پوستر فیلم گناهکار

رستگاری شبانه

گناهکار
The Guilty
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

باز هم نام «آنتوان فوکوآ» و فیلمی دیگر. همین چند ماه پیش بود که در باب فیلم «بی‌نهایت»، اثر جدید این کارگردان، نوشتیم. فوکوآ را با فیلم‌های تأثیرگذاری چون «روز تعلیم» می‌شناسیم و می‌دانیم که او یکی از کارگردان‌هایی است که در ژانر اکشن و هیجان‌انگیز در رأس هرم فیلم‌سازی این ژانرها قرار دارد. اما فیلم «بی‌نهایت» نشان داد که کارگردانی همچون فوکوآ هم می‌تواند بلغزد و نمی‌توان انتظار داشت که همیشه روی یک خط مستقیم و موفق در عرصه‌ی فیلم‌سازی اکشن حرکت کند. حال او در بازسازی فیلم «گناهکار» که نسخه‌ی دانمارکی‌اش را به‌عنوان نسخه‌ی اصلی در سال ۲۰۱۸ مشاهده کرده‌ایم قرار است ما را با نسخه‌ی هالیوودی این فیلم مواجه کند. «جک جیلنهال» این‌بار تک‌کاراکتر فیلم او محسوب می‌شود.
روایت فیلم درست مانند نسخه‌ی دانمارکی‌ست؛ یک افسر پلیس که به‌سبب یک درگیری تنزل درجه پیدا کرده در بخش ۹۱۱ پلیس مشغول کار است. یک تماس از سوی زنی با نام «امیلی» شب طولانی و طاقت‌فرسایی را برای او رقم می‌ند. شاید قبل از نسخه‌ی دانمارکی و پلاتی که بتواند چنین روایتی را در ذهن ما بیاورد، فیلم «لاک» محصول ۲۰۱۳ با بازی زیبای تام هاردی به‌نوعی این نوع روایت تلفنی را به اوج رساند. البته فیلم «کیوسک تلفن» نیز به‌نوعی روایت‌گر چنین طرحی بود. بگذارید بدون قیاس به سراغ «گناهکار» نسخه‌‌ی هالیوودی برویم و ببینیم فوکوآ در روایت خود چه کرده است.
در چنین آثاری ما با یک تک‌لوکیشن ساده مواجه هستیم که کاراکتر اصلی قرار است در همین لوکیشن با آن‌چه طراحی شده است مواجه شود. «جو» در پنل خود مشغول پاسخ‌گویی به درخواست‌های شهروندان است. کارگردان در حین این مکالمات چند بار مخاطب را با مکالمه‌هایی که هر کدام پتانسیل تبدیل شدن به بطن اصلی داستان را دارند مواجه می‌کند. اما این رفت‌وبرگشت‌ها برای تزریق تعلیق و هیجان به فیلم و البته عادت دادن مخاطب به این لوکیشن محدود طراحی شده‌اند. باید گفت که فوکوآ خیلی خوب از پس این تعلیق‌گذاری برآمده است. او در پرده‌ی اول اثر خود مخاطب را دائم با این رفت‌وبرگشت‌های دیالوگی مواجه می‌کند تا داستان اصلی را آغاز کند.
انتخاب جلینهال در نقش «جو» یکی از درست‌ترین انتخاب‌های فوکوآ بوده است. جلینهال در بازی نقش‌های مختلف نشان داده است که بازی با ماهیچه‌های صورت و عکس‌العمل‌های چهره‌ای را خوب می‌داند و همین باعث شده تا هر کارگردانی که با او کار می‌کند، ترسی از اکستریم‌کلوزآپ‌ نداشته باشد. همین خاصیت بازیگری جلینهال نیز باعث شده تا فوکوآ این فیلم تک‌کاراکتری را به او بسپارد. فیلم دائم در حال تغییر از مدیوم‌شات به کلوزآپ و سپس اکستریم‌کلوزآپ است و این یعنی جلینهال باید برای هر کدام از این نماها بازی کلامی و چهره‌ای داشته باشد. شاید تنها برتری این نسخه نسبت به نسخه‌ی دانمارکی همین میمیک چهره‌ی جلینهال باشد.
فیلم «گناهکار» روایت یک رستگاری است. سکانس افتتاحیه و اختتامیه‌ی فیلم در تصویر و نما مشابه اما در بطن کاراکتر و نگاه او به زندگی دو سوی یک ماجرا هستند. جو در ابتدای فیلم به‌سبب استرسی که از روز دادگاه فردا دارد دچار تنگی نفس و فشار عصبی شده است. از آن سو شهر نیز در آتشی سوزان احاطه شده است. حال همین نماها را در سکانس پایانی فیلم داریم؛ جو این‌بار در حال بیرون دادن آن استرس کذایی و رسیدن به آرامش و شهر نیز کم‌کم در حال دور شدن از بحران آتش‌سوزی جنگل‌های اطراف است. اما این تناقض در همه‌جای فیلم نیز مشاهده می‌شود. استفاده‌ی به‌جای فوکوآ از تصویر لاک‌اسکرین گوشی همراه «جو» برای موتیف تصویری خود و قیاس‌های پیاپی ذهنی جو و هم‌ذات‌پنداری با خانواده‌ی «امیلی» مخاطب را وادار به تصویرسازی ذهنی از اتفاقاتی که تصویر نمی‌شوند می‌کند. معجزه‌ی یک فیلم خوب هم جز این نیست که فیلم‌ساز بتواند تصاویری که نشان نمی‌دهد را برای مخاطب تصویرسازی کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟