پوستر فیلم یادبود

اثرات وست‌ورلد

یادبود
Reminiscence
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

سریال وست‌ورلد با اولین فصل خود حتی مخاطبان سینما را نیز پای گیرنده‌ها کشاند تا محو تماشای دنیایی که جاناتان نولان و لیسا جوی ساخته بودند بشوند. در آینده‌ای بسیار دور پارکی با نام وست‌ورلد طراحی شده تا ابرثروتمندان برای ارضای انواع شهوت‌های خود پا به آن بگذارند و تجربه‌ای از نوع تجربه‌های زیسته را داشته باشند. وست‌ورلد دنیایی مانند همین دنیای پیرامون ما بود و خدای خود را داشت. گیرایی سریال و مکاشفه‌ی ذهنی کارگردان‌ها با آن مفاهیم مگو در ذهن مخاطب باعث اقبال عمومی به آن شد. تأثیرات آن به‌حدی بود که خیلی سریع فروم‌ها و صفحات اینستاگرامی و کانال‌های یوتوب برای مخاطبی که بهترین فیلم‌های زندگی‌‌اش «دوستان» و «بازی تاج‌وتخت» بودند و ذهن‌اش توانایی این همه بمباران داده‌ای را نداشت، سریع به تفسیر بپردازند. حال لیسا جوی در سال ۲۰۲۱ کمی جسارت به‌خرج داده و قصد داشته با وام گرفتن از فضای وست‌ورلد اثری سینمایی و آخر‌الزمانی را روی پرده ببرد.
نیک بنیستر یکی از کهنه‌سربازان جنگ اخیر است که حال با یکی از هم‌رزمان سابق خود با نام «واتس» دستگاهی را برای یادآوری ملموس و تصویری خاطرات گذشته‌ی دیگران اختراع کرده است. در دستگاه او فرد برای رهایی از بحران امروز دست‌به‌دامان خاطرات شیرین گذشته‌اش می‌شود. با دیدن نام لیسا جوی به‌عنوان کارگردان و ثاندی نیوتون و آنجلا سارافیان به‌عنوان بازیگر ناخودآگاه به‌یاد سریال وست‌ورلد می‌افتیم. اما خود فیلم هم هر چه پیش می‌رود بیشتر با دنیای وست‌ورلدی آمیخته می‌شود. در اینجا هم بازی با خاطرات افراد و مرور آنها و هویدا شدن رازهای مگو ما را به‌یاد ربات‌های انسان‌نمای وست‌ورلد می‌اندازد که می‌خواهند تجربه‌ی زیسته‌ی خود به‌عنوان انسان را داشته باشند. اما تفاوتی که این دو اثر با یکدیگر دارند در این است که فیلم «یادواره» شتابی بی‌دلیل را در خود دارد. علی‌غم زمان نزدیک به دو ساعته‌ی آن، مخاطب در میانه‌ی فیلم سرگردان می‌شود. کارگردان پیچیدگی‌های روایی اثر خود را در بدترین زمان‌های ممکن دچار گره‌گشایی می‌کند. متأسفانه فیلم با درون‌مایه‌ی خوبی که دارد، فرم مناسبی را انتخاب نکرده و هیچ‌ بخشی از آن یک اثر با هویت مستقل را نشان نمی‌دهد. فضای آخر‌الزمانی محیط شهری از آثار هم‌رده وام گرفته شده‌اند و هیچ‌کدام از لوکیشن‌ها به‌تنهایی این فیلم را در ذهن مخاطب یادآوری نمی‌کنند. حتی محیط طراحی‌شده برای دستگاه اختراعی نیز بسیار شبیه آزمایشگاه سریال وست‌ورلد است و باید گفت لیسا جوی همچنان گرفتار در دنیای بی‌نهایت وست‌ورلد است.
هیو جکمن در نقش نیک بنیستر بازی قابل قبولی دارد اما گویی کارگردان دست‌و‌پای او را بسته است و بازی او در کالبد بنیستر شکوفا نمی‌شود. کارگردان سعی داشته هرگونه قهرمان‌بازی را از کاراکتر خود بگیرد اما صحنه‌های اکشن بسیار مبتدیانه پرداخت شده‌اند. نه جامپ‌کات‌ها و نه زاویه‌های دوربین نتوانسته‌اند مخاطب را نسبت به این صحنه‌ها جذب کنند. این فیلم در کلیت خود یک چیز را کم دارد و آن هویت اثر است. لیسا جوی با قالب سریال وست‌ورلد سعی داشته اثری سینمایی با روایتی مستقل تولید کند اما برون‌داد اثر همان وست‌ورلد در لوکیشن شهری و نئونی بوده است. لیسا جوی ذهن خلاقی دارد و آن را در فصل اول وست‌ورلد شاهد بوده‌ایم اما این ذهن خلاق باید برای هر اثر مجزا از کیفیت اثر قبلی عمل کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟