پوستر فیلم فصل بارانی

سادگی یک شکست

فصل بارانی
Wet Season
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

یک زن مالزیایی در مدرسه‌ای در کشور سنگاپور مشغول تدریس زبان چینی است. همسرش سنگاپوری است و مادرش از مالزی دائم به او می‌گوید که در سنگاپور بماند. او باردار نمی‌شود و این موضوع رابطه‌ی همسر را با او سرد کرده است. «آنتونی چن» پس از فیلم موفق «ایلو ایلو» یا «بابا و مامان خونه نیستند» در سال ۲۰۱۳، حال به سراغ درامی دیگر رفته تا کار نیمه‌تمام خود را به پایان برساند.
در فیلم «ایلو ایلو» با خانواده‌ای مواجه بودیم که به‌سبب مشکلات مالی در حال از هم پاشیدن بود؛ خانواده‌‌ای سه نفره که برای پسر ده ساله‌ی خود-جیال- یک خدمتکار با نام تری را استخدام می‌کنند. کل فیلم تمرکز خود را روی رابطه‌ی بینافردی کاراکترها گذاشته است؛ تِک، مرد خانواده، که در برابر همسر هیچ اعتماد‌به‌نفسی ندارد و همین امر روی کار او و شکست‌های کاری‌اش اثر گذاشته است. هوئی لنگ، مادر خانواده، که فرزند دوم خود را باردار است و نشان از زنی مقتدر دارد و همین امر او را در نظر تک و تیال تبدیل به قله‌ای دست‌نیافتنی کرده است. چن در روایت خود آن‌قدر ساده به بیان این رابطه‌ها می‌پردازد که مخاطب در برخی سکانس‌ها احساس می‌کند خود بخشی از این خانواده و شهر است و در برخی صحنه‌ها دیگر دوربینی بین او و کاراکترها باقی نمی‌ماند. حال کارگردان در اثر جدید خود وارد خانواده‌ای دیگر شده است. اینکه در بالا گفتم او در این فیلم نیز قرار است فیلم قبلی خود را ادامه دهد حضور دوباره‌ی این دو بازیگر است؛ «یئو یان یان» که در فیلم قبلی نقش مادر خانواده را برعهده داشت و «کوه جیا لِر» که در فیلم قبلی نقش پسر ده ساله‌ی خانواده را برعهده داشت. حال آن دو پس از هفت سال در کالبدی دیگر درون یک قاب قرار گرفته‌اند. «وی لون» در قامت یک نوجوان و «لینگ» معلم زبان چینی. چن فیلم را از زاویه‌دید لینگ پیش می‌برد. تصویر لوپ او از زندگی روتین لینگ اولین رکن موفقیت فیلم برای ایجاد رابطه‌ای محکم با مخاطب است. افتتاحیه‌ی فیلم زندگی روزمره‌ی لینگ را به‌صورت یک لوپ‌ تصویری نشان می‌دهد؛ زدن انسولین قبل از شروع روز کاری، مدرسه، خانه و رسیدن به امور پدرشوهر و روز بعد با کمی تغییرات اما همین اتفاقات دوباره رخ می‌دهند. این روایت همچون گلی می‌ماند که کم‌کم گلبرگ‌های‌اش از یکدیگر باز می‌شوند تا مخاطب تمام آن را لمس کند.
چن در فیلم اول خود نیز نشان داد که چقدر راحت قصه می‌گوید. روایت‌های او عاری از هر پیچیدگی غیر ضروری هستند. او همچون یک راهنما در روایت خود نشانه‌هایی را می‌گذارد تا مخاطب به‌آسانی آن‌ها را بیابد و داستان را پی بگیرد. روایت های چن مملو از رابطه‌های بینافردی هستند که در آن حتی کاراکترهای فرعی هم نقش پررنگ‌تری دارند. گاهی برخی از این کاراکترهای فرعی در حد یک تماس چشمی فیلم را پیش می‌برند و گاهی زبان به حرف می‌گشایند و کاراکتر اصلی را وارد مسیری دیگر می‌کنند.
در فیلم «فصل بارانی» شخصیت «وی لون» به نوعی همان جیال هفت سال پیش است. چن با زیرکی او را تنها در خانه‌ای قرار داده است که مخاطب پدر و مادر او را هیچ‌گاه نمی‌بیند. یخچال خالی آپارتمان او نشان از این دارد که مدت‌هاست نه مادر و نه پدری در خانه هستند. از آن سو رابطه‌ای که بین او و لینگ شکل می‌گیرد بیشتر همان تفسیر فرویدی از ادیپ شهریار است. لینگ اما تبدیل به کاراکتری چندوجهی شده است؛ از یک سو همسری ضعیف است که باردار نمی‌شود، از سویی معلمی مهاجر است که حتی مدیر و دیگر همکاران نیز کار او را جدی نمی‌گیرند و در ضلع سوم زنی تنهاست که در حال حاضر هیچ آینده‌ای را پیش روی خود نمی‌بیند. اما از کاراکتر تأثیرگذار پدرشوهر لینگ نگذریم که با حضور او یکی از بهترین سکانس‌‌های سینمایی را شاهد بودیم؛ در شبی که لینگ گریان به خانه بازگشته است به اتاق پدرشوهر می‌رود و او را مرتب می‌کند. دوربین ثابت، زاویه ۷۵ درجه، پدرشوهر پشت به‌تصویر و لینگ که او هم پشت به‌تصویر روی تخت و در حال گریه کردن است. عمق میدان اما لینگ نیست و تابلویی است که روی آن نوشته «لبخند بزن». قابی که چن در این سکانس می‌بندد گویی دارای عمقی بی نهایت است و مخاطب را دچار نوعی فراخی بال می‌کند.
فیلم «فصل بارانی» به‌سادگی از تمام پیچیدگی‌ها و هراس‌های زندگی می‌گوید و این لحنِ روان غم، خشونت، هوس، ناامیدی و امید را در عریان‌ترین شکل خود نشان می‌دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟