پارکر مددکاری اجتماعی است که هرآنچه در توان دارد برای آسیبدیدگان اجتماعی میگذارد. اما او در زندگی شبانهی خود راهی جز پناه آوردن به الکل ندارد. این فیلم روایتی کاملاً نئونوآر از قهرمانی تنهاست که حتی جذابترین زن سینمای نوآر نیز توان اغوا کردن او را ندارد. فیلم «گذرگاه» هرآنچه که باید از یک روایت سیاه و تاریک انتظار داشته باشیم را در پردهی اول خود به ما میدهد. فیلم بهسادگی تمام آثار نوآر است و در عین حال به سیاهی هرکدام از آنها. کارگردان سعی کرده کاراکتر «پارکر» را در دو وجه بهتصویر بکشد؛ مردی که خود در کودکی یکی از آسیبدیدگان اجتماعی بوده است و از آن سو مردی که هدفی جز رهایی کودکان بدسرپرست از آیندهی سیاه پیش رویشان ندارد.
اما گویا کارگردان همهی تمرکز خود را روی کاراکتر پارکر گذاشته است و در پرداخت کاراکترهای دیگر چندان نتوانسته شخصیتپردازی کند. بههمین علت است که همهی کاراکترهای فرعی دچار نوعی خلأ هستند. کارگردان هم قادر نیست این خلأ را پر کند و در نتیجه فاصلهی زیادی بین آنها و کاراکتر پارکر ایجاد میشود. این عدم تناسب میان کارکترها روی روایت هم تأثیر گذاشته است و در پیرنگهای فرعی نوعی عجله را شاهد هستیم. این عجله احتمالاً به این دلیل است که کارگردان از نزدیکشدن بیشازحد به آنها میترسد مبادا در ذهن مخاطب سوالی ایجاد شود.
پارکر همهچیز خود را باخته و جرعهجرعه الکل نوشیدن او تبدیل به موتیف اصلی داستان میشود. برای نگاه دقیقتر به این اثر باید کاراکتر پارکر را کنار بگذاریم و ببینیم آیا بدون او دیگر کاراکترها دچار هویت میشوند یا خیر! اما همانطور که در بالا هم اشاره کردیم با حذف پارکر نه روایتی باقی میماند و نه کاراکتر دیگری. در چنین فیلمی ضد قهرمان باید بههمان نسبت قهرمان در داستان دخیل باشد اما در این فیلم همهچیز و همهکس بهجز پارکر بیهویت هستند.
فیلم «گذرگاه» در پردهی سوم خود همان مسیر غلط پردهی دوم را پی میگیرد. در این پرده بیشتر با یک اثر هیجانانگیز مواجه هستیم و نه یک نئونوآر. پارکر تبدیل به یکهبزن شهر میشود و خود را در قامت قهرمان یک فیلم اکشن نشان میدهد. حتی تلاش کارگردان برای یک پایانبندی نوآری هم دردی از این ضعف عمیق دوا نمیکند. این فیلم نمیتواند مسیر درستی که در پردهی اول خود پیش گرفته را تا انتها ادامه دهد. برعکس هر لحظه که پیشتر میرود ضعفها یکیپسازدیگری باعث عدول فیلم از مسیر اصلی خود میشوند و در نهایت با اثری از جنس اکشنهای گروه ب مواجه میشویم. فیلم جدید آقای «میلکه چیوتا» آنقدرها چنگی به دل نمیزند. این اثر در پردهی اول خود آغاز میشود، به اوج میرسد و در نهایت پایان مییابد.