پوستر فیلم احمق خدا

چه میزان زمان و بودجه که برای این فیلم به هدر نرفته است

احمق خدا
God's Fool
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

فیلم با نشان دادن یک قدیس قدیمی آغاز می‌شود. او با اهدای تمام آنچه که دارد به بزرگان خاندان و روستای‌اش، عریان خود را به دست خداوند می‌سپارد تا مشیت‌اش‌‌ هر آنچه است، برای او مقدر شود. فیلم سپس به هشتصد سال بعد می‌رود و این بار در زمان حال قرار است سرگذشت یک مرد سیاه‌پوست که پدری ثروتمند دارد را بیان کند که چگونه او نیز خود را از قیدوبند ثروت پدر رها می‌کند تا بدون چشم‌داشت و او هم عریان، خود را به خدا بسپارد و سعی کند به بندگان‌اش کمک کند.
اولین المان مهم برای ساخت یک فیلم داشتن طرحی جامع و کامل برای پرداختن به آن است. طرحی که بتوان در انتهای داستان روند آن را در ذهن تداعی کرد و به آن تکیه کرد. این طرح باید در همان ابتدا تکلیف خود را نسبت به مخاطب خود نیز روشن کند و درنظر بگیرد که قرار است آنچه در داستان روایت کند برای چگونه افرادی باشد. آیا قرار است این داستان برای کودکان نوشته شود یا بزرگسالان؟ و اگر داستانی ساده دارد که هر شخصی می‌تواند آن را درک کند قرار است چه هدف و مقصودی از آن داشته باشد؟ فیلم «احمقِ خدا» بزرگترین ایرادش در همین المان ابتدایی ایجاد شده است و از این روست که نمی‌توان حتی به دیگر ایرادات فیلم توجه کرد. فیلم برای چه کسانی ساخته شده است؟ اگر قرار است این داستان ابتدایی و ساده برای کودکان باشد پس قرار دادن سکانس‌هایی که مربوط به مسائل بزرگسالان است در آن کاری اشتباه است و اگر قرار است این فیلم برای مخاطب بزرگسال خود باشد پس آن طرح اولیه‌ی احمقانه و پیرنگی که هیچ اصالتی ندارد و همه‌چیز بدون داشتن ساختار منطقی تنها روایت می‌شود تا مخاطب را برای دو ساعت مشغول خود کند، بزرگترین ایراد این فیلم می‌شود.
مخاطب در این فیلم با دو داستان از دو قرن متفاوت روبه‌روست که هر دو داستان از جایی شروع می‌شوند که هیچ منطقی ندارند. سکانس ابتدایی با نشان دادن قدیسی که می‌خواهد خود را وقف خدای‌اش کند آغاز می‌شود اما فیلم هرگز دلیل اینکه چرا این مرد می‌خواهد این کار را انجام دهد، را بیان نمی‌کند. او به ناگاه لباس‌های‌اش را از تن بیرون می‌کند و عریان خود را به دل جنگل می‌زند بدون اینکه توضیح خاصی برای کارش وجود داشته باشد. سپس باز هم بدون دلیلی این فیلم تنها با نشان دادن چند سکانس که این مرد، به‌اصطلاح با خدای خود حرف می‌زند به ناگاه طرفدارانی پیدا می‌کند و در نهایت هم با دلیلی احمقانه می‌میرد! بعد از آن داستان به زمان حال می‌رود و همین روند در زمان حال برای مردی دیگر رخ می‌دهد. البته که این بار این مرد نه لباس‌های ژنده که کت‌وشلواری شیک پوشیده است و دوست‌دختری زیبا دارد و البته پدر و مادری ثروتمند. این مرد سیاه‌پوست هم بدون اینکه دلیل آشفتگی‌های ناگهانی‌اش نشان داده شود ثروت خانواده‌اش را نادیده می‌گیرد تا خودش را به خدا بسپارد. باور کردن‌اش سخت است اما واقعاً این گونه فیلمی ساخته شده است و تعداد زیادی بازیگر و عوامل پشت‌صحنه برای ساختن آن زمان و بودجه‌ی خود را به هدر داده‌اند.