تلاش نافرجام کارگردان برای ساخت یک اکشن-کمدی
طی یک دههی اخیر تلاشهای بسیاری برای ساخت اکشن-کمدیهای جذاب صورت گرفته است. نمونهی آخر آن فرنچایز «بادیگارد آدمکش» بود. این دسته از فیلمها یکی از بازیگرانی که در فیلمهای صرفاً اکشن و ماجراجویی سابقهای نسبتاً خوب در ذهن مخاطب دارد را انتخاب میکنند و او را در تقابل با عادیترین امور زندگی و از آن سو خشنترین اتفاقات ممکن قرار میدهند. با این جمله بسیاری از فیلمها با حضور بازیگران اکشن در ذهن شما تداعی شد. از جمله بازیگرانی که در این اکشن-کمدیها حضور داشتهاند میتوان به ون دیزل، جیسون استاتهام و دوئین جانسون اشاره کرد. در یک اثر اکشن-کمدی کاراکتر قهرمان توسط کاراکترهایی که هر کدام بخشی از بار کمدی اثر را بر دوش دارند احاطه میشود. ناهمگونی شخصیت این کاراکترها با دنیای جدیدی که در آن قرار گرفتهاند باعث خلق موقعیتهای درام میشود و مخاطب سینمای سرگرمی را کاملاً سرگرم میکند. البته در این میان فراموش نکنیم که بازیگری چون جیسون استاتهام که یکی از کاراکترهای اصلی سینمای کمدی-ابزورد بریتانیا در دههی ۱۹۹۰ بود چندان با این موقعیتها غریبه نیست و برخلاف همتایان آمریکایی خود توانسته چند اثر نسبتاً خوب را در این گونهی سینمایی بازی کند.
حال به فیلم «آخرین مزدور» بازگردیم و حضور ژان کلود وندم بهعنوان کاراکتر مرکزی در یک اثر فرانسوی. سینمای فرانسه با دو اثر تاکسی و پلنگ صورتی در دو دههی اخیر بسیار خود را به ساخت آثار کمدی-اکشن و موفقیت آنها در گیشه امیدوار میدید. اما با اثری که مقابل ما قرار گرفت چیزی از آن تجربههای قبلی را شاهد نبودیم. وندم که دیگر عمر بازیگریاش در سینمای اکشن بهپایان رسیده است نتوانسته نقش کاراکتر محوری این فیلم را بهخوبی اجرا کند. از آن سو بازیگران فرانسوی که قرار بوده در این فیلم بار کمدی را به دوش بکشند تبدیل به ماکتهایی غرغرو و پر از جیغ و داد شدهاند. از همه مهمتر اینکه فیلم از همان ابتدا دچار روایت نمیشود و بهنوعی عریان است. بهطور مثال سکانس افتتاحیهی فیلم که باید معرفی شخصیت ریچارد باشد حتی قادر به انتقال هیجان کاذب هم به مخاطب خود نیست. وندم که تبلیغات ماشینهای سنگین بهمذاقاش خوش آمده با همان استایل این سکانس را آغاز میکند. اما میزانسن عریان و کاملاً مصنوعی به مخاطب خبر میدهد که نباید منتظر اتفاق خاصی باشد. کارگردان بیتجربه و تازهکار این اثر از همین سکانس افتتاحیه تا انتهای فیلم دائم در حال دستوپا زدن است مگر مخاطب حداقل با یک سکانس بتواند فیلم را هضم کند. اما حتی برای ثانیهای چنین اتفاقی رخ نمیدهد و بار کج فیلم به مقصد مورد انتظار نمیرسد. آثار توزیعی و تولیدی توسط نتفلیکس با این حجم خروجی از این کمپانی دیگر تبدیل به تخممرغهای شانسی شدهاند و نمی توان انتظار داشت که حک شدن نام نتفلیکس در ابتدای هر فیلم نشان از قابل تأمل بودن آن دارد. کمپانیهای A24 و IFC اما برخلاف نتفلیکس همچنان سختگیر و گزیدهکار هستند. نتفلیکس دیگر تبدیل به یک بقالی سینمایی شده است که سعی دارد جنس خود را جور نگه دارد تا حتی مخاطبان سینمای گروه ب نیز دستخالی برنگردند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.