«ادواردو» و «فلیپه» دو برادر هستند که به همراه دوستدختران خود به خانهی قدیمی اجدادیشان که در میان جنگلی دورافتاده است، رفتهاند و میخواهند تعطیلات آخر هفتهی خوشی را با هم بگذرانند. دوستدختر ادواردو -پائولا- اما از همان لحظهی ورود به خانه احساس عجیبی نسبت به این خانه پیدا میکند. و خانه هم عجیب بودن خود را فردای همان روز به آنها نشان میدهد. فلیپه در ابتدا صداهای عجیبی را میشنود و سپس این صداها او و دیگر همراهاناش را به سمت زیرزمین میکشاند. آنها در زیرزمین خانه ابزارهایی مانند زنجیر و چاقوهایی تیز را پیدا میکنند و کمی بعد عکسهایی از دخترانی که احتمالاً همگی در همین زیرزمین کشته شدهاند.
باز هم یک فیلم دیگر در خانهای دورافتاده و قدیمی که قرار است سوژهی یک فیلم هیجانانگیز و ترسناک باشد. سوژهای که در بسیاری از فیلمها مورد استفاده قرار میگیرد و گاهی حتی برای اینکه جذاب و پرهیجان و ترسناک باشد هم نیاز به بودجههای کلان و لوکیشنهای بزرگ ندارد. گاه میتوان با همان المانهای ابتدایی و با داستانی ساده و بدون کمترین پیچیدگی و البته موسیقیای پرتنش، روایتی ترسناک و پرشور را در برابر مخاطب خود قرار داد و او را از فیلم راضی کرد. مانند فیلم «اخطار» (۲۰۲۰) که با همین المانها توانسته است ترس را بهخوبی به مخاطب خود القا کند. فیلم «کنتس» هم با توجه به عوامل کار و لوکیشن و محیطی که قرار است داستان در آن رخ دهد، مشخص است که جزو فیلمهای دارای بودجهی کم است که سعی دارد سری در میان فیلمهای ترسناک و مهیج برای خود بلند کند. اما متاسفانه این فیلم هم مانند بسیاری از فیلمهای در این ژانر نتوانسته است کاری انجام دهد و درواقع فیلم بیش از آنکه روایتی ترسناک داشته باشد، داستانی جنایی را دنبال میکند که در آن ارواح حرف اصلی را میزنند.
فیلم «کنتس» در روایتی موازی داستان سه نسل که هر کدام در یک خانه زندگی میکنند را ارائه میدهد. تصاویر ابتدایی داستان روایت نسل دوم است که در ادامه به همراه داستان نسل سوم، بیشتر زمان فیلم را به خود اختصاص میدهند. داستان نسل اول که دلیل تمام اتفاقات نسلهای بعدی است به صورتی کوتاه در پایان داستان بیان میشود. فیلم در نیمهی اول خود شخصیتهای دو نسل دوم و سوم را به ما نشان میدهد و سعی میکند ما را به آنها نزدیک کند اما این سعی با پرداختهای ناقص و اتفاقات تکراری بیننده را خسته میکند و تنها اتفاق به ظاهر ترسناکی که در داستان رخ میدهد، همان صداهایی است که از زیرزمین شنیده میشود. در نیمهی دوم، فیلم تلاش بسیاری کرده است تا داستانی جذاب را نقل کند. اما فراموش کرده پایهی اصلی داستان و دلیل رخ دادن اتفاقات را به درستی بیان کند. اینکه چرا مادر نسل اول دست به ارتکاب قتلهایی فجیع زده و چرا روح او در این خانه زندانی شده است؟ یا اینکه چرا روح نسلهای بعدی باید در این خانه زندانی شوند؟ حتی فیلم دلیل اینکه چرا باید «دبورا» همهی ارواح گذشته را ببیند یا «ساندرا» از کجا توانسته است رازهای گذشته را بیابد را هم بیان نکرده است. ازاینروست که اگرچه داستان فیلم میتوانست جذابیتهای رواییای را در درون خود داشته باشد اما با نادیده گرفته شدن جزئیات و پایهی داستان، تمام فیلم مبهم و بیفایده شده است. حتی بعضی شاتهای زیبای فیلم هم قربانی همین داستان ناکارآمد گشته است.
دانلود از بیاتو مووی