«فلیکس» در شبی تابستانی در میان شهر پاریس با دیدن اتفاقی «آلما»، دختری جوان در یک دورهمی شبانه، ناگهان خود را عاشق این دختر میبیند، پس تصمیم میگیرد با یک سورپرایز ناگهانی او را که به همراه خانوادهاش به مسافرتی تابستانی رفته است، از عشق خود باخبر کند. فلیکس به همراه صمیمیترین دوستاش، «شریف»، با اجاره کردن یک ماشین مسافتی طولانی را طی میکند تا به آلما برسد. در زمان رسیدن به مقصد اما خراب شدن ماشینی که آن را اجاره کردهاند باعث میشود «ادوارد» -پسر جوان رانندهی ماشین- نیز با آنها همراه شده و این سه نفر مجبور شوند برای یک هفته در یک کمپ تفریحی زندگی کنند و تجربیات مختلفی را بدست آورند.
علاقهمندان به سینما بهویژه علاقهمندان به سینمای فرانسه حتماً نام «اریک رومر» را شنیدهاند. فیلمسازی فرانسوی که سبک خاص فیلمهایاش مخاطبان بسیاری را جذب خود کرده است. فیلمسازی که به گفتهی خودش فیلمهایاش شبیه به رماناند و شخصیتهای آنها بیش از هر چیز برایاش اهمیت دارند. رومر با تأکید بر روابط انسانی و اخلاقی در فیلمهایاش که معمولاً دیالوگمحور نیز هستند، سعی کرده است تمام زوایای پیچیدهی این روابط را به تصویر درآورد. او در فیلمهایاش به کاراکترهایی عادی که هوش و استعداد اجتماعی چندانی ندارند و اصولاً هم در زندگی موقعیتهای چندانی را کسب نمیکنند توجه کرده و سعی کردهاست با تمرکز بر آنها داستانی را بازگو کند که علیرغم عادی بودن در زیرلایههای آن مفاهیم عمیق انسانی نهفته باشد. «گیوم براک» کارگردان فیلم «همه با هم» نیز با فیلمهایی که همگی متأثر از فیلمهای رومر است سعی کردهاست وجوه انسانی شخصیتهای عادی خود را به گونهای نشان دهد که همانطور که ما از دیدن رفتارهای آنها میخندیم یا حتی گاهی تعجب میکنیم، در زیرلایههای آنها به مفاهیم مهمتری دربارهی اخلاق و انسانیت یا مشکلات اجتماعی و فرهنگی دست پیدا کنیم.
شخصیتهای این فیلمِ براک نیز قابلتوجهاند. فلیکس خود را جوانی خودخواه و خودرای نشان میدهد چراکه میخواهد کمبودهای شخصیتی یا حتی اقتصادیِ خود را در پشت رفتارهای تحقیرآمیزش پنهان کند. شریف پسری مهربان اما فاقد اعتمادبهنفس کافی برای پذیرش خود است که او برخلاف فلیکس سعی میکند با دور کردن خودش از دیگران این کمبودها را کمتر بروز دهد. این دو که برای تحصیل به پاریس رفتهاند برای تأمین هزینهی تحصیل و زندگی خود باید سخت کار کنند و داشتن هرگونه رفاه اجتماعی برایشان آسان نیست. حتی دیدن و دوست شدن با دختران هم برای آنها کمی دور از دسترس است. از سوی دیگر ادوارد است که با داشتن مادری که مدام او را کنترل میکند و همهچیز را در اختیارش قرار میدهد دارای سطح رفاهی بسیار بالاتر از فلیکس و شریف است، اما در روابط اجتماعی حتی از این دو نفر هم پایینتر دیده میشود. براک اما این شخصیتها را تا پایان مسیر روایت داستان خود اینگونه نگه نمیدارد بلکه این شخصیتها در روند سفر اجباری خود با ملاقات با آدمهای مختلف و همکلامی با آنها تغییر میکنند. تغییری که واقعی بوده و الگوی منظمی را دنبال میکند.
فیلم «همه با هم» تلاش کرده است با حس شوخطبعی و طنز موجود در رفتارهای شخصیتهای خود حتی با نشان دادن هوش پایین اجتماعی این افراد شناخت آنها را برای ما راحتتر کند تا بتواند سخن خود را به راحتی برای ما بیان کند. این فیلم درواقع میخواهد با نشان دادن کمبودهای هر انسان ما را نیز نسبت به کمبودهای خود آگاه کند و نشان دهد که همهی انسانها باید برای تغییر کردن و بهتر شدن تلاش کنند. نام فرانسوی فیلم -À l'abordage- نیز برگرفته از اصطلاح معروف فرانسویست که دزدان دریایی هنگام سوار شدن به قایق فریاد میزنند و همه جمع میشود تا خود را برای فتح و پیروزیای دیگر آماده کنند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.