دختری نوجوان در حال انتخاب کردن لباس با وسواس در خانه است. دختری بدون توجه به سرووضع خود در حال دوچرخهسواری است. دختری در مدرسه با دیگر دختران کلاس درحال خندیدن و حرف زدن است. دختری بدون توجه به دختران مدرسه با یک پسر سیاهپوست دور از دیگران در حال کشیدن سیگار است. «تایلر» و «رز» دو دختر نوجوان همکلاسی هستند که قرار است رفتهرفته مورد توجه هم قرار بگیرند و رابطهای عاشقانه را ایجاد کنند.
در این چند سال اخیر فیلمهایی در باب همجنسگرایان و روابط و احساسات آنها آنقدر ساخته شده است که میتوان دیگر به راحتی بهترین فیلمهای در این باب را نام برد و جدا کرد. فیلمهایی که در آنها به احساسات و روابط انسانی بیش از همه چیز توجه شده است و مهمترین رسالتشان آن است که به این افراد نیز به مانند تمام انسانهای دیگر نگاه شود حتی اگر احساسات و رفتارهای آنها توسط عدهای درک نشود. یکی از فیلمهای زیبای اخیر را فیلم «نیمی از آن» باید دانست که در ابتدای سال ۲۰۲۰ توانست خود را یک سروگردن از فیلمهای ساخته شدهی دیگر در این باب بالاتر برد. در این فیلم دو دختر نوجوان دبیرستانی که یکیشان حتی نمیداند احساساتی متفاوت از احساسات دیگران دارد، تلاش میکنند خود را ببینند و بیابند. در این فیلم به آنچه بیش از همه توجه شده بود آن بود که این شخصیتها با کنکاش در درون خود سعی میکردند با یافتن خصلتهای فردیشان در ابتدا خود را کشف کنند تا این کشف از خود باعث شود راه کشف دیگری نیز برای آنها باز گردد. فیلم «نیمی از آن» درواقع داستان شخصیتهایی بود که در مسیر روایت داستان از کشف خود به کشف دیگری میرسیدند و هدفی والاتر از شناخت و پذیرش خود نداشتند. اما فیلم «بهار» قرار است چه هدف و نتیجهای را حاصل شود؟
فیلم «بهار» از هیچچیز حرف نمیزند. نه از احساسات شخصیتهای اصلی خود حرف میزند و نه از دلیل دوست داشتن و عشقشان. بزرگترین ایراد این فیلم را میتوان از همان ابتدا در میزانسن مصنوعی و غیرقابلقبول آن دید. قرار است این دو دختر در یک مدرسه و در یک کلاس با یکدیگر آشنا شوند. اما چه مدرسه و کلاسی؟ کلاسی که قرار است تنها ده دانشآموز داشته باشد و یک معلم ادبیات؟ و مدرسهای که هرگز شلوغی و تعدد دانشآموزان آن در هیچ یک از تصاویر دیده نمیشود؟ در تمام سکانسهای درون مدرسه، یا سالن و راهروها خالی از هر شخصیست یا دوربین آنقدر به تایلر و سه دوست دیگرش نزدیک است که عملاً دیدن فردی جز آنها غیرممکن است. تنها صدای مصنوعی مدرسهای شلوغ مدام در پسزمینهی این سکانسها شنیده میشود که نه تنها کمککننده و قابلباور نیست بلکه آزاردهنده و مصنوعی هم میباشد. از سوی دیگر شخصیتهای فیلم نیز از لحاظ ظاهری آنقدر شیک و تمیز هستند که باور اینکه این افراد نوجوانانی دبیرستانی باشند سخت است. این تمیز بودن را حتی در به اصطلاح مهمانیهایی که آن هم فقط متشکل از چند دختر نوجوان است و صدای پسزمینهای کاراکترهایی فرضی شنیده میشود، میتوان دید. از این روست که این فیلم از لحاظ تصویری حتی سادهترین المانهای یک فیلم را هم در خود ندارد. اینکه فیلمبردار دوربینی را در دستاش بگیرد و به دنبال شخصیتهای بدون پرداخت خود راه برود هم قرار نیست منجر به ایجاد فیلمی خاص یا حتی فیلمی عادی شود.
دانلود از آتامووی
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.