پوستر فیلم با من خون بریز

کارگردانی تازه‌کار که مسیر درستی را انتخاب کرده است

با من خون بریز
Bleed With Me
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱
نویسنده سارا

«رووان» در صندلی عقب ماشین خوابیده است. «امیلی» و «برندن» نیز در جلو نشسته‌اند. این سه نفر قرار است آخرهفته‌ی خود را در یک کلبه‌ی قدیمی در میان جنگل و برف بگذرانند. کلبه‌ای که متعلق به خانواده‌ی امیلی‌ست. رووان تازه شش ماه است که با امیلی در محل کارشان دوست شده است و تا به حال نیز با او به مسافرت نرفته است. امیلی هم که بعد از یک تصادف سخت پای‌اش آسیب دیده بود و نیاز به مراقبت داشت با دوست‌پسر خود برای تغییر آب‌هوا به مسافرت نیاز داشتند. این سه نفر به کلبه می‌رسند و در آنجا سکنی می‌کنند. اما زمانی نمی‌گذرد که رووان چیزهای عجیبی می‌بیند.
زاویه‌ی دوربین فیلم «با من خون بریز» و بازیگر نقش امیلی در همان ابتدای دیدن فیلم ما را به یاد تصاویر فیلم «خون‌آشام» می‌اندازد. فیلمی که در اواخر سال ۲۰۲۰ اکران شده بود و فیلم دوم کارگردان تازه‌کار یعنی «آمیلیا موسس» بود. فیلم «با من خون بریز» درواقع فیلم اول این کارگردان می‌باشد که بعد از فیلم دوم آن و در سال ۲۰۲۱ اکران شده است. درواقع ما با دیدن فیلم دوم او که فیلمی زیبا هم از لحاظ بصری و هم از لحاظ موسیقی و البته که داستانی بود نمره‌ای بیش از نمره‌ی متوسط به آن دادیم و حال باید فیلم اول او را مشاهده کنیم. دیدن فیلم اول هر کارگردانی می‌تواند نشان دهد آینده‌ی این کارگردان چه خواهد بود. و ما که فیلم دوم موسس را زودتر از فیلم اول آن دیده‌ایم متوجه خواهیم شد که اگرچه فیلم اول آن از لحاظ داستانی کمبودها و ابهامات زیادی دارد، اما توانسته است راهی باشد برای پیشرفت این کارگردان در فیلم دوم او و احتمالا فیلم‌های بعدی‌اش و نشان دهد که موسس راه درستی را برای مسیر خود انتخاب کرده است.
اولین نکته‌ای که باید درباره‌ی این کارگردان گفت و به آن توجه کرد آشنایی این کارگردان با دوربین و زوایای آن است. در فیلم اول این کارگردان ما می‌توانیم با زوایای دوربینی که معمولاً از گوشه‌ای به مرکز داستان نگاه می‌کند، بدانیم که قرار است با یک داستان معمایی روبه‌رو باشیم. دوربین عموماً دور از شخصیت‌ها قرار گرفته است و بارها افراد از برابر آن رد می‌شوند و درواقع حضور دوربین را انکار می‌کنند. از این روست که دوربین به عنوان بیننده‌ای مخفی نشان از اتفاقی مخفی در آن کلبه می‌دهد. در فیلم «خون‌آشام» نیز زاویه‌ی دوربین مدام دور از کاراکترها و با لرزش‌هایی همراه بود و از این رو می‌شد چیزی ترسناک و عجیب را در فیلم احساس کرد. برای شخصیت‌ها هم معمولاً مدیوم کلوزاپ استفاده شده است و ما مدام آنها را با محیطی که باید چیزی در آن مخفی باشد، می‌بینیم. اینکه تصاویر گاه از چشمان رووان خسته و مست در هاله‌هایی از ابهام و با برش‌هایی متفاوت دیده می‌شود نیز همان اثری را دارد که باید یک فیلم رمزآلود در تصاویر خود داشته باشد.
اما این داستان معمایی و رمزآلود که بیننده را در سکانس‌هایی نیز می‌ترساند، قرار است چه باشد؟ متاسفانه مشکل اصلی داستان آن است که بیننده با تمام زیبایی در تصاویر و حتی موسیقی آن، نمی‌تواند به درستی شخصیت اوون یا امیلی را بشناسد. در انتها هم مشخص نمی‌شود دقیقاً چرا اتفاقات پایانی رخ داده‌اند و رووان در تصورات خود چیزی دیده است یا اتفاقات همه واقعی بوده‌اند.
در نهایت باید گفت اگرچه فیلم «با من خون بریز» زاویه‌ی دوربین و حتی بازیگران خوبی دارد اما داستان مبهم آن باعث شده است نتوان به این فیلم نگاهی خاص کرد اما از سوی دیگر ما با دیدن فیلم دوم همین کارگردان متوجه می‌شویم که خوشبختانه موسس نیز خود بر این موضوع واقف بوده است و تلاش کرده است تا فیلم دوم خود را بهتر کند و البته که توانسته است. از این رو باید منتظر نشست و دید فیلم سوم این کارگردان آیا در همین مسیر درست قرار گرفته است و او را به سمت باز هم بهتر شدن می‌برد؟

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟