دوران نوجوانی دورانی شیرین و در عین حال سخت و عجیب است. نوجوانها با انواع بحرانهای شخصیتی روبهرو میشوند و برای رهایی از آن باید در ابتدا خود تلاشی سخت کنند و سپس افرادی را پیراموناشان داشته باشند تا آنها را در این مهم یاری کنند. «ادی» پسر نوجوانی است که علاقهای به دختران ندارد. پوسترهای اتاقش همه خلبانهای جنگی، سربازان کارکشته با اندامهایی درشت و بازیگران خوشتیپ مرد هستند. او میتواند ساعتها بنشیند و به معلم مرد ریاضی خود خیره شود و پلک هم نزند. دوستانش او را تمسخر میکنند زیرا با دختری دوست نیست. اما ادی که هنوز نمیخواهد این موضوع را بپذیرد، برای مقابله با این تمسخرها، تلاش میکند دوستی بیابد. از سویی دیگر «امبر» نیز با شرایطی مشابه شرایط ادی روبهروست. درنتیجه این دو بهصورت ظاهری رابطهای را با هم آغاز میکنند، اما رفتهرفته فارغ از جنسیتی که دارند یکدیگر را صمیمانه میپذیرند.
«دیوید فرین» در دومین تجربهی فیلمسازی خود سعی کرده روایتی درام و رئالیستی را از مشکلات نوجوانان امروزی تصویر کند. او بهخوبی توانسته وارد ذهن شخصیتهای نوجوان خود شود و از دوگانگیها و آشفتگیهای آنها حرف بزند. آشفتگیهایی که در اثر گمشدن یا حتی پیدا نکردن هویت وجودیاشان ایجاد شده است. نوجوانانی که نمیدانند چه میخواهند و به دنبال چه هستند. آنها در ابتدای راه شناخت خود حتی نمیدانند به چه کسی و چه چیزی علاقه دارند. امبر و ادی در ابتدا با یافتن هم و دیدن رفتارهای خود در دیگری میتوانند مانند آینهای که روبهروشان است خود را ببینند و سپس با تعاملات و سخن گفتن با یکدیگر به شناختی نسبی از خود برسند. آقای فرین در نشان دادن این شناخت بهخوبی عمل کرده و توانسته مخاطب را همراه خود کند. اما مشکل روایت آقای فرین در عدم جسارت او در نشان دادن سختیهای مسیر است. روایت او آنقدر ساده و آسان است که مخاطب شاید نتواند باور کند که شناخت شخصیتی نوجوانان اینچنین راحت است.
تا کنون فیلمهای بسیاری در باب همجنسگرایی مورد توجه قرار گرفته است؛ «کوهستان بروبک» و «مرا با نامت صدا بزن » که از عاشقانههای دو مرد حرف میزنند. هر دو فیلم هم به خوبی توانستهاند جنبه های انسانی و متفاوتی را برای ما نشان دهند. اما این توجه شاید بیشتر از سوی صنعت سینما صورت گرفته است و سودآوریهای تجاری آنها و نه از سوی هنر و ابعاد اجتماعی. همین امر مخاطبین بسیاری را نسبت به این گونه فیلمها دچار شک و تردید کرده است. اما باید گفت روایت این فیلم با داستان منسجم و در عین حال سادهی خود در ابتدا از بحرانهای هویتی نوجوانها سخن میگوید و از سویی این موضوع را روشن میکند که افراد همجنسگرا با چه مشکلات و معضلاتی روبهرو هستند. آن چنان که حاضرند برای جلوگیری از این مشکلات و حجم عظیم طرز فکرهای دیگران و فشار روانی حاصل از طرد شدن از جامعه، تمام هویت خود را انکار کنند و آن شوند که جامعه میخواهد.
فیلم با لانگشاتهایی زیبا از طبیعت کشور ایرلند قصد دارد طبیعت آزاد و رهای کشور را، با افکار تعصبی و آزاردهندهی مردمان آن مقایسه کند و با مکالمات ساده از زبان نوجوانها واقعیتی تلخ و آزاردهنده را بیان کند و به خوبی از پس این مهم برآمده است. بیننده از تماشای فیلمی آرام اما پر از حرف های گویا، لذت خواهد برد و وادار به تفکر خواهد شد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.