پوستر فیلم تسلا

ایده‌آلیست تنها

تسلا
Tesla
محصول 2020
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

روایتی پست‌مدرن از زندگی نیکولا تسلا، مخترع پیشگامی که همیشه تنها بود و در تنهایی زیست و در تنهایی چشم از جهان فرو بست. فیلم در باب یک مقطع از زندگی او نیست، بلکه نگاهی به تنهایی و جنگ او با نظام حاکم بر جهان دارد و در نهایت فروپاشی هر کس که برای بر هم زدن این نظام تلاش می‌کند.
راوی فیلم «آن مورگان» در زمان حال است. همین فرم روایت است که باعث می‌شود فیلم برای گستره‌ی عظیمی از مخاطبان نباشد و تنها با پذیرش روایت پست‌مدرن آن را بپذیریم. آن مورگان که دختر یکی از حامیان مالی تسلا در ابتدای قرن بیستم بود، راوی تمام فکت‌های تاریخی در باب نقاط عطف زندگی تسلا است. فیلم خود را از حواشی زندگی تسلا دور کرده و تنها و به‌صورت گلچین اتفاقاتی که سند تاریخی دارند را بازسازی کرده؛ همچون یک مستند علمی که فرم روایی دارد. شاید دقیقاً همین جا باشد که مرز بین اثر داستانی و مستند کمی از بین می‌رود و باعث می‌شود ما در برخی جاها (نماهای لایی که تسلا در حال عبور از جلوی پرده‌ی نمایش بزرگ است) فیلم را در حد یک مستند علمی از یک شبکه‌ی تلویزیونی مشاهده کنیم. در هر حال باید پذیرفت که سنت روایت در یک اثر بلند داستانی بسیار متفاوت است. اما پیرنگ اصلی داستان که با بازی خوب اثان هاوک در نقش تسلا درآمده، همان سیر در تنهایی و آشفتگی دائم اوست. مردی که از هیچ‌چیز مطمئن نبود و دائم در حال سیر در زمانی جلوتر از زمان حال بود. پرداخت به این تنهایی در یک اثر که برگرفته از یک شخصیت قرن بیستمی است را می‌توان در فیلم دمین شزل با نام «اولین انسان» درک کرد. دو شخصیت آرمسترانگ و تسلا به‌عنوان دو تن از پرآوازه‌ترین افراد قرن بیستم در قاب دوربین دو کارگردان آنقدر باورپذیر و انسان (و نه یک تیپ غلوشده و به‌اصطلاح قهرمان) جلوه داده شده بودند که مخاطبِ معتاد‌به‌تصاویر پر زرق و برق آنها را دفع می‌کند.
درک زندگی یک شخصیت که ریشه در یک فیگور در دنیای واقعی دارد، در اغلب موارد با اضافه کردن پاره‌هایی داستانی و برخاسته از ذهن نویسنده و فیلم‌ساز همراه است؛ تصاویری که معمولاً دست روی نقاطی از زندگی فرد مورد نظر می‌گذارند که شلوغ و با تمپوی بالاست. برای درک این مورد به «حماسه کولی» محصول ۲۰۱۸ می‌توان اشاره کرد که در آن کارگردان دائم در حال فرستادن فردی مرکوری در شلوغ‌ترین لحظات زندگی‌اش بود و با استفاده از موزیک‌های پرطرفدار گروه کویین فیلم را سر پا نگه داشت و به پایان رساند. اما جسارت کارگردان در فیلم‌هایی مانند تسلا و اولین انسان این است که به درون تنهایی و آن بار سنگین هستی در ذهن شخصیت اقتباسی هجوم می‌برند و تصویری ناب و تازه را به نمایش می‌گذارند.
فیلم تسلا با تمام آن آشفتگی در مرز میان اثر داستانی و مستند، باز هم فیلم خوبی‌ست و مخاطب خود را به درک بهتری از تسلا و زندگی پر از تنهایی‌اش می‌رساند و در این بین مخاطبی که پیشینه‌ی علمی خوبی در مورد مغناطیس و الکتریسیته و … دارد نیز از دیدن فیلم لذت کافی خواهد برد.