دوربین ثابت است و لانگشاتی از ورود زوجی مسلمان به داخل خانه را شاهد هستیم. ماری و احمد، در حین اینکه احمد به اتاق پذیرایی میرود و ماری به داخل آشپزخانه میآید، مکالمهای کوتاه با یکدیگر دارند. ماری پس از چند دقیقه بهسمت پذیرایی میرود و دوربین بهنرمی حرکت میکند. احمد بیجان روی مبل است و ماری مبهوت به او مینگرد. فیلم «پس از عشق» قرار است مخاطب خود را به جایی آنسوی باورها ببرد؛ جایی که زمینِ زیر پای شخصیتها ژلهای است و دیگر از آن زمین محکم باورها خبری نیست.
ماری پس از اینکه متوجه میشود زنی دیگر در زندگی همسرش وجود دارد دیوانهوار و ناخواسته به فرانسه میرود تا آن روی دیگر زندگی همسرش را از نزدیک ببیند. این فیلم شاعرانهای از جنس درامهای سرد بریتانیایی است. کارگردان کاراکتر اصلی خود-ماری- را روی مرزی به پیش میبرد که هر آن ممکن است رو به سویی نهد. ماری زنی معتقد است که همسر خود را از ۱۴ سالگی میشناخته و حال با روی دیگر زندگی این همسر متعهد روبهرو شده است که تمام آنچه را در دیناش تابو بهحساب میآمده شکانده است. ماری در پردهی دوم فیلم برای مدتی دچار ازهمگسستگی میشود. کارگردان این حس را بدون دیالوگ و فقط با کلوزآپ، مدیومشات و لانگشات از ماری به مخاطب نشان میدهد. موتیف او در این صحنهها آب است و دریا.
شاید تعریف تصویری فیلم از عنوان خود همان لحظهای باشد که ماری سوار بر کشتی در حال خروج از انگلستان است و صخرهها در پشت سر او فرو میریزند. ترسی که چهرهی کاراکتر را در برمیگیرد پیشزمینهی مواجههی او با نیمهی پنهان همسر از دست رفتهاش است. اما کارگردان کار خود را به این مکاشفههای درونی ماری ختم نمیکند و بهسراغ دو کاراکتر دیگر یعنی همسر دوم و فرزند احمد میرود. آنها نیز زندگی خود را در شکستن خطهای قرمز عرفی و اجتماعی میگذرانند. گویا فقط ماری است که همچون زنی ساده و متعهد، هم به دین همسر خود گرویده و هم بهاندازهی ثانیهای از این خط قرمزِ تعهد عدول نکرده است. اما شاید او دنبال دلیلی واقعیتر برای خود میگردد و لحظهای که تن خود را با انگشتاناش لمس میکند حزن روی چهرهاش بیش از پیش آشکار میشود.
این فیلم تا مرز سوررئالیسم میرود و بازمیگردد. در دو نما سقف تا مرز ترک خوردن پیش میرود و قرار است ماری و مخاطب را به آنسوی رئالیسم ببرد اما ماری با تلنگری از طرف دنیای پیرامون باز میگردد. این تناقض زیبا همان مشخص کردن مرز دنیای ماری است که کارگردان بهزیبایی در قاب خود آورده است. بازی زیبای «جوآنا اسکالان» در نقش ماری کمک بزرگی به نقش بستن قابهایی ماندگار در فیلم کرده است. او با فیزیک خاص بدنی خود توانسته کاراکتر ماری را همانگونه که در ذهن فیلمساز بوده به مخاطب انتقال دهد.
فیلم «پس از عشق» اولین اثر بلند داستانی کارگردان پاکستانی خود است. کارگردان بدون اینکه بخواهد نگاهی سوبژکتیو به مسئلهی دین داشته باشد، خود انسان را مرکز روایت خود قرار داده است و باید گفت به مینیمالترین شیوهی ممکن این قصه را روایت میکند. فیلم «پس از عشق» آنسوی باورهاست؛ در جایی که فقط انسان میماند و بس، آن هم بیهیچ تعلق و باوری. جایی خاکستریرنگ که زیر زمین لغزاناش انبوهی از سفیدی پنهان است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.