روبر برسون در تفاوت میان سینما و تئاتر چنین میگوید که در سینما شما به حرکات دست و بدن فکر نمیکنید چون همهچیز باید خودکار باشد اما در تئاتر حتی به ویرگول بین کلمات هم توجه میشود. این تفاوت است که سینما را تبدیل به تصویر متحرک میکند و از غلوشدگیهای تئاتری دور میماند. فیلم اول بیلی پایپر تئاتری غلوشده است که در قاب سینمایی جای میگیرد.
مندی مادری مجرد است که برای ثبات در زندگی خود به فکر ازدواج است. او با یکی از همکاران خود با نام پت قرار میگذارد. پت اما یک کاتولیک است و این برای مندی که در خانوادهای آتئیست متولد شده است کمی غیرقابلهضم است. فیلم با دیالوگهای سریع و پینگپنگی مندی و پت آغاز میشود. این دیالوگها آنقدر سریع و تودرتو ادا میشوند که مخاطب فقطوفقط به کلیدواژههای فرزند، ازدواج، زندگی و نیاز میرسد. از آن سو این دوگانگی شخصیت مندی و نیاز او برای رسیدن به یک ثبات در زندگی از زاویهدید او نگریسته میشود چون کارگردان یک زن است و این نگاه فمینیستی از همان ابتدا در اثرش خودنمایی میکند.
پایپر از همان ابتدای فیلم خود سعی دارد گذری بر جملات احمقانهی خودتلقینی در کلاسها تصویری و حضوری موفقیت بزند و این کار را بسیار زیبا انجام میدهد. در دنیایی که مندی مشغول قدم زدن در پیادهروهای آن است، او صدای ذهن دیگران را که دائم در حال ادای این جملات خودتلقینی هستند را میشنود و خودش نیز همچون یک طوطی آنها را ادا میکند. رابطهی مندی و دنیای بیرون و مردمانی که در آن زیست میکنند کاملاً ابزورد و وابسته به کمدی-ابزوردهای بریتانیایی است. در این دنیا کاراکترها در خشم، خنده، شادی و برونداد هر حس دیگری مرزی را نمیشناسند. این پوچی را میتوان در دیالوگها و نوع نگاه کاراکترها به زندگی پیدا کرد. حتی مثبتاندیشترین کاراکترها نیز نوعی نگاه پوچ به مقولهی مورد علاقهاشان دارند اما هیچکس منفعل نیست. همه در حال زندگی هستند و روزمرگی را در سادهترین حالت خود میگذرانند.
اما غلوشدگی در ارائهی احساسات و لحن فیلم باعث میشود آن را کمی تئاتری بدانیم. حرکت، فریاد، خنده و گریهی بازیگران گویی همهاشان از قبل مشخص شده و آنها در قاب دوربین فقط در حال ادای آنها هستند. هیچ اکت حقیقی که نشان دهد این کاراکترها بخشی از این دنیای انتزاعی هستند را نمیبینیم. بههمین سبب است که فیلم با سینما فاصله دارد و بیشتر شبیه تئاتری تصویری است. همانطور که در نقلقول برسون اشاره شد، فاصلهی تئاتر و سینما در همین خودکار بودن اکتها و ادای دیالوگهاست؛ تفاوتی که به باریکی یک تار مو است و رد نشدن از آن به تجربه و جهانبینی نیاز دارد؛ خصوصیتی که پایپر در حال کشف آن است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.