پوستر فیلم اسلو

صلح پشت در‌های بسته

اسلو
Oslo
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

جنگ میان فلسطین و اسرائیل دیگر تبدیل به یکی از طولانی‌ترین نبردها بین ساکنان و اشغال‌گران شده است. این منطقه‌ی مورد مناقشه هر بار و در هر دهه طرفین را پشت میز مذاکره نشانده است و بعد از مدتی تمام مفاد آن عهدنامه با غبار گلوله رنگ باخته است. فیلم جدید آقای «بارتلت شر» به یکی از سنگین‌ترین پیمان‌های صلح بین فلسطین و اسرائیل یعنی پیمان اسلو می‌پردازد؛ پیمانی که مذاکرات‌اش بیش از ۹۰۰ ساعت طول کشید و در نهایت اسحاق رابین و یاسر عرفات به نقطه‌ای مشترک دست یافتند.
تریر، یک جامعه‌شناس، و مونا، از اعضای دفتر وزارت امور خارجه‌ی نروژ، زن و شوهری هستند که از سال ۱۹۹۲ به‌طور جدی به این فکر می‌افتند سران اسرائیل و فلسطین را این بار برخلاف کمپ‌دیوید بدون حضور آمریکا یا کشور ثالث دیگری پشت میز مذاکره بنشانند.
اولین نکته‌ی مثبتی که در این فیلم وجود دارد روند قطره‌ای آن و همچون یک مذاکره‌ی طولانی‌مدت است. کارگردان سعی کرده بیشتر لوکیشن‌های خود را در فضای داخلی بگیرد و همین سبب شده که در پرده‌ی دوم تمام آن دلهره‌ها و اضطراب‌های روی چهره‌ها برای مخاطب باورپذیر شود. اما آنچه باعث می‌شود فیلم نتواند به آن اوج اضطرابی که انتظار داریم برسد را باید پای این بگذاریم که کارگردان تمام سعی خود را کرده تا همچون واسطه‌های نروژی این پیمان کاملاً بی‌طرف باشد. کارگردان در هیچ جای داستان خود نه حق را به طرف فلسطینی می‌دهد و نه طرف اسرائیلی. او مدام در حال نشان دادن بی‌طرفی خود است بلکه بتواند روایت درستی را در اختیار مخاطب قرار دهد. نمونه‌ی این تلاش کارگردان را در فلش‌بک‌های ذهنی مونا می‌بینیم؛ آنجا که یک سرباز اسرائیلی اسلحه‌به‌دست در برابر یک جوان فلسطینی سنگ‌به‌دست مقابل یکدیگر قرار گرفته‌اند. این سکانس به‌صورت تک‌نما یا نمایش کامل واقعه بارها تکرار می‌شود.
اما باید گفت که این فیلم علی‌رغم وسواس و تلاش کارگردان خود در وفادار ماندن به جزئیات واقعه باز هم نتوانسته به فرمی که آن را سینمایی کند برسد. استفاده از فیلترهای رنگی با کانتراست بالا رنگ‌بندی فیلم را بی‌هویت می‌کند و پس از تکرار این سکانس‌های متنوع با فیلترهای مخصوص‌به‌خود که هدف کارگردان از نشان دادن آنها تاریخ‌های پس و پیش بوده، باز هم مشکل اصلی فیلم عریان بودن است. کارگردان نمی‌تواند کاراکترها را بارور کند. او به این بسنده کرده که با استفاده از فکت‌های تاریخی و احتمالاً چند مصاحبه به آن چیزی که می‌خواهد برسد اما روایت خود و شخصیت‌پردازی‌های‌اش را رها کرده است. به‌طور مثال دو کاراکتر مونا و تریه فقط و فقط در جریان مذاکرات حضور دارند اما هیچ‌گاه به درون زندگی شخصی آن‌ها و تعامل‌شان با دنیای بیرون نمی‌رویم. کارگردان این اثر به‌نوعی تک‌بعدی عمل کرده است و اثر خود را پشت درهای بسته‌ی آن کاخ قدیمی در شهر اسلو پنهان کرده است. شاید کمی تنفس هوای بیرون و چند کاراکتر فرعی تأثیرگذار دیگر می‌توانست روایت را سمت‌و‌سویی دیگر بخشد اما این فیلم نه در مدیوم سینما که در مدیوم یک فیلم تلویزیونی مقابل چشمان ما قرار گرفته است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟