شرق اگر بخواهد جذابیت را نیز دستکاری میکند
«کیم یونگ-وان» را با فیلم مهیج «قهرمان» محصول سال ۲۰۱۸ میشناسیم. او در فیلم قهرمان سعی کرد ملودرام را با اکشنی متعادل آمیخته کند و مانند همیشه اثر مهیجی دیگر را از سینمای کرهی جنوبی به نمایش بگذارد. در طول ۱۵۰ روز با سینمای کره و همچنین آثاری که در سال ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ اکران شدند و به مرور آنها پرداختیم از نقش پررنگ سینمای کرهی جنوبی در دنیای کنونی سینما بارها گفتهایم. حال بهراحتی میتوانیم ادعا کنیم که سینمای کرهی جنوبی نهتنها در سینمای بدنه و هنر سینمای خود یکی از پیشگامان سینمای جهان است بلکه حتی جسارت این را دارد که کلیشههای رایج در ژانرهای سینمایی را نیز دستخوش بازیهای سینمایی خود کند. یکی از این کلیشهها که طی یکی دو سال اخیر با آن بازی کرده است همان مردگان متحرک سینمای هالیوود است. باتوجه به آثاری که طی چند دههی اخیر به نمایش درآمدهاند، مخاطب ژانر دلهره با مردگان متحرک همچون بخشی جداییناپذیر از سینمای دلهره اخت پیدا کرده است. اما فیلم جدید کیم یونگ-وان قصد دارد کلیشههای دلهرهی شرقی را با این کاراکتر غربی آمیخته کند و اثری مهیج را به نمایش بگذارد.
مدیران ارشد یک شرکت داروسازی بزرگ توسط قاتلینی متفاوت به قتل میرسند. این قاتلها در اصل به یک شیوه کار خود را انجام میدهند؛ همچون زامبیها قربانی را گاز میگیرند اما پس از گاز گرفتن قربانی، خود نیز تبدیل به مجسمهای گلی میشوند و فرو میریزند. یک تیم خبرنگاری مستقل بههمراه پلیس سعی در کشف راز این قتلها دارد؛ جادوگری شرقی این مردگان را از خواب مرگ بیدار کرده است تا بتواند به خواستهی خود برسد.
اولین نکتهای که در این نوع روایتها ذهن را متوجه خود میکند نحوهی استفادهی فیلمساز از جلوههای ویژه است. حتی اگر کوچکترین نقصی در این استفادهی تکنیکی به چشم بخورد مخاطب خود را از اثر دور میکند. اما کارگردان و تیم جلوههای ویژهی فیلم توانستهاند در حد قابل قبولی خیال مخاطب را نسبت به این وسواس فکری آسوده کنند. اما این را از نظر دور نداشته باشیم که این فیلم یک اثر تجاری است و باید در همان سطح از آن انتظار داشت و نه بیشتر. در چنین آثاری کارگردان معمولاً خود را از کلیشهها دور نمیکند اما کارگردان زیرک سعی میکند کمی خلاقیت را وارد روایت کلیشهای خود کند و در نتیجه تصویری که مقابل چشم مخاطب قرار میگیرد یک اثر مهیج و قابل تماشاست.
سینمای بدنه همیشه به آثاری که کمی خلاقیت در خود داشته باشند نیاز دارد. این را میدانیم که همهی ژانرها در سینمای بدنه کمی تلطیف میشوند تا طیف وسیعی از مخاطبان را به پای تماشای آثار تولیدی بکشانند. در سینمای بدنه انتظار خلق یک اثر ساختارشکن را نداریم چون اگر چنین بود که دیگر سینما را به دو بخش صنعت و هنر تقسیم نمیکردیم. صنعت سینما همیشه روی گیشه استوار است و سعی دارد همهچیز را حول موفقیت گیشهای آثار خود گرد آورد. به همین دلیل است که کالبد این سینما را یک پیکره تشکیل میدهد و تفاوت ژانری فقط مانند عوض کردن لباسهای این پیکره است و تغییری در اصل ساختار آن صورت نمیگیرد. فیلم «نفرین شدگان» را نیز میتوان لباسی دیگر بر این پیکره تصور کرد و در همین حد ظاهری از آن انتظار خلق تصویری جدید داشت و نه بیشتر.