرکز هستی اوست و همهچیز گرد او معنا مییابد. شاید!
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.