پوستر فیلم کاندیشا

فرانکشتاینی از دل مذهب

کاندیشا
Kandisha
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

السکاندر بوستییو و ژولین موری یکی از زوج‌های موفق کارگردانی و نویسندگی در ژانر دلهره هستند. آنها در آثار خود سعی دارند به‌ پیروی از سبک اکستریم فرانسه تا جایی که می‌توانند دلهره را به‌صورت کاملاً انتزاعی و در کنار رگه‌هایی از اسلشر رادیکال به درون ذهن مخاطب انتقال دهند. باید گفت در آثاری که تا کنون با همکاری یکدیگر تولید کرده‌اند توانسته‌اند به این مهم دست یابند. حال و در جدیدترین اثر خود به ‌سراغ یکی از کاراکترهای افسانه‌ای مروبوط به قرن ۱۶ در دنیای عرب رفته‌اند.
داستان فیلم در مورد سه دوست جوان در یکی از شهرهای فرانسه است. آنها در مجتمع‌های آپارتمانی حومه‌ی شهر زندگی می‌کنند. کارگردان‌ها سعی کرده‌اند سه کاراکتر اصلی خود را از دل جامعه‌ی سیاه‌پوستان، اعراب و فرانسوی‌ها انتخاب کنند. این تضاد و در عین حال نزدیکی این سه دختر به یکدیگر باعث نوعی روحیه‌ی تهاجمی در آنها شده است. سبک زندگی این سه و ارتباط‌شان با دنیای پیرامون باعث شده تا پرده‌ی اول فیلم تبدیل به یک درام از نوع درام‌های اجتماعی برادران داردن شود. هر دو کارگردان ورای آنکه بخواهند با عجله وارد ژانر دلهره شوند، در ابتدا سعی کرده‌اند محیط پیرامونی این سه نوجوان را در پرده‌ی اول فیلم پرداخت کنند. از این نکته هم نگذریم که فیلم در همان پرده‌ی اول به ما از یک اثر کاملاً فمینیستی می‌گوید. حتی انتخاب کاراکتر عایشه کاندیشا که از دل افسانه‌ها برآمده نیز زنی است که فقط‌و‌فقط به مردان حمله می‌کند. شاید این همه اغراق در پرداخت کاراکتر شیطانی به مزاق بسیاری از مخاطبان خوش نیاید اما هر دو کارگردان از قبل تصمیم خود را گرفته‌اند و به درون این درون‌مایه رفته‌اند.
اما فیلم برخلاف تنوع ملیتی در کاراکترهای خود به‌هیچ‌عنوان سعی ندارد به‌سراغ مسئله‌ی نژادپرستی برود و از همان ابتدا با دنیایی که می‌سازد سعی دارد مخاطب را فقط و فقط به درون تقابل زن و دنیای پیرامون ببرد. هر چند این دنیا بسیار ایده‌آل است اما زیباست. در این دنیا یک عرب پرستار است و به‌شدت مورد قبول جامعه‌اش است و خانواده‌ی دختر سیاه‌پوست تمکن مالی بهتری نسبت به خانواده‌ی سفیدپوست دارند. این‌ها نشان از این دارند که جامعه‌ی آرمانی در نظر فیلم‌سازان همین جامعه‌ی ساده است که در آن سعی دارند ذره‌ذره غبار برخی جهالت‌ها را از جامعه‌ی انسانی بزدایند.
فیلم کاندیشا در پرده‌ی دوم وارد ژانر دلهره‌ می‌شود و در اینجاست که ضعف کم‌کم خود را نشان می‌دهد. آن نگاه مستندگونه به زندگی این سه نوجوان و فضای داردِنی باعث می‌شود فیلم در پرده‌ی دوم خود دچار شکافی عمیق و به‌عبارتی دچار ناهم‌خوانی ژانرها شود. کاندیشا می‌آید، می‌کشد، تکه‌تکه می‌کند و در نهایت دوباره در جسمی دیگر حلول می‌کند. فیلم در برخی سکانس‌های خود آن‌قدر عجله دارد که مخاطب با خود فکر می‌کند احتمالاً در پرده‌ی اول فیلم دیگری را شاهد بوده است. فیلم‌سازان گویا احساس کرده‌اند مخاطب کاندیشا را از همان اثر سال ۲۰۰۸ و با همین نام می‌شناسد و نیازی به معرفی بیشتر آن ندارند. به همین سبب است که کاندیشا در هر حمله چهره‌ای متفاوت به‌ خود می‌گیرد؛ گاه زنی زیبا و چادربه‌سر، گاه زنی اروتیک و گاه موجودی شبیه جن. کاندیشا بیش از آنکه ترسناک باشد، موجودی بی‌هویت و معلق است. فیلم کاندیشا شاید اگر تمرکز بیشتری روی شخصیت عایشه کاندیشا می‌کرد هم می‌توانست به مقوله‌ی فمینیستی خود بپردازد هم مخاطب ژانر دلهره را کمی جذب خود کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟