پوستر فیلم دستگاه تهویه‌ی هوا

وقتی چشمان‌ام را می‌بندم…

دستگاه تهویه‌ی هوا
Air Conditioner
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

هوا به شدت در شهر لوآندا مرکز کشور آنگولا –در آفریقا– گرم است. دستگاه‌های تهویه‌ی هوا دیگر کشش خنک کردن را ندارند و بیشتر آنها نیز ازکارافتاده‌اند. از این روست که این دستگاه‌ها به عنوان وسایلی لوکس تنها در اختیار کسانی‌ قرار دارد که طبقه‌ی اجتماعی مرفه‌تری دارند. «ماتاسِدو» به عنوان نگهبان یک ساختمان مأموریت پیدا می‌کند که هر طور شده است دستگاه تهویه‌ی هوای رئیس ساختمان را تعمیر کند یا اینکه یک دستگاه جدید برای او بیاورد. در راه یافتن این دستگاه «زِزینیا» خدمتکار رئیس ساختمان هم با او همراه می‌شود.
فیلم «دستگاه تهویه‌ی هوا» فیلمی شبیه به یک مستند است که روایت جادوئی آن، آن را به شاخه‌ی رئالیسم جادویی وارد کرده است. مستندگونه از آن جهت که ما وارد دنیایی می‌شویم که همه‌چیز در آن واقعی‌ست و تصاویری که نشان داده می‌شود همه شرح کشوری‌ست که سطح رفاهی افراد آن، آن‌چنان پایین است که یک دستگاه تهویه‌ی هوا و یک خنک‌کننده‌ی هوا باید به عنوان کالای لوکس دیده شود. و جادوئی از آن جهت که ماتاسدو چیزهایی را می‌بیند و احساس می‌کند که در واقعیت وجود ندارند و این ذهن اوست که این اتفاقات را خلق می‌کند. مثلاً او با حرف نزدن با همسایه‌های خود حرف می‌زند و تنها کافی‌ست دو همسایه به هم نگاه کنند تا بتوانند بدون اینکه کلامی بین آنها ردوبدل شود با هم سخن بگویند. درواقع رئالیسم جادویی همین است که اتفاقات واقعی در بستری از خیال رخ می‌دهد و ما وارد دنیای ذهنی شخصیت داستان می‌شویم تا بتوانیم از ذهن او دنیا را ببینیم. دنیایی که عموماً از فقر و نداری و درد افرادی حرف می‌زند که ساده‌ترین نیازهاشان برطرف نمی‌شود و افرادی طردشده و دورافتاده از جامعه هستند که دیگر کسی حتی به فکر آنها هم نیست. از سوی دیگر نشان دادن این فقر و نداری، انتقادی به قدرت‌های سیاسی و افراد پرنفوذی‌ست که هیچ توجهی به این افراد نمی‌کنند و تنها به دنبال آنچه خود می‌خواهند، هستند. چنان‌که رئیس ساختمان در این فیلم، بدون اینکه توجهی حتی به دیوارهای ترک‌خورده و سقف‌های آب‌داده شده‌ی خانه‌های مردمان آن داشته باشد، تنها به فکر داشتن دستگاه تهویه‌ی هوای خود است، آن هم به هر قیمتی. و این اتفاق چه شباهت عجیبی به دنیای پیرامونی ما دارد‌‌. نگاه که کنیم ما خود نیز، هر یک در رئالیسمی جادویی زندگی می‌کنیم و تنها زندگی می‌کنیم‌.
دوربین فیلم «دستگاه تهویه‌ی هوا» با هوشیاری تمام با دنبال کردن ماتاسدو که در جست‌وجوی دستگاه خنک‌کننده است، ما را به دل خانه‌های پر از فقر افرادی وارد می‌کند که هیچ‌چیز ندارند اما هنوز هم زندگی را دوست دارند. آنها یا با سرهای نوشابه برای خود بازی‌ای را می‌سازند و با آن خوش‌اند یا با ساختن ماشینی خیالی به دل رویا و خیال می‌روند. تکان‌های مداوم این دوربین، چرخش‌های صدوهشتاد درجه‌ای آن و حرکات گاه آهسته‌ی آن، همگی در ایجاد احساس نزدیکی ما با دنیای ماتاسدو بسیار موثر است. نورهای خارج شده از درها و پنجره‌های ساختمانی که بیشتر به مخروبه شبیه است، در کنار صداهای واقعی محیط و البته موسیقی زیبای محلی آن، همگی اثر تصاویر را بیشتر هم کرده و این گونه آن جادوی واقعی‌ای که باید ما را با خود به درون دنیای ماتاسدو ببرد، شکل پیدا کرده است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟