پوستر فیلم تکینگی عریان

دن‌کیشوت در انحطاطی کیهانی

تکینگی عریان
Naked Singularity
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

برای کارگردانی که اولین تجربه‌ی بلند فیلم‌سازی خود را معطوف به درون‌مایه‌ای پیچیده کرده باید رد این جهان‌بینی را در کارهای کوتاه‌اش جست‌و‌جو کرد. چیس پالمر یکی از این کارگردان‌هاست. شاید فیلم کوتاه «نئونوآر» او در سال ۲۰۰۲ و ارتباطی که بین عنوان و درون‌مایه‌ی اثر برقرار کرده باعث توجه ویژه‌ی جشنواره‌های مختلف به این فیلم ۱۰ دقیقه‌ای بود. حال پالمر در سال ۲۰۲۱ دست به ساخت اولین فیلم بلند خود زده است. کَسی یک وکیل خرده‌پا در دادگستری است که متهمان خرده‌پایی که برای تفهیم اتهام و گرفتن حکم به قاضی کشیک مراجعه می‌کنند نصیب او می‌شوند. او از یک سو انسانی آرمان‌گراست و از سویی دیگر در حرفه‌ی خود ضعیف‌ترین فرد ممکن است. این دوگانگی او را به مرز جنون رسانده است. او در بیرون از دادگاه و برای تسکین خود به جودو مشغول است و از سویی دیگر شمشیری را بالای درب اتاق خود نصب کرده است. این شمشیر چه داستانی دارد؟ این نمادی از روحیه‌ی عدالت‌طلبی سامورایی‌هاست و قرار است به کَسی در مسیر خود روحیه ببخشد و هر بار نگاه او به این شمشیر تبدیل به موتیف داستان می‌شود. و آخرین نکته و مهم‌ترین آنها الهامی کیهانی به کَسی است که نشان از پایان یافتن و انحطاط همه‌چیز دارد.
پالمر پرده‌ی اول روایت خود را با تمام این نشانه‌ها آغاز کرده است. او با به‌تصویر کشیدن هر کدام از این بخش‌ها و ارتباط نزدیک‌شان با زندگی کاراکتر اصلی سعی دارد به عادی‌ترین شیوه‌ی ممکن معمولی‌ترین قهرمان را بسازد. انتخاب دقیق او در پرداخت کاراکترهای فرعی، فیلم را تبدیل به یک اثر چندژانری می‌کند؛ گاهی با یک فیلم هیجان‌انگیز مواجه هستیم، گاه یک درام کاملاً اجتماعی را مقابل خود می‌بینیم و ورای تمام این‌ها یک نئونوآر کیهانی را شاهد هستیم. کَسی همان کاراکتر فیلم نوآر است که به‌ساده‌ترین شیوه‌ی ممکن در دام آشفتگی‌ها و پیچش‌های داستانی می‌افتد. دختر آشنای فیلم نوآر در این فیلم «لی» است که تمام خصوصیات دختر اغواگر، پریشان و از همه‌جا رانده را دارد.
پالمر در فیلم خود به تمام اصول پایه‌ی سینمای نوآر پایبند است اما روی این بستر فرم خود را پیاده می‌کند. او با تزریق اندکی روحیه‌ی دون‌کیشوتی به شخصیت اول خود او را همچون شوالیه‌ای تنها در دل بی‌عدالتی رها می‌کند. کَسی با شمشیر سامورایی خود به دل دزدان می‌زند تا بتواند در برابر دزدان عدالت ایستادگی کند. کارگردان در فیلم خود سعی کرده اتفاقات را به‌دور از هیجان‌های معمول در فیلم‌های بدنه به‌تصویر بکشد. او برای این کار از خاصیت منحصربه‌فرد روایت‌های ابزورد بریتانیایی استفاده کرده است؛ ‌کاراکترها در احمقانه‌ترین وضعیت ممکن و کاملاً برحسب تصادف به نتیجه می‌رسند. باید گفت پالمر در فیلم اول خود نشان داده که مسیر سینمایی‌اش را می‌شناسد و فیلم «تکینگی عریان» شروع مسیر او در راه تبدیل شدن به یک کارگردان مؤلف است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟