برخی فیلمها در میانهی درام و ملودرام قرار دارند و در آن گذرگاه باریک زیست میکنند. این دسته از آثار بسیار شیک و بهدور از هر ترکشی از سیاهیها و رذالتهای زندگی واقعی هستند؛ در بیشتر این آثار با زوجی مواجه هستیم که از دو دنیای متفاوت و در یک پالت رنگی نرم ذرهذره به دنیای یکدیگر نزدیک میشوند. فضای بیرونی در این فیلمها خیابانهایی بسیار تمیز، رنگهای شاد و نرم و آدم هایی خوشپوش را شامل میشود. فضای داخلی خانهها را گویی یکی از معماران پستمدرن برای یک فرد از طبقهی متوسط طراحی کرده است. پس در این آثار زندگی واقعی و قابل ملموسی را شاهد نیستیم. با همین پیشفرض بهسراغ فیلم «رابطهی جدی» میرویم.
اولین نکته در این فیلم کارگردان آن است. امسال با کارگردانهای زن بسیار خوب و قابل احترامی آشنا شدیم که آثاری سینمایی را به ما هدیه دادند. اما خانم نیکول بکویث ظاهراً دغدغههای دیگر ذهنیاش را بیش از سینما دارای اهمیت میداند. او در این فیلم با نگاه رادیکال فمینیستی وارد مقولهی رحم اجارهای میشود. اصلاً قصدم این نیست که در این مرور به پایههای اجتماعی و نوع نگاه به زن در رخدادی مانند رحم اجارهای اشاره کنم. اما نگاهی که کارگردان با آن وارد فیلم میشود مشکل اساسی آن است. آنا و مت در سکانس افتتاحیه در جلسهی پرسش و پاسخی دو نفره قرار دارند و مت در حال پرسیدن سوالاتی از آناست. کارگردان سعی کرده شخصیت آنا را یک دختر مستقل و دور از خانواده و در عین حال بیتفاوت به مسائلی که ممکن است برای دیگران تابو بهحساب بیاید نشان دهد. خانم بکویث اما نمیداند که زندگی واقعی بسیار بغرنجتر از آن چیزی است که او در تصاویر شستهرفته و اتوکشیدهی خود نشان میدهد. ما هیچ خصوصیتی در آنا نمیبینیم که بخواهیم او را یک دختر مستقل با درآمد اندک و مشغول کار در یک کافیشاپ فرض کنیم. او بیشتر شبیه مدلهایی میماند که در هر سکانس لباس را با رنگ زمینهی میزانسن ست میکند. برای فیلمی که قرار است درونمایهای اجتماعی داشته باشد، این نوع قاب بیشتر شبیه بازی کودکانه و از سر ذوق کارگردان است. از سویی دیگر کارگردان سعی کرده این رابطهی شیک و تمیز را بدون حتی ذرهای تنشی سینوسی در همان دنیای پر زرقوبرق خود ادامه دهد. کارگردان جسارت نداشته به درون زندگی عریان این دو وارد شود و سعی کرده این دنیا را با روتوشی اغراقآمیز بهتصویر بکشد.
فیلم «رابطهی جدی» بیشتر همان اثر شترگاوپلنگی است که هم میخواهد رگههای ملودرام خود را محکم نگاه دارد و هم با روکش طلا بهسراغ مقولههای اجتماعی جامعه برود. شاید خانم بکویث بهتر است بهسراغ همان ملودرامهای تجاری هالیوودی برود و بگذارد کارگردانهای دیگر با جهانبینی مستقل این نوع درونمایههای اجتماعی را پرداخت کنند.