از هر زاویهای بخواهیم به این فیلم نگاه بیندازیم در نهایت ردپاهای قهرمان عامهی آثار هالیوودی را در آن میتوان یافت. کارگردان اثر هر چه سعی کرده خود را از کلیشه دوری کند باز هم در سکانس افتتاحیه دست خود را رو میکند. این حدس پیشاز موعد هم به این دلیل است که کارگردان در تیتراژ خود اولین قدم اشتباه را برداشته است. آلیشیا ویکاندر در تیتراژ ابتدایی فیلم پس از حرف «و» ناماش میآید و در ادامه؟ بله، درست حدس زدید. کل سکانس افتتاحیه اوست که نقش پررنگی در فیلم دارد و شخصیت بکت در حاشیهی دوستدختر خود است. حال با حدسی که مخاطب بعد از رد شدن تیتراژ زده، کارگردان در همان قدم اول خود را در گودالی عمیق انداخته است. او میماند و شخصیت بکت که از همان ابتدا سردرگم پرداخت شده است. بازی ضعیف جان دیوید واشنگتن که برای چنین فیلمی از انعطاف لازم برخوردار نیست این گودال را عمیقتر کرده است. کارگردان با حذف ایپریل در ابتدای فیلم شخصیت اول خود را وارد کلاف سردرگمی میکند که حتی خود او هم نمیداند سر به کجا دارد.
فیلم بکت مهم تر از هر نکتهای با خودش روراست نیست. کارگردان از همان ابتدا مسیر خود را مشخص نمیکند؛ آیا او قصد دارد بحران ریاضت اقتصادی یونان را در حاشیهی اتفاقاتی که برای شخصیت اول میافتد نشان دهد و آنها را در جایی به هم ربط دهد؟ نهتنها این اتفاق رخ نمیدهد، بلکه نماهای آشوب شهری در فیلم آنقدر بچگانه و ضعیف پرداخت شدهاند که مخاطب در آن برهه از داستان بیشتر بهدنبال این است که کاراکتر بکت چه مسیری را انتخاب میکند. پس استفاده از بحرانی که خود میتوانست پیرنگ اصلی یک اثر باشد یا باید در فیلم تأثیری دراماتیک داشته باشد یا بهتر است مسیر روایت از سویی دیگر پی گرفته میشد. بگذارید این بحران و اعتراضات را در پسزمینهی اثر قبول کنیم و بگوییم برای زیبایی و شلوغ شدن لوکیشن این تصمیم گرفته شده است. البته مخاطبی که درامی همچون «زندگی دوگانهی ورونیک» را تماشا کرده باشد میداند قصد نویسنده از ایراد وارده به فیلم چیست.
نمیدانم چه اصراری بوده که کارگردان کاراکتر اول خود را همچون شخصیت اول یک بازی کامپیوتری پرداخت کند که مخاطب در برخی لحظات فیلم احساس این را داشته باشد که در حال تماشای دموی مابین مراحل یک بازی کامپیوتری است؟ این اتفاق به انتخاب نادرست زوایای دوربین توسط کارگردان بازمیگردد که در بیشتر صحنهها سعی کرده کاراکتر خود را در لانگشات و هایانگل نشان دهد که از زاویههای دلخواه بازیهای کامپیوتری است. این اتفاق بهقدری در فیلم پررنگ است که در برخی لحظات مخاطب احساس میکند که بکت باید از مسیر کناری عبور کند تا بتواند سکههای این مرحله از بازی را جمعآوری کند. فیلم «بکت» نه در کلیت خود و نه در پرداخت پلانبهپلان هیچ نشانی از یک اثر هیجانانگیز دندانگیر ندارد.