پوستر فیلم [کد] ۷۵۰۰

یک کابین و هیجان

[کد] ۷۵۰۰
7500
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

کد ۷۵۰۰ زمانی استفاده می‌شود که هواپیما در دست هواپیماربایان افتاده و خلبان از این کد برای رساندن وضعیت به برج کنترل استفاده می‌کند. فیلم اول پاتریک والراث با همین نام روایت‌گر توبایس است که به‌عنوان کمک خلبان قرار است از آلمان به‌سوی پاریس پرواز کند. مدتی از بلند شدن هواپیما نگذشته که یک گروه افراطی تروریست با شیشه و چاقو قصد ورود به کابین خلبان را دارند. توبایس مقاومت می‌کند و در کابین را می‌بندد.
فیلم ۷۵۰۰ روایتی تک‌لوکیشنی از درون کابین خلبان است و همه‌ی اتفاقات فیلم از همین تک‌لوکیشن رصد می‌شوند. به فضای کم این کابین که نگاه می‌کنیم متوجه سختی کار فیلم‌بردار و دکوپاژ سختی که کارگردان طراحی کرده می‌شویم. این فیلم خط روایی بسیار ساده‌ای دارد. والراث اصلاً قصد ندارد هیچ هیجان کاذبی را وارد داستان خود کند. مقاومت او در اجتناب از این کار را می‌توان به‌راحتی در چهره‌ی «جوزف گوردون» در نقش توبایس مشاهده کرد. فیلم‌هایی که معمولاً در جریان اصلی سینما و با درون‌مایه‌ی هواپیماربایی یا هر اتفاق هیجان‌انگیزی در یک پرواز ساخته می‌شوند عموماً سعی دارند از کل فضای هواپیما برای پیشبرد داستان خود استفاده کنند. اما والراث همه را پشت در کابین خلبان می‌گذارد و توبایس و مخاطب از طریق دوربین مداربسته که تصویرش روی صفحه‌ی نمایش کابین می‌افتد جریانات بیرون کابین را پی می‌گیرد. والراث در همین جای محدود توانسته تنوع زاویه‌های دوربین را هم داشته باشد و همین باعث می‌شود کار او را جدی‌تر از یک اثر صرفاً هیجان‌انگیز مشاهده کنیم.
والراث در فیلم خود همه‌ی آن چیزی که باعث شود ذهن مخاطب صرفاً به عمل تروریستی یا تقلای مسافران و دیگر افراد کلیشه در داستان‌های هیجانی معطوف شود را کم‌رنگ کرده است. اتفاقاً او فقط و فقط از مخاطب می‌خواهد تا درگیر جریانات درون کابین شود و از زاویه‌دید توبایس تمام اتفاقات را دنبال کند. والراث به‌دنبال این است که همه‌چیز در همان کابین کوچک رخ دهد. او از سه زاویه‌ی دوربین استفاده کرده است و با تقسیم نماها بین این سه زاویه باعث شده فیلم در هیچ لحظه‌ای دچار افت نشود. والراث در تزریق تنش به فیلم خود سعی کرده از تناقض موجود بین خونسردی توبایس و اضطراب غلوشده‌ی تروریست‌ها استفاده کند. این تضاد بین احساسات کمک بزرگی به فیلم می‌کند و سبب می‌شود مخاطب دائم بین دیالوگ‌های آن‌ها در رفت‌و‌برگشت باشد.
والراث در اولین تجربه‌ی فیلم بلند داستانی خود کار سختی را در نظر گرفته است. سختی این کار شاید با فیلم‌هایی که لانگ‌تیک‌های بالای بیست دقیقه دارند قابل قیاس باشد. به‌هرروی این کارگردان در اولین کار بلند خود نشان داد که حرف‌های بسیاری برای گفتن در سینما دارد و از آن دست کارگردان‌های کلیشه‌شکنی است که به‌راحتی می‌تواند یک درون‌مایه‌ی نخ‌نما را از زاویه‌ای کاملاً جدید به‌تصویر بکشد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟