طی سال ۲۰۲۰ از سینمای چین بسیار گفتیم. چینیها بهشدت و سرعت در حال تزریق منابع مالی به صنعت سینمای سرگرمی خود هستند. برای آنها فرقی ندارد که یک اثر بهلحاظ سینمایی ضعیف باشد بلکه مهم تعداد آثار پرخرج و پر زرقوبرق است. خصوصیت مشترک بین تمام آثار تجاری سینمای چین شلختگی بیشازحد آنهاست. این فیلمها با تیتراژهای شلوغ و بدون جذابیت تصویری آغاز میشوند و با تزریق رگههایی از کمدی و اکشن روایت خود را آغاز میکنند.
فیلم «آخر بازی» بیشک با ناماش ما را بهیاد یکی از بهترین نمایشنامههای قرن بیستم بهقلم ساموئل بکت میاندازد؛ نمایشنامهای آخرالزمانی و البته ابزورد با همان طنز پوچی که در تمام آثار بکت شاهد هستیم. این فیلم با بازیگر آماتوری آغاز میشود که تصویری از بکت را روی دیوار اتاق خود دارد. این فرد آدمی بهشدت بینظم و تنبل است که در رؤیای خود قصد دارد بازیگری حرفهای شود. اما فیلم قرار است روایت خود را به گونهای دیگر ادامه دهد. کارگردان در برابر این بازیگر از یک قاتل اجارهای پرده برمیدارد و این دو را در پذیرش یک استخر مقابل هم قرار میدهد. جای این دو در حادثهای کاملاً تصادفی تغییر میکند و داستان فیلم از همین جا آغاز میشود.
این نوع درامهای هیجانانگیز در سینمای بدنهی هالیوود و کرهی جنوبی هم وجود دارند. اما سینمای چین اکنون در آن مسیر ابتدایی سینمای کره قرار دارد. بازیگران و دیالوگها هنوز در انتقال آن رگهی طنز موجود در موقعیتها و دیالوگها ناتوان هستند. سینمای چین اگر میخواهد مخاطبی بینالمللی پیدا کند باید این ضعفها را که با تزریق پول حلشدنی نیستند برطرف کند. شاید مخاطب چینی با برخی از موقعیتها احساس کند آن سکانس بیشازحد زیبا و طنز است اما مخاطب غیرچینی چندان نمیتواند با آن ارتباط برقرار کند. سینمای چین ظاهراً بهسبب خیل مخاطبانی که درون مرزها دارد همچنان در زدودن این اشکالات اساسی در روایتهای خود عجلهای ندارد اما این سینما اگر میخواهد و قصد دارد که دیده شود باید به فکر فرم سینمایی آثار خود باشد.
فیلم «آخر بازی» فقط نام نمایشنامهی قدرتمند بکت را یدک میکشد اما در مسیر تبدیل شدن به یک کمدی-اکشن دارای ساختار روایی فاصلهای طولانی دارد. این فیلم هم مانند آثار دیگر تجاری سینمای چین دچار هیچ عمقی در روایت خود نمیشود و نشان میدهد که سینمای چین هنوز در بحث مونتاژ مشکل دارد. گویا کارگردانهای تجاریساز چینی چندان علاقهای به برشها و انواع آنها ندارند. بههمین علت است که مخاطب آثار چینی در میانهی فیلم دچار سرسام میشود و درست در همانجایی که فیلم در حال سیر مونوتونگونهی روایت خود است، مخاطب از شدت چشمدرد قادر به سکون نیست و با اوج گرفتن دوبارهی روایت تحمل ادامهی آن را ندارد. فیلم «آخر بازی» تنها نام نمایشنامهای بزرگ را یدک میکشد و نه در فرم روایی و نه در فرم تصویری خود نشانی از یک اثر قابل تأمل ندارد و نشان میدهد صنعت سرگرمی چین هنوز راه زیادی را برای پیمودن پیش رو دارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.