پوستر فیلم برو جوانی

برای آنچه می‌خواهی ایستادگی کن

برو جوانی
Go Youth!
Animo Juventud
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«مارتین» پسر نوجوان عاشقی‌ست که جرأت ندارد علاقه‌‌اش را به دختری که دوست دارد ابراز کند پس با کشیدن نقاشی‌های خیابانی سعی در نشان دادن این عشق می‌کند. «دانیل» راننده‌ی جوان تاکسی‌ست که می‌خواهد اعتماد از دست‌رفته‌ی دوست‌دختر حامله‌اش را جلب کند. «پدرو» پسر خجالتی دبیرستانی‌ست که زبان خود را اختراع کرده است و با سخن گفتن با این زبان عصبانیت مدیر و کلافگی خانواده‌اش را منجر شده است. و در نهایت «دولس» دختر قلدر مدرسه است که دیگر نمی‌خواهد قلدر مدرسه باشد. او که از این کار خسته شده است دل‌اش می‌خواهد مورد توجه پسری قرار بگیرد و عاشق شود، اما نمی‌داند چه کاری باید انجام دهد.
فیلم «برو جوانی» روایت کوتاهی از زندگی چهار شخصیت مختلف در سنین متفاوت است که سعی کرده است با نشان دادن یک روی از زندگی هر یک از آنها به مشکلات خاص دوران نوجوانی و جوانی اشاره‌ای کوتاه کند. اینکه هر یک از این شخصیت‌ها در دوره‌ای متفاوت از زندگی‌شان هستند اولین مزیت فیلم محسوب می‌شود چراکه تنوع شخصیتی از ملال و خستگی فیلم کاسته و همواره ما را در برابر چالشی جدید قرار داده است. اما دومین اتفاق جذاب این فیلم روند غیرخطی آن است. تمام شخصیت‌ها به ظاهر در دنیای خود در حال دست‌وپنجه نرم کردن با چالش‌های زندگی خود هستند اما در باطن تمام رفتارها و اعمال آنها در یک دنیا رخ می‌دهد و از این رو هر عملی که یکی انجام می‌دهد می‌تواند باعث تغییر در روند زندگی دیگری نیز شود. این فیلم به طور مشخص با نشان دادن روند غیرخطی خود به رفتارهای افرادی اشاره می‌کند که اگرچه به نظر می‌رسد به هم مربوط نیستند اما در نهایت رشته‌ای تمام شخصیت‌های یک جامعه را به هم مربوط می‌کند. از سوی دیگر این ارتباط در داستان با پس و پیش شدن زمان رخداد تمام اتفاقات، توجه ما را برای کشف این رشته‌ی ارتباطی بیشتر هم کرده است. اینکه چطور قرار است داستانی با این همه شخصیت مختلف درنهایت به هم ربط پیدا کنند و مسیر آنها به نوعی به یک پایان قابل‌درک برسد. درواقع این غیرقابل‌پیش‌بینی بودن پیرنگ اصلی داستان روند روایت را جذاب و دیدنی کرده است.
فیلم «برو جوانی» در این مسیر با پرداخت به هر شخصیت خود و قرار دادن هر یک از آنها در مقابل دنیای بزرگسالان سعی کرده است تفاوت دنیای پر از آرزو و رویای سنین جوانی را با دنیای شسته‌ورفته و فاقد هر گونه تنوع و تغییر دنیای بزرگسالان نشان دهد. نوجوانان و جوانانی که به دنبال تغییر زندگی خود هستند و هرگز نمی‌خواهند در یکنواختی و روزمرگی دنیای بزرگسالان گرفتار شوند. آنها نیاز به تجربه کردن و آموختن دارند و نیز می‌خواهند آرزوهای خود را ولو اینکه ساده یا حتی احمقانه باشند بدست آورند. این تاکید فیلم بر پذیرش دنیای نوجوانی و جوانی هرچند غیرقابل‌درک برای دیگران باشد، نشان می‌دهد که همچنان که افراد در یک جامعه‌ی واحد زندگی می‌کنند و به هم مرتبط‌اند اما باید بتوانند هر یک آنطور که می‌خواهند نیز زندگی کنند.
مزیت دیگر فیلم را من به شخصه در پایان آن می‌دانم. اینکه کارگردان این فیلم «کارلوس آرملا» با تجربه‌ی فیلم‌سازی گذشته‌ی خود که با ساخت انواع مختلف فیلم‌های کوتاه و مینی‌سریال‌های متفاوت بدست آورده، هرگز سعی نکرده است این رشته‌ی میان شخصیت‌ها را آنچنان پررنگ و اثرگذار نشان دهد که داستان را از مسیر واقعی بودن خود دور کند. شخصیت‌ها همچنان که به هم مرتبط می‌شوند اما ارتباط‌شان گاه آن‌قدر که تصور می‌کنیم ماورائی و عجیب نیست و ممکن است تنها به بودن در یک مدرسه و دیدار در یک لحظه ختم شود. از این روست که روایت غیرخطی داستان از یک واقع‌گرایی قابل‌پذیرش تشکیل شده که تمام اتفاقات را در چشم ما قابل‌درک کرده است. البته که بازی خوب بازیگران آن نیز توانسته است اثر رخداد اتفاقات را بیشتر هم کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟