پوستر فیلم گلوله‌ی گمشده

سریع‌وخشنی فرانسوی

گلوله‌ی گمشده
Lost Bullet
محصول 2020
امتیاز ۱.۵
نویسنده اردیبهشت

آثار اکشن و پر زد‌وخورد مخاطبان بسیاری را در سینما برای خود به همراه دارد؛ مانند آثار کلاسیک و نوستالژیک فیلم‌های هالیوود که همچنان در اذهان در این ژانر باقی‌ مانده‌اند. فرانسه طی دهه‌های اخیر توانسته در این سبک قدرت خود را به سایر رقبا نشان دهد. در طی دهه‌ی ۷۰ آثار قابلی از سوی فرانسه به عالم سینما ارائه شد. در دهه‌های پیشین کارگردانان فرانسوی همچون: لوک بسون، ریشار بری، کریستف گان، پیر مورل، ژرار کراوسیک و ژرار پیره فیلم‌هایی تحت عناوینی مثل: بلوک ۱۳، ۲۲ گلوله، برادری گرگ و شب بی‌خوابی پیشکش نگاه مخاطبان کردند و طرفداران بی‌شماری را به خود اختصاص دادند که برخی آثار همچنان مانا مانده‌اند. بیش از تمامی این آثار مجموعه‌های تاکسی و ترنسپورتر را می‌توان از تاثیرگذاران روی این فیلم دانست. این ژانر که ظاهراً از علاقه‌مندی‌های «ژیلوم پیرت»- کارگردان این اثر- هم هست و ردپای بسیاری از فیلم‌های این سبک سینمایی در آن به چشم می‌خورد. او که در نخستین اثر بلند سینمایی‌اش توانست نظر منتقدان و مخاطبان را تاحدودی معطوف به خود کند، اما از جهاتی فاقد امتیاز بالاست که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد. حتی بازیگران اکشنی که بر پرده‌ی نقره‌ای به نقش‌آفرینی پرداختند همانند ژان رنو، آلن دلون و ژان-پل بلماندو هم آنقدر در ذهن وی ماندگار بودند که بازیگران را به‌گونه‌ای به همان سبک هدایت کرده و باید تاثیر شگرف جیسن استتم را بیشتر از هنرپیشگان در این سبک بر وی شاهد بود. چرا که حتی از نظر ظاهری نیز آلبان لنوار- بازیگر اصلی این فیلم- حرکات و مهارت خود را در اتومبیل‌رانی و مبارزه در حد اعلایی به نمایش می‌گذارد.

ماجرای فیلم از آنجا آغاز می‌شود که لینو و دوستش درصدد سرقت از جواهر فروشی هستند که با خودرو وارد مغازه شده‌اند و در همان حین هم پلیس متوجه سرقت می‌شود. همزمان کمربند ایمنی مانع از گریز لینو از صحنه جرم شده و منجر به دستگیری او می‌شود. زمانی که لینو در زندان، در حال گذراندن دوران محکومیت‌اش است، پلیسی وی را کشف کرده و از او به‌عنوان مکانیک در اداره‌ی پلیس استفاده می‌کند. لینو که استعداد فوق‌العاده‌ای در تقویت کردن خودروها دارد مورد عنایت رئیس پلیس-همان فردی که وی را کشف کرد- قرارگرفته و طی حکمی پس از ۹ ماه خواهان آزادی وی و به خدمت گرفتن لینو است. طی عملیاتی مرگبار رئیس گشت کشته می‌شود و تنها مظنون این ماجرا لینو است. حال لینو باید بی‌گناهی خود را ثابت کند. اثبات بی‌گناهی‌اش در گروی خودروی مفقود شده‌ی مقتول و گلوله‌ای‌ست که به او شلیک شده و منتهی به مرگش شده‌است. در این اثنا رابطه‌ای بین ژولیا-از افسران پلیس- و لینو درگرفته که ژولیا را مردد بر بی‌گناه بودن لینو می‌کند. در کنار آن دو پلیس‌هایی وجود دارند که فاسد هستند و تمام قرائن و شواهد حوادث شوم را به سمت لینو سوق می‌دهند و ژولیا را مصمم بر مقصر دانستن لینو. طی حوادثی بالاخره ژولیا به او اعتماد می‌کند و پلیس‌های خائن شناسایی می‌شوند و خودروی مذکور پیدا می‌شود. لینو به همراه خودروی آتش‌گرفته به پارکینگ پلیس می‌رود تا آخرین بقایای اتومبیل را به‌دست صاحبانش برساند و از اتهام مبرا شود و به تبع آن گلوله‌ای که در ماشین به‌جا مانده را بیابند.

همانطور که پیشتر گفته شد بازیگران و نوع فیلم تداعی آثار قبلی در عالم سینما بود. بازیگر زن نیز از نظر تیپ ما را به یاد آنجلینا جولی و شارلیز ثرون در آثار اکشن می‌اندازد و فیلم‌های هالیوودی مثل مجموعه‌های سریع و خشن. با این وجود داستان فیلم را می‌توانیم تازه و بدیع بدانیم. اما کلیشه‌ای که همچنان قصد ندارد از گریبان آثار اکشن رسته شود،‌وجود قهرمان فیلم برای ثابت کردن خودش به سایرین است. از نقاط قوت فیلم به اغراق نکردن در آفرینش صحنه‌های اکشن می‌توان نام برد. با اینکه تا حدودی قابل پیش‌بینی بود و قهرمان در تلاش بود تا چهره‌ی پلیدی که در اذهان نیروی پلیس و معشوقه‌اش بوده را بزداید. اما نحوه‌ی نمایش آن جالب توجه بود و نقطه تمایز بین این فیلم در قیاس با سایر آثار. بازیگر نقش لینو- لنوار- بدلکاری متبحر در عالم واقعیت است و ایجاد و پرورش صحنه‌های زدوخورد میان او و نیروی پلیس از دیگر نکات مثبت اثر بود. اگر این حرکات به این وجه طبیعی اجرا نمی‌شد قطعاً از جذابیت اثر می‌کاست. از سوی دیگر پرداخت ناکافی به سایر شخصیت‌ها را که شاید به‌دلیل ضیق وقت بود از نقاط منفی فیلم باید برشمرد.
با این تفاسیر اکشن متوسطی را شاهد بودیم که برای طرفداران در این ژانر می‌تواند توصیه شود.