«شیامالان» را بیشک میتوان یکی از پر ایدهترین کارگردانهای ژانر دلهره و رازآلود دانست. او در سال ۲۰۰۴ و با فیلم «روستا» نشان داد که در این ژانر میتواند چشمها را به خود خیره کند. شیامالان دنیاهایی را درست در میان دنیای واقعی خلق میکند. دنیاهای او اصطکاک نرمی با دنیای واقعی و رئالیستی بیرون دارند و در طول روایت نیز دائم این رفتوبرگشت را شاهد هستیم. حال او در سال ۲۰۲۱ دست به خلق دنیای رازآلودی دیگر زده است.
یکی از فاکتورهای لذتبخش بودن یک روایت در این است که با طرحی بکر و نو روبهرو شوید. فیلم «پیری» نیز چنین چیزی را برای شما خلق میکند. خانوادهای بهظاهر خوشبخت، بهدعوت یک گروه داروسازی، به ساحلی زیبا میروند. از آنها دعوت میشود که بهعنوان هدیهای از سوی برگزارکنندگان این تور تفریحی، به منطقهای دنج در ساحل بروند و یک روز کامل را بهدور از هر هیاهویی در آنجا بگذرانند. اما این ساحل بکر همان مغاک روایت است؛ در اینجا زمان بهازای هر روز ۵۰ سال میگذرد.
مطمئناً با اولین نشانههای روایت در پردهی دوم فیلم چشمان مخاطب تیزتر میشوند و ذهناش مدام در حال انتظار برای دیدن تغییرات شگفتآوریست که کارگردان تعبیه کرده است. شیامالان اما در هیچجای روایت خود دچار هیجان نمیشود و اجازه میدهد خودِ ساحل مرموز کاراکترها و مخاطبان را در بر بگیرد. او گاه با حرکتهای پن دوربین به راست و چپ این گذر سریع زمان را بهرخ میکشد و همین امر در رازآلودگی بیشتر ماجرا نقش تعیینکننده دارد. در قابهای دوربین شیامالان هیچ ترسی را شاهد نیستیم و انبوه کلوزآپها باعث نزدیکی و درهمآمیختگی بیشتر مخاطب و روایت میشود. روایتی از جنون و هیجان که سنگینیاش بیش از عکسالعملهای لحظهای کاراکترهاست. کاراکترها هیچ راه برگشتی ندارند و این یأس در میانهی روز که گرد پیری در حال نشستن روی چهرهها و اندام آنهاست بیشازپیش نمایان میشود. شیامالان برای رفتن از یک بخش زمانی به بخشی دیگر دوربین خود را آنقدر به چهرهی کاراکترها نزدیک میکند که اکستریمکلوزآپها تبدیل به موتیف تصویری فیلم میشوند و مخاطب هرگاه به آنها برخورد کند، ناخودآگاه انتظار اتفاقی جدید را دارد.
چنین ایدهای با چنین فرمی فقط از کارگردانی خلاق همچون شیامالان برمیآید. فیلم «پیری» در پردهی دوم خود مخاطب را به چالش میکشد. نوعی مانیفست ابزوردیسم که لحظهبهلحظهاش ما را بهیاد یادداشتهای آلبر کامو میاندازد؛ زندگی همچون هستی بین دو نیستی است. تولد آن نوزاد را در فیلم بهیاد بیاورید. او در گذر سریع و برقآسای زمان محو میشود. فیلم پیری نمایی دیگر از تلاش بیهودهی انسان برای سوار شدن بر زمان است؛ مفهومی که بالاتر از همهی ما و هستی قرار دارد و تاکنون حتی نتوانستهایم با آن برابری کنیم، چه برسد به اینکه روی آن سوار شویم. این فیلم طعنهای کنایهآمیز به بشر است که یک عمر بهاندازهی یک طلوع تا غروب خورشید در یک روز است؛ همینقدر سریع و همینقدر پوچ. اما در میانهی این پوچی و خلأ لذت بردن از ثانیهبهثانیهی آن چیزیست که بشر باید بیاموزد و تمرین کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.