تصویر ابتدایی فیلم مردی را نشان میدهد که درون قایقی کوچک در میان دریاچهای بزرگ چمباتمه زده است. مرد تکان چندانی نمیخورد و تنها نسیمی ملایم آبهای دریاچه را کمی تکان میدهد. سپس صدای مرد شنیده میشود که با خواندن شعری از مولانا از تلاش خود برای اصلاح رابطهاش با همسرش حرف میزند.
فیلم «سیب» (۲۰۲۰) داستان مردی بود که همسر خود را از دست داده بود. حال با فراموشیای که یا خودخواسته بود یا واقعاً در اثر رخداد این سانحهی تلخ ایجاد شده بود، سعی میکرد زندگی خود را سروسامانی دهد. او از نقطهی صفر شروع کرده بود و با رفتن به خانهای جدید و محیطی جدید و حتی آغاز رفتارهایی جدید سعی میکرد خود را دوباره بشناسد. مسیری که اگرچه به نظر آسان میآمد اما برای این مرد طاقتفرسا بود. انگار کن که او نیز با همسرش مرده بود و حالا دوباره زاده شده بود بدون هیچ چیز. «رایان» نیز با رفتن همسرش به سمتی دیگر این احساس را در دورن خود داشت. حال با اینکه او و «کلودیا» دیگر با هم نبودند اما میخواست برای بازپس گرفتن گذشتهی شیرین خود کمی تلاش کند و بفهمد چرا او و عشقاش از هم دور شدهاند. و سعی کند اگر رفتنی هم هست که هست، حداقل این رفتن با خاطرات تلخ همراه نباشد.
فیلم «دربارهی ما» داستان زوجیست که ده سال با هم زندگی مشترک خوبی داشتهاند و حالا زمان جدایی آنها فرا رسیده است اما انگار رایان هنوز این جدایی را نمیخواهد. پس با رفتن به جایی که سالها پیش ماه عسل خود را در آنجا گذراندهاند، سعی میکند اشتباهات رابطهشان را پیدا کند. فیلم از زمان ابتدایی خود تا پایان خود مدام این دو نفر را نشان میدهد که با هم مکالمه میکنند و ما از میان مکالمات آنها باید متوجه روابط میان آنها شویم. چیزی شبیه به فیلم «پیش از نیمهشب» محصول ۲۰۱۳. فیلمی که البته با شناختی که ما از جسی و سلین داشتیم شاید ارتباط برقرار کردن با آنها برایمان بسیار راحتتر بود تا ارتباطی که قرار است با کلودیا و رایان برقرار کنیم. رایان و کلودیا نیز مانند جسی و سلین در کوچههای روستا راه میروند و با هم صحبت میکنند. صحبتهایی که نه تنها دربارهی خودشان که دربارهی خانوادهشان و پدر و مادرشان و البته ریشهی اتفاقاتی که در کودکی برایشان رخ داده است هم میباشد. از این روست که ما آهستهآهسته وارد رابطهی آنها میشویم و تلاش میکنیم بفهمیم چه اتفاقاتی رخ میدهد که میتواند دو فرد عاشقپیشه را اینچنین از هم غمگین یا حتی دور کند. اتفاقاتی که اگرچه در داستان پرداخت زیادی نشدهاند اما باز هم حرفهایی برای گفتن در خود داشتند.
فیلم «دربارهی ما» اما نه نمیتواند به وضوح فیلم «پیش از نیمهشب» شخصیتهای خود را به ما نشان دهد و نه میتواند مانند فیلم «سیب» همانقدر استعاری و زیبا درد فراق و دوری را به تصویر درآورد. اینکه فیلم «سیب» کمترین بهره را از موسیقی برده بود هم باعث شده بود احساس تنهایی و درد شخصیت مرد داستان بیشتر نیز دیده شود. کاری که در این فیلم رخ نداده است و موسیقی مداوم آن باعث شده است که آن احساس عمیق تنهایی در درون رایان گم شود و همیشه صدایی ما را از توجه به او دور کند. فیلمی که با آنکه موسیقیِ زیاد آن احساسات آن را پوشانده بود اما تصاویرش توانسته بود کمی از این کاستی بکاهد و شخصیتهایاش را دربربگیرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.