پوستر فیلم ویکتوریا

وقتی بازی خوب یک دختربچه راه نجات فیلم می‌شود

ویکتوریا
Victoria
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده سارا

مردی چهل ساله با سردرد فراوان از خواب بیدار می‌شود و خود را کنار دختر جوانی می‌بیند، اما به یاد ندارد چگونه و چطور سر از اینجا درآورده است. او از تخت‌خواب بلند می‌شود و با هر قدمی که در آپارتمان‌اش می‌زند می‌توان انواع‌واقسام بطری‌های الکلی را دید. او در یخچال‌اش را هم باز می‌کند اما در آن نیز چیزی جز بطری‌ای مشروب برای خوردن وجود ندارد. پس او برای رفع عطش به سمت شیرآب می‌رود و در حین خوردن آب است که صدایی بچه‌گانه را می‌شنود که می‌گوید: «سلام بابا، من ویکا هستم». ورود این دختربچه‌ی کوچک به نام «ویکتوریا» در زندگی مردی که تا به حال ازدواج نکرده است و حتی رابطه‌ی طولانی‌ مدتی را هم با کسی نداشته است قرار است منجر به تغییرات بزرگی شود.
در ابتدای سال ۲۰۲۰ بود که فیلمی مکزیکی به نام «در تعقیب پدر» را مرور کردیم که در آن دختری کوچک برای شرکت در مسابقه‌ی دوچرخه‌سواری، مردی میان‌سال را مجبور می‌کند نقش پدر او را بازی کند. این مرد که در ابتدا از این کار خودداری کرده است در ادامه اما با دیدن رفتارهای دختربچه‌ی کوچک و صداقت و حتی شهامت او با او وارد رابطه‌ی پدر و دختری‌ای می‌شود که درنهایت هم با ازدواج با مادر این دختر همه‌چیز به خوبی و خوشی تمام می‌شود. در اواخر سال ۲۰۲۰ اما از کشور روسیه فیلمی به نام «ویکتوریا» به همین موضوع پرداخته است و نشان می‌دهد چگونه یک دختربچه‌ی معصوم می‌تواند مردی بدون انگیزه و حتی لاابالی را تبدیل به پدری مهربان و فردی متعهد کند. ویکتوریا با ورود به زندگی کسی که گفته می‌شود پدرش است باعث می‌شود این مرد مجبور شود رفتارهای‌اش را تغییر دهد و این تغییر رفتارها رفته‌رفته از شکل اجبار خارج شده و به صورت رفتارهایی دلخواه در می‌آید چرا که این تغییر رفتارها زندگی اجتماعی و شخصی این مرد را دچار تحولی بزرگ کرده است و انگیزه‌ای برای ادامه‌ی زندگی به او می‌دهد.
فیلم «ویکتوریا» از همان ابتدا با پیرنگ قابل‌پیش‌بینی خود جای هر گونه انگیزه، برای دیدن داستان‌اش را از بیننده‌ی خود می‌گیرد و همین امر یکی از ضعف‌های فیلم شده است که بیننده را می‌تواند خسته کند. اما اگر بیننده به دنبال دلیلی برای ادامه‌ی دیدن این فیلم است، تنها دلیل می‌تواند وجود همان دختربچه‌ی کوچکی‌ باشد که توانسته است به بهترین نحو ممکن نقش خود را بازی کند. این دختر کوچک درواقع با موتیف‌های رفتاری طبیعی و شیطنت‌آمیز خود بهتر از تمام بازیگران دیگر فیلم بازی کرده است و توانسته است یکی از دلایلی باشد که روایت داستان با تمام کلیشه بودن و خسته‌کننده بودن، واقعی و قابل‌تحمل شود. این دختر بچه با نگاه‌های هدف‌مند خود و لبخندهای شیرین معصومانه‌ی خود و البته ظاهر آرام اما پر از شیطنت کودکانه‌ی خود می‌تواند به راحتی منجر به دیدن این فیلم شود. در این میان شاید بوکسور بودن شخصیت اصلی داستان و تلاش او برای برنده شدن در مسابقات بوکس هم بتواند از منظری دیگر علاقهمندانی خاص را برای دیدن این فیلم پای خود بنشاند. اما بیش از اینها نمی‌توان از این فیلم توقعی داشت و منتظر اتفاقی خاص یا غیرمنتظره بود. کارگردان تازه‌کار این فیلم نیز در اولین تجربه‌ی خود احتمالاً با آگاهی کامل به تمام این موارد تنها سعی کرده است اتفاقات داستان خود را در مسیری صحیح در کنار هم قرار دهد و این کار را هم توانسته است در حد متوسط خود انجام دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟