پوستر فیلم سوداگران تن

خط باریک سقوط

سوداگران تن
Body Brokers
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

زمانی که در هنر از اثربخشی یک اثر سخن می‌گوییم ناخودآگاه ذهن‌مان به‌سوی اصطلاح تجربه‌ی زیسته می‌رود. هر هنرمندی که اثری هنری خلق می‌کند بخشی از انتقال درون‌مایه‌ی اثر خود را به مخاطب مدیون تجربه‌ی زیسته‌‌اش می‌داند. در سینما هم مثال‌ها در این باب زیاد است؛ از ویسکونتی و شاهکار «یوزپلنگ» که شرح حالی بر گذشته‌ی خاندان اشرافی خودش بود تا کارگردان‌هایی مانند تروفو که زندگی و علاقه‌های‌شان را می‌توان درون آثارشان یافت. «جان سواب» با فیلم «سوداگران تن» نیز از این قاعده مستثنی نیست. او که خود تجربه‌ی مصرف و فروش مواد مخدر را داشته است، امسال با اثر سوداگران تن بخشی از تجربه‌ی زیسته‌ی خود را به‌تصویر کشیده است.
داستان در باب جوانی با نام یوتا است که در ایالت اوهایو به‌همراه دوست‌دخترش در پائین‌ترین سطح جامعه یعنی بی‌خانمانی حاصل از اعتیاد دست‌و‌پا می‌زند. آنها می‌دزدند تا هروئین مصرف کنند. آنها می‌دزدند تا فراموش کنند. فیلم با مونولوگی آغاز می‌شود که حکایت از یک تجارت دارد. عده‌ای از پروسه‌ی ترک اعتیاد عده‌ای دیگر مقادیری تا ده‌ها میلیون دلار را طی یک سال به‌جیب می‌زنند. این فیلم شرحی مختصر بر فرآیند کاری این سوداگران است.
سواب به‌سبب تجربه‌ای که در این مسیر داشته به‌خوبی توانسته پرده‌ی اول فیلم خود را به‌تصویر بکشد. نحوه‌ی استعمال و دست‌و‌پا زدن یوتا و دوست‌دخترش در پرده‌ی اول چیزی از یک اثر مستند کم ندارد. اما کارگردان با همین تصویرسازی گویا ارضا می‌شود و پس از آن فیلم را به دست داستانی انتزاعی که گویا خودش نیز تسلطی بر فرآیند آن ندارد می‌سپارد. به‌همین سبب است که در پرده‌ی دوم با روایتی کاملاً هالیوودی از یک معضل اجتماعی روبه‌رو هستیم. باید به آقای سواب گفت که حتی جملات حک‌شده‌ی پایانی و اطلاعاتی که به مخاطب می‌دهید چیزی از آشفتگی پرده‌ی دوم فیلم شما وبه‌تبع آن پرده‌ی سوم کم نمی‌کند. یوتا کاراکتری بود که می‌توانست ماندگار شود. این کاراکتر با بازی خوب «جک کیلمر» همانی بود که اگر آقای سواب می‌توانست پرده‌ی دوم فیلم خود را با تمرکز روی او و دنیای پیرامون در راستای همان سقوط و عروج و هبوط به‌تصویر بکشد، شاید اکنون این متن به‌گونه‌ای دیگر نگاشته می‌شد. اما سواب علی‌رغم آنکه با تمام وجود این فضا را در زندگی واقعی خود لمس کرده باز هم اسیر هیجانات کاذب آمریکایی شده است و فیلم خود را به‌سویی دیگر رهنمون کرده است.
فیلم سوداگران تن اثری حیف‌شده در دست کارگردانی مستعد است. فیلم سال ۲۰۱۶ کارگردان را به‌یاد بیاورید؛ «بگذار از تو یک شهید بسازم» هم دقیقاً سرنوشتی مشابه همین فیلم داشت. گویا سواب پس از پرده‌ی اول روایت‌های خود دچار بی‌تفاوتی می‌شود و فیلم را به‌حال خود رها می‌کند. او مستعد ساختن آثار ماندگار در سینمای هزاره‌ی جدید است. به‌همین دلیل بی‌صبرانه منتظر فیلم جدید دیگر او با نام «ایدای سرخ» هستم که اکران‌اش هم‌زمان با این اثر بوده است. باید دید در این درام جنایی، آقای سواب باز هم دچار سندروم آشفتگی پرده‌ی دوم می‌شود یا اتفاق دیگری برای روایت این کارگردان رقم خواهد خورد؟

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟