نام «جیمز وان» برای مخاطبان ژانر دلهره آشناتر از آشناست. مخاطبان این ژانر معمولاً منتظر اثر جدیدی از کارگردان «اره» و «احضار» هستند تا بتوانند تجربهای جدید را از ذهن خلاق این کارگردان روی پرده مشاهده کنند. جیمز وان در ژانر دلهره همان نقش اسپیلبرگ یا کامرون و لوکاس را در سینمای بدنهی هالیوود دارد. او تقریباً بیشتر آثار خود را با همکاری غولهای هالیوودی روی پرده میبرد و باید گفت در این بین تبلیغات مکرر روی فیلمهای او هم باعث شده حتی اگر خودش هم نخواهد آثارش همیشه روی زبانها باشند. حال او در سال ۲۰۲۱ با فیلم «نحس» قصد دارد از زاویهدید دیگری وارد تجربهی دلهره شود.
بیشک میتوانم چنین بیان کنم که پردهی اول این فیلم یکی از ماندگارترین تصویرهای سینمای دلهره است. جیمز وان بدون اینکه بخواهد خود را در دام جامپاسکرها یا حتی جامپکاتها بیندازد با حرکت نرم دوربین و استیدیکم واژهی تعلیق را در پردهی اول مقابل چشم مخاطب قرار میدهد. «مدیسن» زنی باردار است که بعد از چند تجربهی سقط حال تصمیم دارد دوباره برای مادر شدن تلاش کند. اما بگومگوی او با همسر دائمالخمر خود، درک، باعث برخوردی فیزیکی از سوی همسر میشود و در نتیجه همسر او را به سمت دیوار پرت میکند و همین باعث خونریزی و شکستگی از ناحیهی پشت سر مدیسن میشود. فیلم با محوریت کاراکتر مدیسن وارد رازهای تاریکی در زندگی او میشود.
جیمز وان اما موفقیت پردهی اول را در انتهای این بخش و با تمام شدن نقطهعطف اول فیلم تمام میکند و فیلم از شروع پردهی دوم وارد مغاک هیجانهای کاذب هالیوودی میشود. جیمز وان در پردهی دوم دیگر حتی برای لحظهای به سینمای دلهره متعهد نیست و فیلم خود را وارد بازی موشوگربهی بینتیجهای میکند که حاصل آن تصویری شلخته از تعقیبوگریزهاست.
کارگردان در پردهی دوم و در ادامهی آن پردهی گرهگشایی هیچ نشانی از کارگردان پارهی اول فیلم ندارد. فیلم «نحس» را فقط در پردهی اول خود میتوانیم یک اثر استاندارد در ژانر دلهره تصور کنیم و در باقی فیلم چیزی از این ژانر باقی نمیماند. حتی کاراکتر گابریل نیز تبدیل به یک فرنکشتاین گاهی قدرتمند و گاه بزدل تبدیل میشود. در پارهای از روایت او را مصون از هر آسیبی میبینیم و در پارهای دیگر تبدیل به موجودی بزدل و فراری و آسیبپذیر میشود. انتخابهای خوب جیمز وان در پردهی اول و تعلیقی که با حرکت نرم دوربین ایجاد میکند همهاشان در دو سوم پایانی فیلم خاکستر میشوند.
فیلم «نحس» میتوانست یکی از آثار قدرتمند بهلحاظ فرمی و ماندگار بهلحاظ روایت در سینمای دلهره باشد اما جیمز وان شاید بیشازحد هیجانزده شده و فیلم خود را در همین گرداب هیجان افسارگسیخته رها کرده است. او نشان داده که میتواند یکی از کارگردانهای برجسته و ماندگار در این ژانر باشد. همکاری کمپانیهای بزرگ با یک کارگردان، آن هم در ژانر دلهره، نشان از این دارد که این فیلمساز دیگر نگران تأمین بودجه و محدودیت در جلوههای ویژه نیست و فقطوفقط باید روی فرم روایی و تصویری خود متمرکز شود؛ کاری که جیمز وان تاکنون بهصورت نصفهونیمه موفق به انجام آن شده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.