«چو تین- یان» در هنگام تولد برای یک ثانیه میمیرد و دوباره به دنیا باز میگردد. از همان زمان است که او میتواند یک ثانیه بعد را ببیند. پدرش که مادر را در هنگام تولد پسر از دست داده است، با فهمیدن این موضوع سعی میکند از این اتفاق بهره ببرد. اما چه بهرهای میتوان از پیشبینیهای یک ثانیهای برد؟ چو نه میتواند در هنگام کارتبازی پدر، دست طرف مقابل او را بخواند و نه حتی میتواند در شرطبندیهای اسبسواری شرکت کند. او تنها در چند شوی تلویزیونی حضور پیدا میکند و دیگر تمام. از نظر پدر، چو هیچ استعداد خارقالعادهای ندارد و از این روست که او با همین طرز فکر بزرگ میشود.
سینمای «هنگکنگ» در دهههای پیش از دههی ۱۹۹۰ سومین سینمای مطرح جهان در صنعت فیلم متحرک -بعد از آمریکا و هند- بود. این سینما حتی در آن زمانها دومین صادرکنندهی فیلم نیز محسوب میشد. بحرانهای اقتصادی دههی ۱۹۹۰ اما سیر صعودی این سینما را کمی با اختلال همراه کرد و همین امر سرعت رشد آن را کاهش داد. اما هنوز هم این سینما در میان بسیاری از کشورها طرفداران خاص خود و حتی طرفداران متعصب خود را دارد. بهویژه سینمای اکشن آن. فیلم «قهرمان یک ثانیهای» نیز از دل همین سینما خارج شده است و میتوان خلاقیت و شجاعت اجرای یک ایدهی نو را در داستان آن دید.
چو که تنها میتواند یک ثانیه بعد از زمان حال را پیشبینی کند با همان طرز فکری که در کودکی پدرش به او القا کرده بود، بزرگ میشود و هرگز هم فکر نمیکند از این موهبتی که به او داده شده است چگونه میتواند بهره ببرد. شاید ما هم اگر جای او بودیم نمیدانستیم چگونه میتوانیم از این پیشبینی یک ثانیهای خود بهره ببریم. اینجاست که خلاقیت نویسنده به چشم میآید و او در داستانی با منطق روایی، چو را در برابر فردی قرار میدهد که به دنبال یک بوکسر برای مسابقهی بوکس پیش روی خود است. چو که برای درمان گوش پسرش پولی قرض کرده بود، با دیدن این موقعیت تنها راه برای به دست آوردن پول این قرض و دادن بدهی خود را شرکت در این مسابقه میبیند. او میتواند در مسابقهای مانند مسابقهی بوکس که در هر ثانیه میتوان یک یا چند مشت را حوالهی حریف کرد از این موهبت خود استفاده کند.
داستان در نیمهی ابتدایی خود به زیبایی و با منطقی که در آن اصل داستاناش غیرواقعیاست، چنان این موقعیت را واقعی جلوه داده است که میتوان به راحتی موقعیت پیش روی چو را درک کرد و با او و پسرش همراه شد. اینکه داستان از روابط میان چو و پسرش غافل نمانده است و حتی از این رابطه برای پیشبرد داستان خود استفاده کرده است هم یکی دیگر از اتفاقات مهم فیلم است که باید به آن توجه کرد. دیگر شخصیتهای داستان نیز همگی پرداختی کافی داشتهاند. نیمهی دوم اما روندی دیگر به خود میگیرد و توجه بیشتری به بوکس و مسابقات انجام شده توسط چو میکند. از این روست که اگر مخاطبی علاقهای به بوکس و دیدن مسابقات آن نداشته باشد شاید از این روند داستان احساس خستگی و ملامت کند. اما برای علاقهمندان به این مسابقه این نیمه هم راضیکننده خواهد بود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.