کاش با هم بیشتر حرف میزدیم
«مدیسون» و «نواه» قرار است تا ساعتی دیگر با هم پیمان ازدواج خود را ببندند. اما صحبتهای پدر مدیسون با نواه و زیرسوال بردن رنگ پوست او و اینکه او هرگز نمیتواند در خانوادهای سفیدپوست جدی گرفته شود، نواه را دچار شک و تردید میکند. نواه برای آرامش خود از پشت پنجره با مدیسون حرف میزند و مدیسون به او اطمینان میدهد که هرگز سیاهپوست بودن او برایاش اهمیتی نداشته است و او را در هر حالتی دوست میدارد.
تا کنون فیلمهای بسیاری را پیرامون مسائل زناشویی مرور کردهایم. فیلمهایی که هر یک به نوعی سعی کرده بودند در بخشی از داستان خود حقایقی را از زندگی یک زوج متعهد به هم نشان دهند. فیلم «مشکل ما را پیدا خواهد کرد» در داستان خود با تمرکز بر زوجی که یکدیگر را دوست میداشتند، سعی کرده بود مسیر زندگی آنها را از شروع زندگی تا پایان آن به تصویر درآورد. مسیری که مسائل مالی مهمترین دلیل بر انحطاط و از بین رفتن عشق میان آنها شده بود. البته که با توجه بیشتر به رفتارهای دو شخصیت داستان میشد متوجه شد که درواقع این مسائل مالی نبوده که منجر به انحطاط آن رابطه شده بود بلکه رفتارهای آنها نسبت به این مشکلات بود که دو شخص را از هم دور کرده بود. در فیلم «هفت فیلم کوتاه دربارهی ازدواج ما» نیز یکی از مسایل مهمی که منجر به ایجاد فراز و نشیبهای بسیاری در زندگی این زوج عاشق میشود مسائل مالیست. مسئلهای بسیار مهم که هر روز اهمیت آن در زندگی بیشتر و بیشتر نیز میشود.
فیلم «هفت فیلم کوتاه دربارهی ازدواج ما» در واقع داستان زندگی زناشویی مدیسون و نواه است که به صورت هفت بخش یا داستان مختلف در فیلم نمایش داده میشود. هفت داستانی که همگی به هم مرتبط نیز بوده اما در هر یک از این داستانها سعی شده است به یکی از مشکلات زناشویی توجه شود. داستان اول و دوم فیلم دربارهی ازدواج و مشکلات مالیای است که در راه این زوج قرار گرفته است. داستانهایی ملموس که با روایت خوبِ آن قابلباور نیز بود. اما مشکلات فیلم از داستان سوم خود را رفتهرفته بروز میدهد و هرچه داستان به پایان خود نزدیکتر میشود این مشکلات بیشتر هم به چشم میآید. در داستان سوم بنا به دلایلی که مشخص نیست چه است این زوج فرزند تازه شکل یافتهی خود را از دست میدهند و همین امر باعث ایجاد شکاف میان این دو نفر میشود. شکافی که البته در داستان دوم با مسائل مالی ایجاد شده بود و حالا با این اتفاق کمی عمیقتر هم شد. در پایان داستان سوم است که فیلم نیمهی اول خود را تمام کرده است و باید در نیمهی دوم سعی کند به این شکاف ایجاد شده میان دو شخصیت خود بپردازد تا بتواند راهی برای گذر از آن بیابد. اما این فیلم عاجز از پرداخت درست به این شکاف با برشهای ناقص و اصرار خود برای تبدیل کردن داستان خود به هفت داستان کوتاه باعث شده است مسیر داستان کمی منحرف شود. این انحراف اگرچه در پایان داستان به مسیر اولیهی خود تاحدودی باز میگردد اما اثر اولیهی خود را از دست داده است و به نوعی داستان را حرام شده به انتها میرساند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.